مترجم سایت

قرآن و اهمیت قربانى

 

نوع مطلب :مذهبی ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

قرآن و اهمیت قربانى

عید قربان

قرآن، از قربانى حج، به عنوان شعائر الهى یاد كرده كه باید مورد تكریم و احترام قرار گیرد:

یا ایها الذین آمنوا لاتحلوا شعائر الله ولا اشهر الحرام ولا الهدى ولا القلائد ولاامین بیت الحرام.1

اى كسانى كه ایمان آورده اید، شعایر خدا و ماه حرام و قربانى را، چه بدون نشانه و چه با نشانه، حرمت مشكنید و آزار آنان را كه به طلب روزى و خشنودى پروردگارشان، آهنگ بیت الله الحرام كرده اند، روا مدارید.

والبدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فیها خیر فاذكروا اسم الله علیها صواف فاذا وجبت جنوبها فكلوا منها و اطعموا القانع والمعتر.2

شتران قربانى را براى شما از شعایر خدا قرار دادیم. شما را در آن خیرى است.

و همچنان كه بر پاى ایستاده اند، نام خدا را بر آنها بخوانید و چون پهلوى آنها بر زمین رسید، از آنها بخورید و فقیران قانع و گدایان را اطعام كنید. در این آیه شریفه، سخن از خیر و بركت است: لكم فیها خیر كه خوردن و خوراندن و بهره مند شدن از گوشت آن، یكى از خیرها و بركت هاست، لیكن بركت ها و خیرهاى قربانى، در خوردن و خوراندن، خلاصه نمى شود و اسرار دیگرى نیز وجود دارد كه به پاره اى از آنها رسول خدا صلی الله علیه وآله و امامان علیه السلام اشاره فرموده اند.

امام على علیه السلام مى فرمایند: سمعت رسول الله صلی الله علیه وآله  نخطب یوم النحر و هو یقول:... ما تهریقون فیه من الدماء فمن صدقت نیته كان اول قطرة له كفارة لكل ذنبه.3

شنیدم رسول خدا بر مردم خطبه مى خواند و مى فرمود: كسى كه با نیت خالص و ناب قربانى كند، نخستین قطره خون قربانى، كفاره گناهان وى است.

یا امام موسى كاظم علیه السلام مى فرمایند: قال رسول الله صلی الله علیه وآله استفرهوا ضحایاكم فانها مطایاكم على الصراط. 4 قربانی هاى خود را فربه برگزینید، زیرا آنها مركبهاى شمایند در پل صراط.

قربانى از شعایر الهى است و باید هر چه با شكوه تر در موسم حج، انجام گیرد و در روایات به این نكته، بسیار اهمیت داده شده است.

شعائر الهی باید به گونه جمعى انجام شود؛ همه همزمان در یك مكان گرد آیند، خانه خدا را طواف كنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حركت كنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات كنند، با هم در یك زمان و در یك مكان، صحنه با شكوه قربانى را بیافرینند

امام صادق علیه السلام مى فرمایند: ذبح رسول الله صلی الله علیه وآله  عن امهات المؤمنین بقرة بقرة ونحر هو ستا و ستین بدنه و نحر على علیه السلام اربعا و ثلاثین بدنه.5

در واقع تعظیم شعائر الهى در نظر بوده كه باید به گونه جمعى انجام شود: همه همزمان در یك مكان گرد آیند، خانه خدا را طواف كنند، سعى صفا و مروه را انجام دهند، با هم به سوى مواقف حركت كنند، با هم وقوف داشته باشند، و با هم رمى جمرات كنند، با هم در یك زمان و در یك مكان، صحنه با شكوه قربانى را بیافرینند.

این كه در آیات و روایات تاكید بسیار شده بر تعظیم شعائر در قربانى، دلیل بر این است كه در انجام قربانى، یك خواسته هدف نبوده، كه بر آوردن نیاز بینوایان باشد و خواسته و خواسته هاى دیگرى نیز در نظر بوده كه مهم ترین آنها بزرگداشت شعائر الهى است.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


1- سوره مائده، آیه 2.

2- سوره حج، آیه 36.

3- بحارالانوار، ج 96/301؛ علل الشرایع، 2/141.

4- علل الشرایع ، 145/.

5- وسائل الشیعه ، ج 10/101.



آیا سحر ، همان کرامت یا معجزه است ؟!

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

آیا سحر ، همان کرامت یا معجزه است ؟!

حرمت جادو

سحر و جادو از منظر علماى دینى

سحردرلغت ، به هشت معنا آمده كه مهم ترین آن ها عبارت است از :

خدعه و نیرنگ و شعبده و تردستى و به تعبیر قاموس اللغة ، « سحر» یعنى خدعه كردن .

« كلُّ ما لطفَ و دَقَّ ; آنچه عواملش نامرئى و مرموز باشد » . 

مفردات راغب به سه معنا اشاره كرده است :

الف ؛ خدعه و خیالاتِ بدون حقیقت و واقعیت ; همانند شعبده و تردستى . 

ب؛ جلب شیطان ها از راه هاى خاص و كمك گرفتن از آنان .

ج ؛ معناى دیگرى است كه بعضى پنداشته اند این كه ممكن است با وسایلى ماهیت و شكل اشخاص و موجودات را تغییر داد ; مثلاً ، انسان را به وسیله آن به صورت حیوانى درآورند ولى این نوع خیال و پندارى بیش نیست و واقعیت ندارد. 1

علاّمه مجلسى(رحمة الله) مى فرماید : سحرعملى پنهانى است ; چون عامل مؤثر در آن معلوم نیست و عملكردش به این صورت است كه اشیا و افراد رادر جلوى چشم دیگران تغییر مى دهد ، ولى حقیقت آن را نمى تواند تغییر دهد و موجب حبّ و بغض و مرض و امثال آن مى شود .

 

معجزه چیست؟

 اعجاز در لغت ، به سه معنا ذكر شده است كه عبارتند از: فوت و از دست دادن ; ناتوان یافتن و ناتوان نمودن .

در تعریف معجزه می توان چند ویژگی را ذکر کرد :

- هیچ عامل قوى ترى نمى تواند بر آن چیره شود و مغلوب نیروى قوى تر ـ چه مادى یا ماوراى مادى ـ واقع نمى شود .

- - قابل تعلیم و تعلم نیست .

. - كارى خارق عادت است و از توانایى بشر خارج مى باشد

. - سند حقانیت مدعى نبوت یا امامت است

- همراه با «تحدى» است ; یعنى با دعوت به معارضه و مقابله به مثل همراه است.2

آیا همه كارهایى كه به ظاهر خارق العاده مى نماید ، مى توان معجزه نامید؟

كارهایى كه عنوان خارق العاده به خود مى گیرند ، اقسام مختلفى دارند كه تنها یك قسم آن معجزه است ،

بلكه كار خارق العاده اى كه قابل تعلیم و تعلم نبوده ، افراد بشر از آوردن آن عاجز باشند و با ادعاى نبوت یا امامت همراه باشد ، معجزه نام دارد .

سحر در اسلام حرام است ،8 اما این كه آیا به طور مطلق حرام است یا بعضى جاها استثنا شده ، ظاهراً آن گونه سحر كه براى مقاصد درست به كار گرفته مى شود ؛ مثل پیدا كردن گم شده یا بقاى عمارت یا فتح سرزمین كفر جایز است ، به خصوص باطل كردن سحر با سحر جایز مى باشد

تفاوت معجزه و كرامت

چراغ جادو

معجزه و كرامت چه تفاوتى دارند؟

كارى كه پیامبران با عنوان معجزه انجام مى دهند ، اولیاى الهى با عنوان كرامت انجام مى دهند . اعجاز براى اثبات نبوت و امامت صورت مى گیرد ، ولى كرامت براى اثبات نبوت و امامت نیست .

اعجاز تنها از پیامبر و امام معصوم صادر مى شود ، ولى كرامت ، ممكن است از غیر پیامبر و امام معصوم هم صادر شود و منع عقلى هم ندارد . اولیاى الهى به شرط آن كه شاگردى انبیا را نموده باشند و بر سر سفره آنان بنشینند و راهشان را بپویند ، مى توانند به اذن خدا كار خارق العاده داشته باشند. 3

 

از نظر قرآن معجزه با سحر چه تفاوتى دارد؟

معجزه با سحر فرق هاى بسیارى دارد كه به برخى از آنها ، با توجه به آیات قرآن ، اشاره مى كنیم :

. 1- معجزه حق است ، ولى سحر باطل

" فَلَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِندِنَا قَالُوا إِنَّ هَـذَا لَسِحْرٌ مُّبِین * قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَآءَكُمْ أَسِحْرٌ هَـذَا ." 4

. 2- سحر پیروزى نمى آورد و سبب رستگارى نمى شود ، بر خلاف معجزه

" وَلاَ یُفْلِحُ السَّـحِرُونَ "5

. 3- سحر، عمل مفسدان است ، ولى معجزه عمل انبیاى الهى

. 4- سحردیر یا زود باطل مى شود ، ولى معجزه باطل شدنى نیست

" مَا جِئْتُم بِهِ السِّحْرُ إِنَّ اللَّهَ سَیُبْطِـلُهُ إِنَّ اللَّهَ لاَ یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِینَ . 6

. 5- معجزه مربوط به عالم غیب است

" وَیَقُولُونَ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَیْهِ ءَایَةٌ مِّن رَّبِّهِ فَقُلْ إِنَّمَا الْغَیْبُ لِلَّه ."7

 

حكم سحر در اسلام

سحر در اسلام حرام است ،8 اما این كه آیا به طور مطلق حرام است یا بعضى جاها استثنا شده ، ظاهراً آن گونه سحر كه براى مقاصد درست به كار گرفته مى شود ؛ مثل پیدا كردن گم شده یا بقاى عمارت یا فتح سرزمین كفر جایز است ، به خصوص باطل كردن سحر با سحر جایز مى باشد .9

 

زهرا اجلال، فراوری – گروه دین و اندیشه تبیان 


1- ناصر مكارم شیرازى و دیگران / تفسیر نمونه / ج 1 / ص 378

2- جعفر سبحانى / الالهیات فى الكتاب و السنة / ج 2 / ص 64

3- جوادى آملى / ج 1 / ص 98 ـ 99 ; محمد باقر سعیدى روشن / معجزه شناسى / ص 24

4- یونس / آیه 76ـ77

5- یونس / آیه 77

6- یونس / آیه 81

7- یونس / آیه 20

8ـ سید محمد كلانتر / پیشین / ص 94 و 95

9- همان / ص 95 و 96



جنین شناسی در قرآن

 

نوع مطلب :قرانی ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

جنین شناسی در قرآن

جنین

برداشت یک دانشمند از نکته هایی در مورد جنین شناسی در قرآن

" او شما را در رحم مادران تان مرحله پس از مرحله تاریکی های سه پوشش می آفریند ." 1

تاریخ روشن نمی کند که از چه زمانی انسان ها به تولید و نمو انسان در رحم پی برده اند ، ولی اولین نقاشی در رحم به وسیله (لئوناردو داوینچی) در قرن پانزدهم میلادی ترسیم شده ، و در قرن دوم میلادی گالن (جالینوس) به شرح جفت و لایه های جنینی در کتابی به عنوان "تشکیل جنین" پرداخت .

آگاهی از این که جنین انسان به گونه ی مرحله ای ، رشد می کند تازه در قرن پانزدهم ،  برای اولین بار مورد بحث و نقاشی قرار گرفت .2

پس از این که در قرن هفدهم ، میکروسکوپ به وسیله (لوُن هوک) کشف شده ، مراحل رشد جنینی جوجه به مورد تشریح (میکروسکوپی) درآمد .

مرحله ای بودن نمو جنین انسانی برای اولین بار در قرن بیستم به وسیله (استرتر) در سال 1941 گزارش شد ، و در 1972 (اوراهیلی) به گونه ای دقیق تر آن را بیان نمود .

در این تحقیقات بیان شد که جنین در سه لایه تاریک قرار دارد .

1- جدار شکم 

 2- جدار رحم

3- جدار جفت و پرده جنینی توجه داشته است   

در قرآن به زیبایی در این زمینه نیز اشاره ای کرده است .3

" آنگاه ، که او را به مانند قطره ای در جای امنی قرار دادیم . " 4

تشکیل قطره و محل امن در این آیه ، اشاره به (زایگوت) نطفه ی سلولی مخلوط از تخم مادر و اسپرم پدر است ، که سپس تقسیم شده تا به (بلاستوسیست) تبدیل شود و در رحم "جای امن" کاشته شود .

این تفسیر با آیه ی دیگری از قرآن حمایت می شود که اظهار نماید ؛

.  وجود انسان از قطره ای مخلوط خلق می شود

در این برداشت ، (زایگوت) از به هم پیوستن (اسپرم) مرد و تخم (اووُم) زن درست می شود .

و در قرآن به عنوان " قطره مخلوط " ذکر شده است . 5

" ... " سپس آن قطره را بصورت موجودی زالو مانند می سازیم . 6

 واژه "علق" در این آیه اشاره به زالو یا خون آشام دارد.7

این شرحی مناسب از مرحله جنینی است که از روزهای 7 تا 24 که جنین به جدار داخل رحم چسبیده و آویزان است .

همان گونه که زالو به پوست می چسبد و از میزبان خون می مکد ، بسیار شگفت انگیز است که شباهت زیادی بین مرحله جنینی 23 – 24 روزه انسان و زالو وجود دارد .

در اوایل هفته چهارم جنین انسانی به زحمت با چشم دیده می شود ، چون از یک دانه گندم کوچک تر است .

سپس از حالت زالوچه ، مانند چیزی " شبیه تکه جویده شده می سازیم ." 8

واژه عربی "مضعه " به معنای شیء جویده شده یا تکه جویده شده است .

در انتهای هفته چهارم ، جنین انسانی شبیه یک تکه جویده شده است.

دکتر کیث مور بیان می کند که ؛بدون تردید در قرآن آیه های دیگری مربوط به رشد انسان وجود دارد که با پیشرفت های علمی آینده بهتر درک خواهند شد

این قیافه شبیه تکه جویده شده از کجاست ؟

 در واقع (سومایت) ها ، همان زوائد آغاز ایجاد ستون فقرات می باشد .

سپس از تکه جویده شده مانند ،" استخوان ها ساخته و استخوان ها را با ماهیچه و بافت نرم می پوشاند ."9

در این جا ، نمایش تشکیل استخوان ها و ماهیچه ها را بیان می کند .

ابتدا استخوان ها مانند غضروف می باشند ، سپس ماهیچه ها (گوشت) ، دور آنها را می پوشاند ، سپس از این موجودی دیگر می سازیم .

این به شکل شبیه انسان در جنین هشت هفته ای اشاره دارد .

قرآن

در این مرحله ، جنین ، مشخصات ویژه انسانی را با آغاز تولد اعضاء داخلی و خارجی دارا می شود و در همین مرحله پس از هفته هشتم ، جنین انسانی از نام علمی (امبریو) به (فتوس) نامگذاری می شود .

این احتمالاً همان موجود تازه ای هست که در این آیه به آن اشاره شده است . 

" و او (خداوند ، آفریدگار) به شما شنوایی و بینایی و احساس و  ادراک داده است . 10

ابتدای تولید گوش داخلی ، پیش از آغاز تولید چشم بوده و مغز (محل احساس ها) از همه دیرتر حالت ویژه می گیرد .

" سپس از تکه ای شبیه گوشت جویده ، بخشی به گونه ی بافت ویژه مشخص و بخشی هنوز ویژه نشده آفریدم ." 11

به نظر میرسد که این بخش از آیه اشاره به این نکته دارد

که در این مرحله ی جنینی ، بخشی از بافت ها (برای کاری ویژه) اختصاص داده شده و بخشی از بافت ها هنوز (کارشان) اختصاصی نشده است.  12

برای نمونه هنگامی که استخوان های غضروفی  شناخته می شوند ، بافت پیوندی  (مزن کایم) دور آ ن استخوان های غضروفی هنوز مشخص نشده است .

بعدها این بافت به شکل ماهیچه ها و زرپی ها و لیگامنت ها آشکار می گردند .

" ما مقرر می داریم هر که را خواسته باشیم تا مدتی معین در رحم بماند ."13

این بخش نیز اشاره به این نکته دارد که جنین ها تا زمان مقرر در رحم می مانند .

دانش پزشکی می داند که بسیاری از جنین ها در اولین ماه جنینی می افتند و فقط در حدود 30 در صد از تخم های جفت شده ،

 (زایگوت) ها تا پایان رشد جنینی و تولد زنده می مانند .

دکتر کیث مور بیان می کند که ؛بدون تردید در قرآن آیه های دیگری مربوط به رشد انسان وجود دارد که با پیشرفت های علمی آینده بهتر درک خواهند شد .

پزشکان بعد از کشف میکروسکوپ  حدود 300 سال پیش در داخل رحم مادر این پدیده را برای اولین بار دیدند که بچه در ابتدا در رحم مادرعینا مثل کرم کوچکی است که از دیواره آن آویزان است! و بعد (بعد از مرحله علقه)  بشکل گوشت کوچکِ نیمه جوئیده در میاید!  یکی از جراحان مشهور فرانسوی به نام " دکتر موریث " بعد از بررسی در این مورد و موارد دیگر، زبان عربی را یاد گرفت و قرآن را با کنجکاوی هر چه بیشتر خواند و مسلمان شد .

او نشریاتی درباره معجزات پزشکی قرآن نوشته و کتابی بسیار خواندنی در این مورد منتشر کرده است .

خواندن این کتاب را به یک یک جویندگان راه علم و حقیقت و تمام مسلمانان جهان توصیه می کنم. این کتاب را در این سایت بخوانید.  The Bible The Quran and Science 

لازم به یاد آوری نیست که مطالب نوشته شده توسط این فرد ، نظریات یک آدم معمولی نیست .

بلکه او یکی از مشهور ترین جراهان دنیاست که نظریاتش قابل قبول و احترام دانشمندان جهان می باشد .

 

زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان


1- زمر / 39

2- مترجم / هشت سال پس از نزول قرآن

3- زمر / 6

4- مؤمنون / 13

5- مترجم / در زیر میکروسکوپ مانند قطره ای است گرد با جدار.

6- مؤمنون / 14

7- مترجم / معنای دیگر علق یا علقه : زالوچه در حال آویزان (در رحم) می باشد.

8- مؤمنون / 14

9- همان

10- سجده / 9

11- حج / 5

12- مترجم / امروزه ما به عنوان بافت ویژه نشده (استم سلز) می شناسیم .

12- حج / 5

* برداشت یک دانشمند به نام  " کیث مور "

عضو کالج آناتومی کاناد ا ، دکتر فلسفه و پروفسور جنین شناسی بخش آناتومی دانشگاه پزشکی دانشگاه تورنتو در کانادا

در زمینه ی برداشت های وی از قرآن در زمینه ی جنین شناسی

مترجم : دکتر عبدالله گیلانی



زمین ، تولّدت مبارک !

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

زمین ، تولّدت مبارک ! 

دحو الارض

دحوالارض در کلام خدا

به گفته مفسّرین ، آیه شریفه « وَالْاَرْضَ بَعْدَ ذلِکَ دَحیها ؛ و زمین را بعد از آن با غلتانیدن گسترش داد » 1 اشاره به دحوالارض دارد و منظور از آن نیز این است که در آغاز، تمام سطح زمین را آب‌های حاصل از باران‌های سیلابی نخستین فراگرفته بود . این آب‌ها به تدریج در گودال‌های زمین جای گرفتند و خشکی‌ها از زیر آب سر برآوردند و روز به روز گسترده‌تر شدند تا به وضع فعلی درآمدند ، و نخستین برآمدگی که آشکار شد ، کعبه بوده است .

در این‌باره در آیه دیگری به بیانی دیگر می‌خوانیم : « وَ هُوَ الَّذی مَدَّ الْاَرْضَ ؛ و اوست کسی که زمین را گسترش داد .»2

در تفسیر این آیه نیز آمده است :

خداوند زمین را به‌ گونه‌ای گسترد که برای زندگی انسان و پرورش گیاهان و جانداران آماده باشد ؛ گودال‌ها و سراشیبی‌های تند و خطرناک را به وسیله فرسایش کوه‌ها و تبدیل سنگ‌ها به خاک پر کرد و آنها را مسطح و قابل زندگی ساخت ؛ درحالی‌که چین‌خوردگی‌های نخستین آن ، به‌گونه‌ای بودند که اجازه زندگی به انسان را نمی‌دادند .»3

از حضرت علی (ع) روایت است که فرمود : « نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد ، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده ، روز دحوالارض بوده است . و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد ، به پاداش عبادت صد‌ ساله رسیده است ؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است . و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند ، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت بپردازند .»4

 

چراغ راه

سخنی از آیت‌الله ملکی تبریزی در پاسداشت روز دحوالارض

خداوند بزرگ در چنین روزی زمین را برای سکنای فرزندان آدم و زندگی بر روی آن آماده فرمود ، و روزی‌های ما و نعمت‌های پروردگار در چنین روزی گسترش یافته است ؛ روزی‌ها و نعمت‌هایی که از شماره بیرون است و کسی را یارای شکر آن نیست . و اگر تو در بزرگی شأن دحوالارض اندیشه نمایی حیرت‌زده خواهی شد . و از این‌جاست که انسان عارف و مراقب روز دحوالارض ، در برابر همه این نعمت‌های گوناگون ، شکری بر خویشتن واجب می‌بیند ، و چون به قلب خویش مراجعه می‌کند، می‌بیند که حتی بر ادای حق ناچیزی از آن همه نعمت‌ها توانا نیست

و چون بنده‌ای نسبت به آن همه نعمت‌ها شناخت حاصل کند ، به عجز و کوتاهی خویش در ادای حق آن نعمت‌های انبوه اقرار خواهد کرد و تلاش خود را در انجام شکر آنها ناچیز خواهد شمرد و همواره خود را در برابر آفریننده آن همه نعمت‌ها سرافکنده خواهد دید .5

پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است .

در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است .

روایت است که « امام رضا » علیه السلام فرموده اند: درشب بیست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهیم (ع) و حضرت عیسى (ع)متولد شده اند. و نیز در این روز رسول خدا (ص) ، به قصد حجة الوداع از مدینه به همراه یكصد و چهار هزار یا یكصد و بیست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزیمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز، ایشان را همراهی می کردند .

از حضرت علی (ع) روایت است که فرمود : « نخستین رحمتی که از آسمان به زمین نازل شد ، در روز بیست و پنجم ماه ذی‌القعده ، روز دحوالارض بوده است . و هرکس این روز را روزه بدارد و شب آن را به عبادت بپردازد ، به پاداش عبادت صد‌ ساله رسیده است ؛ عبادت صد ساله‌ای که روز‌های آن را به روزه و شب‌های آن را به عبادت گذرانیده است . و هر جماعتی که در این روز گِرد هم آیند و به ذکر پروردگار بپردازند ، پراکنده نخواهند شد مگر آنکه خواسته‌های آنان برآورده خواهد شد و در این روز هزاران رحمت از سوی پروردگار نازل می‌شود که نودونه درصد آن از آنِ کسانی است که روزش را به روزه و ذکر مشغول باشند و شبش را به احیا و عبادت بپردازند»

آداب و اعمال روز دحوالارض

برخی از اعمال و آداب روز بیست و پنجم ذی‌القعده عبارتند از:

1- روزه گرفتن

روز دحو الارض

2- ذکر فراوان خدا

3- خواندن دو رکعت نماز، نزدیک ظهر به این کیفیت :

در هر رکعت بعد از حمد پنج مرتبه سوره الشّمس بخواند و آنگاه بعد از سلام نماز بگوید :

" لا حَوْلَ و لا قوَّهَ اِلّا بِالله العلی العظیم " و سپس این دعا را بخواند :

« یا مُقیلَ الْعَثَراتِ اَقِلْنی عَثْرَتی یا مُجیبَ الدَّعَواتِ اَجِبْ دَعْوَتی یا سامِعَ الْاَصْواتِ اِسْمَعْ صَوْتی وَ ارْحَمْنی و تَجاوَزْ عَنْ سَیئاتی وَ ما عِنْدی یا ذَالْجَلالِ وَ الْاِکْرام 6

ای درگذرنده لغزش‌ها ، از لغزشم درگذر! ای اجابت‌کننده دعاها ، دعایم را مستجاب کن ! ای شنوای آوازها ، صدایم را بشنو و به من رحم کن و از بدی‌هایم و آنچه نزد من است درگذر! ای صاحب جلالت و بزرگواری . »

4- خواندن دعایی که با این عبارت شروع می‌شود:" اللّهمّ یا داحِی الْکعبهَ وَ فالِقَ الْحَبَّه 7

5- میرداماد ( ره ) در رساله ی اربعه ایام خود افضل اعمال مستحب را در این روز زیارت حضرت رضا (ع) بیان می دارد .

فرصت‌های معنوی زندگی ، نسیم‌هایی الهی هستند که دل و جانهایی  که خود را در معرض آن قرار داده اند را می‌نوازد و به آنها شادمانی و آرامشی ژرف می‌بخشد . « دحوالارض » نیز از آن‌ دسته از نسیم هایی است که سالی تنها یک‌ بار می‌وزد. تکرار دوباره این نسیم روح‌بخش برای آنان‌که جان خویش را از عطر آن آکنده نسازند ، نامعلوم است . پس این فرصت طلایی را دریابیم ؛ که رسول خدا (ص) فرمود :

" اِنَّ لِرَبِّکُمْ فی ایامِ دَهْرِکُمْ نََفَحاتٌ فَتَعَرَّضُوا لَها لَعَلَّهُ اَن یصیبَکُمْ نَفْحَةٌ مِنْها فَلا تَشْقَوْنَ بَعْدَها اَبداً ؛ همانا در طول زندگی شما نسیم‌هایی از سوی پروردگارتان می‌وزد. خود را در معرض آنها قرار دهید ، باشد که چنین نسیمی سبب شود که برای همیشه بدبختی از شما دور ماند ."8

مولوی نیز با اشاره به این حدیث شریف چنین سروده است :

 

گفت پیغمبر کـه نَفْحتــهای حق

 

انــــدر ایــــن ایــــــام مـــــی‌آرد سَــبــــق

 

گوش و هُش دارید این اوقات را

 

در ربـــاییـــد ایــــن‌چنیـــــن نـــفــحـــات را

 

نفحه آمد مر شما را دید و رفت

 

هر که را می‌خواست ، جان بخشید و رفت

 

نفحــه دیگــر رسیـد آگـاه باش

 

تــا از ایـــن هــم وا نمـــانی خواجــه باش

 

سلام بر دحوالارض ، روزی که آسمان و زمین ، برای آدمی آغوش می‌گشایند و نعمت‌هایشان را سوی او روانه می‌کنند .

سلام بر دحوالارض ، روزی که برای نخستین بار، خدا نعمت‌هایش را نازل کرد تا آدمی به مهرش پی ببرند .

سلام بر دحوالارض ، روزی که عشق پیدا شد و آتش به همه عالم زد تا ما گم گشتگان کوی دوست ، عشق را بجوییم و ببوییم ، بلکه در سرای فانی آرام گیریم و آرامش دیگران را بر هم نزنیم ، و آرام‌گاه خلایق باشیم .

آیا تا به حال اندیشیده ایم که ما با این نعمت بزرگ خداوند چه کرده ایم ؟!

آیا تا به حال فکر کرده ایم که در روز محشر در برابرسؤالات و افشاگری های این نعمت وسیع از اعمال و کردار ما دربرابر عدل الهی ، چه پاسخی داریم ؟!

 

 

زهرا اجلال – گروه دین و اندیشه تبیان


1- نازعات / 30

2- رعد / 3

3- تفسیر نمونه / ج 26 / ص 100 – 101

4- مراقبات / ص 186 - 187

5- همان / ص 193 – 194

6- شیخ عباس قمی / مفاتیح الجنان / ص 451

7- مفاتیح الجنان / ص 451 بخش اعمال مربوط به دحوالارض

8- سیوطی / جامع الصغیر / ج 1 / ص 95



دانلود قرآن کریم به 14 زبان مختلف با ترجمه The Holy Quran Multi Languages Translation

 

نوع مطلب :قرانی ،نرم افزار ،دانلود ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

دانلود قرآن کریم به 14 زبان مختلف با ترجمه The Holy Quran Multi Languages Translation

The_Holy_Quran_www.mihandownload.com.jpg

قرآن کتاب دینی مسلمانان است که می توان با عمل به رهنمود های آن راه رستگاری را یافت. حال آنکه در سالیان اخیر اقدامات بسیاری صورت گرفته است تا چهره اسلام به جهانیان نشان داده شود. اما شاید یکی از مؤثرترین روش هایی که می توان در جهت تبلیغ دین به آن اشاره کرد ترجمه کتب آسمانی به زبان های مختلف است تا از این طریق همه مردم با زبان های مختلف بتوانند از آن استفاده کنند و از محتویات آن مطلع شوند. از این رو سایت میهن دانلود مجموعه ای آماده کرده است که در آن می توانید قرآن را به 14 زبان زنده دنیا قرائت نمایید و البته یکی از این زبان ها نیز زبان شیرین پارسی است. این مجموعه را هم اکنون می توانید از سایت میهن دانلود دریافت نمایید.

Download  دانلود  



4 باری که شیطان فریاد کشید

 

نوع مطلب :قرانی ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

4 باری که شیطان فریاد کشید

شیطان

محتوای سوره مبارکه حمد

سوره حمد كه نام دیگرش «فاتحه الكتاب» است، هفت آیه دارد1  و تنها سوره‏اى است كه بر هر مسلمانى واجب است حداقل روزانه ده بار آن را در نمازهاى شبانه روزى بخواند وگرنه نماز او باطل است. «لا صلاة الّا بفاتحه الكتاب»2 بنا به روایت جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول اكرم(صلی الله علیه و آله): این سوره بهترین سوره‏هاى قرآن است.3

آیات سوره‏ى مباركه فاتحه، اشاراتى در باره‏ى خداوند و صفات او، مسأله معاد، شناخت و درخواست رهروى در راه حقّ و قبول حاكمیت و ربوبیّت خداوند دارد. همچنین به ادامه‏ى راه اولیاى خدا، ابراز علاقه و از گمراهان و غضب‏شدگان اعلام بیزارى و انزجار شده است. سوره‏ى حمد همانند خود قرآن مایه‏ى شفاست، هم شفاى دردهاى جسمانى و هم شفاى بیمارى‏هاى روحى.4

 

درسهاى تربیتى سوره‏ى حمد

در تفسیر نمونه به مواردی از اثرات تربیتی سوره حمد اشاره شده است كه با توجه و عمل به هركدام از این موارد، انسان هرچه بیشتر در راه شناخت و نزدیكی به پروردگار قرار می‌گیرد:

1- انسان در تلاوت سوره‏ى حمد با «بِسْمِ اللَّهِ» از غیر خدا قطع امید مى‏كند.

2- با «رَبِّ الْعالَمِینَ» و «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» احساس مى‏كند كه مربوب و مملوك است و خودخواهى و غرور را كنار مى‏گذارد.

3- با كلمه «عالمین» میان خود و تمام هستى ارتباط برقرار مى‏كند.

4- با «الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خود را در سایه لطف او مى‏داند.

5- با «مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» غفلتش از آینده زدوده مى‏شود.

6- با گفتن «إِیَّاكَ نَعْبُدُ» ریا و شهرت طلبى را زایل مى‏كند.

7- با «إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» از ابرقدرت‏ها نمى‏هراسد.

8- از «أَنْعَمْتَ» مى‏فهمد كه نعمت‏ها به دست اوست.

9- با «اهْدِنَا» رهسپارى در راه حقّ و طریق مستقیم را درخواست مى‏كند.

10- در «صِراطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ» همبستگى خود را با پیروان حقّ اعلام مى‏كند.

11- با «غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ» و «ولَا الضَّالِّینَ» بیزارى و برائت از باطل و اهل باطل را ابراز مى‏دارد.

 

سوره حمد، اساس قرآن است‏

در حدیثى از پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم كه: «الحمد ام القرآن‏» و این به هنگامى بود كه جابر بن عبداللَّه انصارى خدمت پیامبر(صلی الله علیه و آله) رسید، پیامبر(صلی الله علیه و آله) به او فرمود: «الا اعلمك افضل سورة انزلها اللَّه فى كتابه؟ قال فقال له جابر بلى بابى انت و امى یا رسول اللَّه! علمنیها، فعلمه الحمد، ام الكتاب‏». آیا برترین سوره‏اى را كه خدا در كتابش نازل كرده به تو تعلیم كنم، جابر عرض كرد آرى پدر و مادرم به فدایت باد، به من تعلیم كن، پیامبر(صلی الله علیه و آله) سوره حمد كه ام الكتاب است به او آموخت، سپس اضافه فرمود این سوره شفاى هر دردى است مگر مرگ.5

و نیز از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده كه فرمود: «و الذى نفسى بیده ما انزل اللَّه فى التوراة، و لا فى الزبور، و لا فى القرآن مثلها، هى ام الكتاب‏»، قسم به كسى كه جان من به دست او است خداوند نه در تورات و نه در انجیل و نه در زبور، و نه حتى در قرآن، مثل این سوره را نازل نكرده است، و این ام الكتاب است.6

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»!

وجه توحیدی سوره حمد

سوره حمد

در حقیقت سوره حمد هم بیانگر توحید ذات است، هم توحید صفات، هم توحید افعال، و هم توحید عبادت. و به تعبیر دیگر این سوره مراحل سه‏گانه ایمان: اعتقاد به قلب، اقرار به زبان، و عمل به اركان را در بر دارد، و مى‏دانیم« ام» به معنى اساس و ریشه است.

شاید به همین دلیل است كه« ابن عباس» مفسر معروف اسلامى مى‏گوید: «ان لكل شى‏ء اساسا ... و اساس القرآن الفاتحة»، هر چیزى اساس و شالوده‏اى دارد ... و اساس و زیر بناى قرآن، سوره حمد است. روى همین جهات است كه در فضیلت این سوره از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده: «ایما مسلم قرأ فاتحه الكتاب اعطى من الاجر كانما قرأ ثلثى القرآن، و اعطى من الاجر كانما تصدق على كل مؤمن و مؤمنه‏»، هر مسلمانى سوره حمد را بخواند پاداش او به اندازه كسى است كه دو سوم قرآن را خوانده است (و طبق نقل دیگرى پاداش كسى است كه تمام قرآن را خوانده باشد) و گویى به هر فردى از مردان و زنان مؤمن هدیه‏اى فرستاده است.7

تعبیر به دو سوم قرآن شاید به خاطر آنست كه بخشى از قرآن توجه به خدا است و بخشى توجه به رستاخیز و بخش دیگرى احكام و دستورات است كه بخش اول و دوم در سوره حمد آمده، و تعبیر به تمام قرآن به خاطر آن است كه همه قرآن را از یك نظر در ایمان و عمل مى‏توان خلاصه كرد كه این هر دو در سوره حمد جمع است.

 

سوره حمد افتخار بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله)‏

جالب اینكه در آیات قرآن سوره حمد به عنوان یك موهبت بزرگ به پیامبر(صلی الله علیه و آله) معرفى شد، و در برابر كل قرآن قرار گرفته است، آنجا كه مى‏فرماید: «وَ لَقَدْ آتَیْناكَ سَبْعاً مِنَ الْمَثانِی وَ الْقُرْآنَ الْعَظِیمَ»، ما به تو سوره حمد كه هفت آیه است و دو بار نازل شده دادیم همچنین قرآن بزرگ بخشیدیم (سوره حجر آیه 87).

قرآن با تمام عظمتش در اینجا در برابر سوره حمد قرار گرفته است، نزول دوباره آن نیز به خاطر اهمیت فوق العاده آن است. همین مضمون در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) از پیامبر(صلی الله علیه و آله) نقل شده است كه فرمود: «ان اللَّه تعالى افرد الامتنان على بفاتحة الكتاب و جعلها بازاء القرآن العظیم و ان فاتحة الكتاب اشرف ما فى كنوز العرش»، خداوند بزرگ به خاطر دادن سوره حمد بالخصوص بر من منت نهاده و آن را در برابر قرآن عظیم قرار داده، و سوره حمد با ارزشترین ذخائر گنجهاى عرش خدا است»!8

در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى‏خوانیم‏: «شیطان چهار بار فریاد كشید و ناله سر داد نخستین بار روزى بود كه از درگاه خدا رانده شد، سپس هنگامى بود كه از بهشت به زمین تنزل یافت، سومین بار هنگام بعثت محمد(صلی الله علیه و آله) بعد از فترت پیامبران بود، و آخرین بار زمانى بود كه سوره حمد نازل شد»! 9

در عیون اخبار الرضا(علیه السلام) در حدیثى از پیامبر(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم:

خداوند متعال چنین فرموده: من سوره حمد را میان خود و بنده‏ام تقسیم كردم نیمى از آن براى من، و نیمى از آن براى بنده من است، و بنده من حق دارد هر چه را مى‏خواهد از من بخواهد:

هنگامى كه بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم، و هنگامى كه مى‏گوید «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِینَ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام مرا حمد و ستایش كرد، و دانست نعمتهایى را كه دارد از ناحیه من است، و بلاها را نیز من از او دور كردم، گواه باشید كه من نعمتهاى سراى آخرت را بر نعمتهاى دنیاى او مى‏افزایم، و بلاهاى آن جهان را نیز از او دفع مى‏كنم، همانگونه كه بلاهاى دنیا را دفع كردم. و هنگامى كه مى‏گوید « الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند مى‏گوید: بنده‏ام گواهى داد كه من رحمان و رحیمم، گواه باشید بهره او را از رحمتم فراوان مى‏كنم، و سهم او را از عطایم افزون مى‏سازم. و هنگامى كه مى‏گوید « مالِكِ یَوْمِ الدِّینِ» او مى‏فرماید: گواه باشید همانگونه كه او حاكمیت و مالكیت روز جزا را از آن من دانست، من در روز حساب، حسابش را آسان مى‏كنم، حسناتش را مى‏پذیرم، و از سیئاتش صرف نظر مى‏كنم. و هنگامى كه مى‏گوید « إِیَّاكَ نَعْبُدُ» خداوند بزرگ مى‏گوید بنده‏ام راست مى‏گوید، تنها مرا پرستش مى‏كند، من شما را گواه مى‏گیرم بر این عبادت خالص ثوابى به او مى‏دهم كه همه كسانى كه مخالف این بودند به حال او غبطه خورند. و هنگامى كه مى‏گوید « إِیَّاكَ نَسْتَعِینُ» خدا مى‏گوید: بنده‏ام از من یارى جسته، و تنها به من پناه آورده گواه باشید من او را در كارهایش كمك مى‏كنم، در سختیها به فریادش مى‏رسم، و در روز پریشانى دستش را مى‏گیرم. و هنگامى كه مى‏گوید « اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِیمَ ...» (تا آخر سوره) خداوند مى‏گوید این خواسته بنده‏ام بر آورده است، و او هر چه مى‏خواهد از من بخواهد كه من اجابت خواهم كرد آنچه امید دارد، به او مى‏بخشم و از آنچه بیم دارد ایمنش مى‏سازم.

هنگامى كه بنده مى‏گوید «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ» خداوند بزرگ مى‏فرماید بنده‏ام بنام من آغاز كرد، و بر من است كه كارهاى او را به آخر برسانم و در همه حال او را پر بركت كنم

خلاصه‏

خلاصه مفهوم سوره حمد، این است كه خداوند نخست خودش را با اوصاف كمال و جمالش تمجید و توصیف مى‏كند و با افعال و اوصاف متعالى‏اش خود را معرفى مى‏نماید: تربیت عمومى، رحمت عامّه و سلطنت روز جزا را كه از آن او است، به بشر یادآورى مى‏كند، آن‏گاه نتیجه‏گیرى مى‏كند كه عبادت، پرستش و استعانت اختصاص به خدا دارد و جز او كسى سزاوار ستایش وپرستش نیست، این است كه باید تنها خدا را پرستش نمود و از او یارى و مدد خواست.

سپس راه دعا و نیایش را به انسان‏ها تعلیم مى‏كند و تذكرشان مى‏دهد كه از خداوند درخواست كنند تا آنان را به صراط مستقیم و راه راست و به سوى سعادت جاودانى هدایت‏شان كند، به یك حیات جاودانه و زندگى ابدى و به نعمت‏هاى غیر قابل زوال و پایان ناپذیرشان برساند و در نور و روشنایى كه تاریكى و ظلمتى بعد از آن وجود ندارد، قرارشان دهد.

و در آخرین مرحله این نكته را بیان مى‏كند كه راه مستقیم و هدایت به كسانى اختصاص دارد كه خداوند با رحمت و فضل خویش آن‏ها را مشمول رحمت بى‏پایان و نعمت‏هاى فراوان خویش ساخته و الطاف خاصى مبذولشان داشته است و این راه با راه كسانى كه مورد خشم و غضب خدا قرار گرفته‏اند و با راه كسانى كه از راه صحیح منصرف گردیده‏اند، متمایز و جداست.

بنابراین، سوره حمد از چهار بخش تشكیل یافته و هر بخش هدفى در بر دارد و مجموعا چهار هدف عالى و مهم را تعقیب مى‏كند:

1- خدا را با صفات عالى و كمالى‏اش براى انسان‏ها توصیف و معرفى مى‏كند.

2- عبادت، پرستش و استعانت مخصوص به خداست و جز او كسى سزاوار آن نیست.

3- هدایت به راه راست و شناخت راه راست و راه نیكان را باید از پیشگاه الهى خواست و در راهیابى از او مدد و یارى جست.

4- راه نیكان از راه خشم زدگان (مغضوبین) و از راه گمراهان (ضالّین) متمایز و جداست.

                 

آمنه اسفندیاری – گروه دین و اندیشه تبیان


1- عدد هفت، عدد آسمان‏ها، ایّام هفته، طواف، سعى بین صفا و مروه و پرتاب سنگ به شیطان نیز مى‏باشد.

2- مستدرك، ج 4، ح 4365.

3- بحارالانوار، ج 92، ص 257.

4- علّامه امینى قدس سره در تفسیر فاتحة الكتاب، روایات زیادى را در این زمینه نقل نموده است.

5- "مجمع البیان" و" نور الثقلین" آغاز سوره حمد.

6- همان مأخذ.

7- مجمع البیان آغاز سوره حمد

8- تفسیر برهان جلد اول صفحه 26 طبق نقل تفسیر البیان‏

9- نور الثقلین جلد اول صفحه 4


منابع:

ــ تفسیر نور، ج‏1

ــ تفسیر نمونه، ج‏ 1

ــ تفسیر روشن، ج‏

ــ تفسیر جامع، ج‏ 1



دوربین های مخفی را جدّی بگیرید!

 

نوع مطلب :قرانی ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

دوربین های مخفی را جدّی بگیرید!

فرشته

ما انسان ها تا وقتی که کسی بالای سرمان نباشد و اعمال ما را کنترل نکند ، همیشه می خواهیم که از زیر کارها فرار کنیم  یا کارها را به نحو اتم و اکمل انجام ندهیم . نمونه اش همین دوربین های مخفی اسا که نیروی انتظامی چند وقتی است که فعال کرده .از وقتی که این ها فعال شدن ، شهروندان محترم از ترس جریمه شدن هم که شده کمتر خلاف می کنند .

در زمینه ی عوامل معنوی و گناه کردن یا نکردن ما هم داستان همین است ، اگر ما واقعاً یقین صد در صد  داشته باشیم که اعمال ما از کوچکترین آن تا بزرگترینش ثبت و ضبط می شود ، حواسمان را خیلی بیشتر جمع می کنیم .مشکل اینجا است که هنوز به این یقین  نرسیده یا شاید آگاهی کافی از عواملی که ما را از گناه می تواند باز دارد ، نداریم .

عوامل زیادی  می تواند نیروی بازدارندگی داشته باشد .

 

عوامل اعتقادی

ما اگر ایمان داشته باشیم ، یعنی غافل نشویم از اینكه خدا ما را می‌بیند. در عالم دوربین مخفی وجود دارد ، هیچ گاه سمت گناه که هیچ ، به آن فکر یا اشاره هم نمی کنیم . اگر یك راننده در یك جاده بداند كه قدم به قدم پلیس راه دوربین مخفی گذاشته است ، یك راننده بداند كه سرعتی كه دارد ، سرعت روی صفحه ثبت می‌شود و وقتی می‌رود كه ساعت بزند ، آن صفحه نشان می‌دهد. مهم این است که به بودن دوربین مخفی ایمان داشته باشیم .

 

ایمان به حضور خداوند ، عامل دوری از گناه

ایمان به حضور! وقتی ما خودمان در جایی تنها هستیم ، به راحتی وبدون عذر خواهی از کسی سرفه می کنیم ، پایمان را دراز می کنیم اما وقتی در جایی با کسی هستیم ، به دلیل ایمان به حضور او اگر کوچکترین کاری که حتی گناه هم نباشد ، انجام دهیم سریع عذر خواهی می کنیم ، چرا که به حضور او ایمان داریم .

علت اینكه امامان در دعاهایشان اینقدر معذرت خواهی می‌كنند ، چون خدا را حاضر می‌بینند . كسی كه خدا را حاضر می‌بیند ، كاری را هم كه گناه نیست ، خیال می‌كند گناه وخطا است ، یعنی نگاهش ، نگاه گناه است .

« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »1 ، « أَ لَمْ یَعْلَمْ بِأَنَّ اللَّهَ یَرى‏ »2 « یَرى » ، یعنی خدا می‌بیند . « بِالْمِرْصادِ » ، یعنی خدا در كمین است. « یَعْلَمْ » خدا می‌داند. « شاهدٌ » ، خدا شاهد است . تمام این تعبیرها، برای همین است . خدا می‌بیند .  اینها  همه نشان از ایمان به حضور خداست. این یك مورد. خدا محیط است، احاطه دارد. خدا خبیر است. خدا رقیب است. رقیب از «رَقَبَ» است . «رَقَبَ» یعنی گردن ! یعنی کسی که گردنش را جلو میاورد که ببیند چه اتفاقی افتاده است .

این تعابیری که در قرآن آورده شده ، بی حساب و کتاب نیست . می‌خواهد بگوید هر چه مردم ایمان داشته باشند كه در محضر خدا هستند ، این خودش قوی‌ترین عامل است برای اینكه انسان را از گناه باز دارد .

از کسانی که نسبت به اعمال ما اطلاع دقیق دارد ، خودمان هستیم .خودمان هم می‌دانیم كه چه كرده‌ایم . قرآن می‌فرماید كه « شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا» ، « شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِم.»

آگاهی پیامبر و معصومان از كارهای مردم

ایمان به علم و آگاهی پیامبر! ما باید بدانیم كه پیغمبر هم می‌داند . چون قرآن می‌فرماید كه « إِنَّا أَرْسَلْناكَ شاهِدا ؛ تو را فرستادیم که شاهد و گواه بر اعمال باشی . » 3

« جعَلْناكُم‏ أُمَّةً وَسَطا لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَى النَّاس‏ ؛ این آیه‌ی قرآن است. شما را امت وسط قرار دادیم تا شاهد بر مردم باشید .»4

 در اینجا گفته شد هامت وسطی که شاهد باشد . حال آیا منظور از امت ما هستیم ؟! در جواب باید بگویم ، خیر چرا  که شاهد باتید دو ویژگی داشته باشد : 1- عدالت .2- علم . چه کسی می تواند هم شاهد باشد و علمش به گونه ای باشد که از همه ی کارهای مردم خبر داشته باشد تا بتواند شهادت بدهد ؟!

طبق روایاتی که داریم ، منظوراز امت ، بعضی از امت ، یعنی اهل بیت پیامبر (ص) است .

 

آگاهی انسان از گذشته و حال خود

ز خودی تا خدا

از کسانی که نسبت به اعمال ما اطلاع دقیق دارد ، خودمان هستیم .خودمان هم می‌دانیم كه چه كرده‌ایم . قرآن می‌فرماید كه « شَهِدْنا عَلى‏ أَنْفُسِنا» ، « شَهِدُوا عَلى‏ أَنْفُسِهِم.»5

در جای دیگرقرآن می‌گوید: « بَلِ الْإِنْسانُ عَلى‏ نَفْسِهِ بَصیرَةٌ ، وَ لَوْ أَلْقَى‏ مَعَاذِیرَهُ‏ ؛ یعنی خودمان بر اعمالمان شهادت می دهیم که چه کرده ایم .» 6

در قیامت گفته می شود : « اقْرَأْ كِتابَك‏ » 7، روز قیامت به افرادی می‌گویند كه پرونده‌ات را بخوان ،« وَ وُضِعَ الْكِتاب »8 یك كتابی باز می‌شود . به هر كسی می‌گویند كه « اقْرَأْ كِتابَك كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْیَوْمَ عَلَیْكَ حَسیبا »9، خودت کتابت را بخوان و بگوبا تو چه کنیم !

آری! آن خدایی که برای چشم ما محافظ ( اعم از قرار دادن چشم در مکانی گود ، در ورودی آن مژه برای پاک سازی ، در بالای آن ابرو برای سایبانی ، و بالا تر از آن خطوط پیشانی برای آنکه موقع عرق کردن ، عرق داخل چشم نرود و جالب تر آنکه چشم را از پی آفریده و آن را با آب شور دم ساز کرده تا سالم بماند ) ، گذاشته است ، برای خود ما محافظ وقرار نمی دهد ؟!

 

نظام هستی بر پایه حساب و كتاب دقیق

هستی حساب و كتاب دارد . یك فرمول‌های دقیقی هست كه یك جا یك ذره جابجا شود . « الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ بِحُسْبانٍ »10

 باید ایمان داشته باشیم كه خدا ما را می‌بیند . ایمان داشته باشیم كه ملائكه ما را می‌بینند . خود ما شاهد هستیم . عمل ما حاضر است . قرآن می‌فرماید : وَوَجَدُواْ مَاعَمِلُواْ حَاضِرًا ؛ اصلاً عملش حاضر است. »11

 

شهادت اعضای بدن در قیامت

اعضای بدن شهادت می‌دهند . و لذا قرآن می‌گوید كه « تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَ أَیْدیهِم وَ أَرْجُلُهُمْ ‏؛ اصلاً پا حرف می‌زند، دست حرف می‌زند.»12

 گاهی هم قرآن می‌گوید روز قیامت انسان به دستش اعتراض می‌كند ، می‌گوید :« لِمَ شَهِدْتُم ‏؛ چرا علی من شهادت می دهی ؟! » 13می‌گوید : دست خودم نیست ؛ « أَنْطَقَنَا اللَّه ‏؛  اینجا خدا ما را به زبان آورده است .»14

مكان شهادت می دهد که بر روی من چه کردی ،« إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها » 15

پس خلاصه جای خلوتی نیست

یك حدیث هم داریم كه هر روزی می‌گوید: «أَنَا یَوْمٌ جَدِید» من امرزو روز نویی هستم . «وَ أَنَا عَلَیْكَ شَهِید ؛ من شاهد كار شما هستم.» 16

 یعنی زمان و زمین شهادت می‌دهند. خلاصه ما زیر دوربین‌های مخفی هستیم. ایمان به این جهت خیلی مهم است. با توجه به این دیگر ما نمی‌توانیم غافل باشیم .

 

اقامه نماز، عامل بازدارنده از گناه

نماز انسان را از گناه بازمی‌دارد . قرآن هم تصریح كرده است. « إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَر» 17

 به امید آنکه به این عوامل دقت کنیم و با رعایت آنان زندگی و جامعه ای پاک داشته باشیم .

 

زهرا اجلال – گروه دین واندیشه تبیان


1- فجر / 14

2- علق / 14

3- احزاب / 45

4- بقره / 143

5- انعام / 130

6- قیامت / 14 – 15

7- اسراء / 14

8- کهف / 49

9- اسراء / 14

10- الرحمن / 5

11- کهف / 49

12- نور / 24

13- فصلت / 21

14- همان

15- زلزال / 1- 5

16- وسائل الشیعه / ج 7 /ص 71

17- عنکبوت / 45



مهمان نوازی به سبک امیرالمومنین

 

نوع مطلب :مذهبی ،داستان ،اهل بیت ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

مهمان نوازی به سبک امیرالمومنین

یا امیرالمومنین

میهمان نوازی یکی از صفات شایسته انسانی است که در اکثر فرهنگها و تمدنها امری پسندیده به حساب می آید. افتخار بسیاری از ملل گذشته یا کنونی عالم بر این است که مردم ما مهمان نواز اند و به این ویژگی خود می بالند. بنابراین می توان گفت که طبع بشری, این خلق پسندیده را خوش می دارد.

اولین مهمان نواز عالم را می توان حضرت پروردگار معرفی کرد. حضرت نوح علیه‌السلام هنگامی که سوار بر کشتی شد با خدا چنین سخن گفت:

رَبِّ أَنْزِلْنِی مُنْزَلاً مُبَارَكا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْمُنْزِلِینَ. (سوره مومنون, آیه 29)

پروردگارا، مرا در جایى پربركت فرود آور (كه)] تو نیكترین مهمان نوازانى.

قرآن در معرفی برخی از پیامبران خدا, ویژگی مهم آنان را مهمان نوازی دانسته است. هنگامی که فرشتگان بر ابراهیم علیه‌السلام وارد شدند, به او سلام گفتند. او هم پاسخ داد: سلام بر شما كه جمعیّتى ناشناخته‏اید! (سوره ذاریات, آیه 24 و 25) او با آنکه آنان را نمی شناخت و نمی دانست که فرشتگانی از سوی پروردگارند, اما مهمان نوازی را بر آنان تمام کرد. قرآن می گوید:

فَرَاغَ إِلىَ أَهْلِهِ فَجَاءَ بِعِجْلٍ سَمِین‏

سپس پنهانى به سوى خانواده خود رفت و گوساله فربه (و بریان شده‏اى را براى آنها) آورد.

حضرت یوسف علیه‌السلام هم در سالهای سخت قحطی چنان عمل می کرد که دیگران او را به عنوان مهمان نواز می شناختند. قرآن در این باره می گوید:

وَ لَمَّا جَهَّزَهُمْ بِجَهازِهِمْ قالَ ائْتُونی‏ بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبیكُمْ أَ لا تَرَوْنَ أَنِّی أُوفِی الْكَیْلَ وَ أَنَا خَیْرُ الْمُنْزِلینَ. (سوره یوسف, آیه 59)  و هنگامى كه (یوسف) بارهاى آنان را آماده ساخت، گفت: «(نوبت آینده) آن برادرى را كه از پدر دارید، نزد من آورید! آیا نمى‏بینید من حق پیمانه را ادا مى‏كنم و من بهترین میزبانان هستم؟!

بزرگداشت و حرمت نگاه داشتن مهمان به قدری برای انبیای الهی پر اهمیت بوده است که قرآن یکی از نگرانی های حضرت لوط را بی حرمتی به مهمانانش معرفی می کند. هنگامی که فرشتگان الهی برای عذاب قوم لوط به خانه او وارد شدند, مردم فاسد شهر, به در خانه او آمدند و تقاضای زشت خود را مطرح کردند. حضرت لوط به آنان پاسخ داد:

إِنَّ هؤُلاءِ ضَیْفی‏ فَلا تَفْضَحُون. (سوره حجر, آیه 68)

امام عسكرى علیه السلام می فرماید:

كسى كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشترى كند، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر كه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین على بن ابى طالب.

اینان مهمانان منند، مرا رسوا مكنید و آبرویم را نریزید.

پیشوایان دینی ما هم از این قاعده مستثنی نبوده اند و ارزش و احترام فراوانی را برای میهمان خود قایل می شدند. جریانی که امام حسن عسکری علیه‌السلام از مهمان نوازی امیر مومنان علیه‌السلام برای ما به یادگار گذاشته است, ما را شگفت زده می کند.

مهمان نوازی امیرالمومنین

خلیفه مسلمانها در اوج قدرت و جایگاه اجتماعی خود با مهمانان خود چنان برخورد می کند تا درسی باشد برای همیشه تاریخ. او چنین می کند تا همگان بیاموزند که هیچ کدام از قدرت, شخصیت, ثروت و یا سن و سال و جایگاه اجتماعی نمی تواند بهانه ای برای کم کاری در احترام به مهمان باشد. امام عسكرى علیه السلام می فرماید:

كسى كه به حقوق برادران خود آشناتر باشد و در گزاردن آن حقوق تلاش بیشترى كند، منزلتش نزد خداوند بزرگتر از دیگران است و هر كه در دنیا براى برادران خود فروتنى كند، در پیشگاه خداوند از صدّیقان است و از شیعیان راستین على بن ابى طالب.

سپس امام عسکری جریان مهمان نوازی امام علی علیه‌السلام را چنین نقل می کند:

پدر و پسرى از برادرانِ ایمانى امیرالمؤمنین علیه السلام خدمت ایشان رسیدند. حضرت برایشان بلند شد و با احترام آن دو را در بالاى مجلس نشاند و خود مقابل آنها نشست.

سپس دستور داد غذایى آوردند و آن دو غذا خوردند. پس از غذا قنبر، آفتابه و لگنى چوبى و حوله اى براى خشک كردن دست هایشان آورد و جلو آمد كه روى دست مرد آب بریزد.

امیر المؤمنین علیه السلام از جا جَست و آفتابه را گرفت تا به دست مرد آب بریزد. اما مرد خودش را به خاک افكند و عرض كرد: یا امیر المؤمنین! خدا مرا در حالى ببیند كه شما روى دست من آب مى ریزید؟!

حضرت فرمود: بنشین و بشوى؛ زیرا خداوند عزّ و جلّ تو را مى بیند كه برادرت كه بر تو امتیاز و فضیلتى ندارد خدمتت مى كند و قصدش از این خدمت آن است كه خداوند در بهشت ده برابر جمعیّت دنیا عطایش فرماید.

مرد نشست و على علیه السلام به او فرمود: تو را به بزرگى حقّ من كه تو آن را شناختى و حرمتش را به جا آوردى و براى خدا فروتنى كردى ـ تا جایى كه خداوند در قبال آن، این پاداش را به تو داد كه مرا مأمور خدمت به تو كرد و این افتخار را نصیب تو نمود ـ سوگند مى دهم كه وقتى دستانت را مى شویم كاملاً آسوده باشى، همان گونه كه اگر قنبر به دستت آب مى ریخت.

مرد اطاعت كرد. وقتى حضرت دست او را شست، آفتابه را به محمّد بن حنفیّه داد و فرمود: فرزندم! اگر این پسر بدون پدرش بر من وارد مى شد، خودم دستش را مى شستم. اما خداوند عزّ و جلّ خوش ندارد كه وقتى پدر و پسرى در یک جا جمع باشند, میان آنها برابرى نهد. بلكه پدر روى دست پدر آب مى ریزد و باید پسر روى دست پسر آب بریزد. محمّد بن حنفیّه هم بر دست پسر آن مرد آب ریخت.

امام حسن عسكرى علیه السلام پس از نقل این داستان فرمود:

كسى كه در این زمینه از على علیه السلام پیروى كند، شیعه حقیقى است. (بحارالأنوار, ج 75, ص 117)


سید مصطفی بهشتی – کارشناس گروه دین و اندیشه تبیان



هتک حرمت به کتاب اسمانی مسلمانان ، این بار در فرانسه !

 

نوع مطلب :قرانی ،اخبار جدید ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

به گزارش «خبر رستگاران» به نقل از خبرآنلاین، پایگاه اطلاع‌رسانی «الیوم السابع» گزارش داد: در شرایطی که هنوز واکنش‌ها به اقدامات اسلام‌ستیزانه در آمریکا ادامه دارد، این شهروند فرانسوی ساکن شهر استراسبورگ، ویدیویی یک ساعته از پاره کردن صفحاتی از قرآن کریم را ضبط و در سایت «وب‌- تی‌وی» منتشر کرد.

این فرد که اعلام شده است حدود سی سال دارد، توسط پلیس شهر استراسبورگ شناسایی و برای پاسخگویی به این اقدام وقیح و ضدانسانی احضار شده است.

پیش از این، «آلکس استوارت»، وکیل استرالیایی، در اقدامی موهن، در فیلمی 12 دقیقه‌ای، کتاب آسمانی مسلمانان و کتاب آسمانی مسیحیان را به آتش کشیده بود؛ این حقوقدان استرالیایی که نام کلیپ خود را «کدام بهتر می‌سوزد!؟ قرآن یا انجیل» گذاشته است، این فیلم ویدیویی را که شامل پاره کردن این دو کتاب آسمانی و آتش زدن آن‌هاست، در یوتیوب قرار داده بود.

این ویدیو که از یوتیوب حذف شده است، در تعطیلات آخر هفته مصادف با سالروز حادثه 11 سپتامبر و پس از تهدید «تری جونز»، کشیش تندرو آمریکایی، به سوزاندن قرآن به این سایت فرستاده شد

تغذیه و سلامت در قرآن

 

نوع مطلب :قرانی ،پزشکی ،دانستنی ها ،مواد غذایی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

تغذیه و سلامت در قرآن

قرآن

آنچه اینک فراروی شماست، سلسله نکاتی است درباره اصول تغذیه و سلامت در فرهنگ تعالی بخش قران کریم؛ این نكته ها در حد ممكن كوتاه و كاربردی است زیرا با توجه به هجوم اطلاعات تفصیلی پیرامون شما تنها قصد آن را داریم تا در جمع بندی و استفاده از آن چه می دانید به شما یاری رسانیم. در این مقال انواری از این دریای نورانی را برای شما فراهم كرده ایم:

 

▪ بخورید و بیاشامید اما به اندازه كافی و لازم زیرا پرخوری و زیاده روی سلامت شما را به خطر می اندازد. (اعراف/۳۱)

▪ همه دردها و ناراحتی های خود را می توانید با قرآن ریشه كن سازید. قرآن بخوانید و به آن عمل كنید و با روح قرآن مرتبط و همنوا شوید تا همه سیستم های روح و جسم شما در تعادل مطلوب خود قرار گیرند. (یونس/۵۷ و اسراء/۸۲)

▪ در فرهنگ قرآنی این خداوند است كه بیماری ها را شفا می دهد و دیگران وسیله و واسطه اند. (شعرا/۸۰)

▪ اصل اول در سلامتی و صحت غذاها به فرموده قرآن آن است كه حلال و پاكیزه باشند. این گونه غذا می تواند مقدمات سلامتی را در بدن انسان فراهم كند اما این كه یك ماده خوراكی واحد با تركیبات غذایی ثابت و مشخص در اثر حلال یا حرام بودن دارای آثار متفاوتی بر سلامت انسان شود بحث علمی بسیار عمیقی می طلبد. (نحل/۱۱۴ و بقره ۱۶۸) حلال یعنی چیزی كه ممنوعیت شرعی ندارد و طیب یعنی چیزی كه موافق طبع سالم انسانی باشد.

▪ بهترین نحوه تغذیه برای سلامت انسان كه مورد سفارش قرآن كریم است خوردن صبحانه و شام است یعنی غذای روزانه در دو وعده اصلی در اول روز و آخر روز صرف شود. این شیوه غذا خوردن بهشتیان است كه در سوره مریم آیه ۶۲ آمده است.

▪ به فرمان قرآن مومنان شایسته ترین افراد در استفاده از نعمت های الهی مانند غذاهای پاكیزه هستند.

خداوند می فرماید: چه كسی این غذاهای پاكیزه را بر شما حرام كرده است این ها زیبایی های زندگی دنیاست كه خداوند برای بهترین بندگانش خلق كرده است. پس از نعمت های خداوند استفاده كنید. (اعراف/۳۲ و مائده/۸۷ و ۸۸)

به فرموده امام علی (ع) خداوند همان قدر از حرام شمردن آن چه حلال نموده است ناراحت می شود كه حرام او را نادیده بگیرید و مانند یك امر حلال انجام دهید.

▪ جالب است بدانید كه خداوند مستقیما در قرآن به خوردن گوشت و ماهی و میوه اشاره می كند و آنها را از نعمت های زندگی بخش الهی بر می شمارد و از ما می خواهد كه از آنها بخوریم كه به ترتیب در سوره مائده آیه ۱ و۹۶ سوره نحل آیه ۱۴ و سوره مومنون آیه ۱۹ آمده است.

▪ مساله خوراك در قرآن آن قدر مهم است كه در یك آیه مستقیما فرمان داده شده است كه انسان با دقت و تامل در غذایی كه می خورد بنگرد (عبس/۲۴) یعنی این كه یك انسان قرآنی باید در نحوه تغذیه خود نهایت دقت را داشته باشد.

▪ خداوند در قرآن كریم خواب را یكی از عوامل سلامت و آرامش روح انسان برمی شمارد و آن را نعمتی قابل ستایش و آیه ای از آیات اعجازآمیز الهی معرفی می كند. (روم/۲۳ و فرقان/۴۷)

▪ آیا می دانید در فرهنگ قرآنی سخت ترین و ناگوارترین بیماری ها چیست قرآن مستقیما به این بیماری اشاره كرده آن را نام می برد. این بیماری مرض قلب یا بیماری دل نام دارد چون وقتی روح و دل فردی به این بیماری گرفتار شد از شنیدن و دیدن و درك حقایق عاجز می شود و این بدترین وضعی است كه یك انسان پیدا می كند. (اعراف/۱۷۹ و توبه/۱۲۵)

 

روزنامه جوان

فرآوری: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان



رهبری در قرآن

 

نوع مطلب :قرانی ،مذهبی ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

رهبری در قرآن

جلد سوم کتاب فهم قرآن، تفسیر واضح براساس ترتیب نزول منتشر شد

برای رشد یك نفر ، هم قانون می‌خواهیم و هم الگو . لذا حضرت رسول  فرمود : « إِنِّی تَارِكٌ فِیكُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ » [1]

انسان موجودی است الگو پذیر، ذاتا انسان خودش را دوست دارد و قهرمان پروری یك غریزه‌ای است در انسان. منتهی مهم این است که الگوی ‌ما چه كسی است؟

" لَقَدْ كانَ لَكُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ "[2]  .اسوه یعنی مدل ، الگو . ما دو تا كلمه اسوه در قرآن داریم . یكی اسوه درباره شخص رسول اكرم (ص) ، یكی هم درباره حضرت ابراهیم . رهبری آسمانی اسوه است و لذا گفته‌اند فعل و گفته ی امام و حتی سكوت امام حجت است و اگر شما میوه‌ای را خوردید و امام دید و سكوت كرد سكوت امام یعنی اینكه میوه حلال است ..

اگر امام پایش را در جائی گذاشت معلوم می‌شود كه این ملك ورود در آن حلال است ، انسان نیاز به الگو دارد . خداوند هم كه بشر را خلق كرده است ، اگر رهبر تعیین نكند كم لطفی است ، قانونی داریم به نام قاعده لطف ؛ معنایش این است خداوند از این خلفت هدفی داشته . آفرینش با هدف است  . اگر آفرینش باهدف است پس این هدف چیست و می‌توان به این هدف رسید  و چه كسی باید هدف را بیان كند . یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد  .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است . چون اگر رهبر نباشد هم وسیله بی جهت بكار گرفته شده و هم مقصد را گم می‌كنیم . به همین خاطر قرآن روی رهبر خیلی مایه گذاشته است .

صدها آیه در قرآن درباره رهبری است ، خداوند به پیغمبر گفت : « وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ »[3] . یا در غدیر خم رهبر بعد از خودت را معرفی كن و یا اگر رهبر را تعیین نكنی اصلا رسالت الهی را نرساندی .

در جامعه ی امروزی هم رهبری در پیشبرد دین و اسلام بسیار مهم است و دشمن هم در صدد است همین رهبری را از مردم بگیرد .

در جامعه اگر رهبر دینی باشد ، خدا مطرح می‌شود ، اگر رهبر باشد قانون نبوت احیاء می‌شود بنابراین روی مساله رهبری قرآن و روایات خیلی عنایت دارد و تمام زور طاغوت هم شكستن رهبری است .

حكومت امام زمان سه مشخصه دارد :  1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مسأله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .

 

اطاعت و رهبری در قرآن :

در قرآن یك آیه داریم  ؛ اول سه شاخه دارد ، بعد 2 شاخه می‌شود و بعد 1 شاخه می ‌شود :

قرآن می‌فرماید: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِكَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً » [4]   .یعنی سه تا كار انجام بدهیم  .اطاعت كنید از خدا و رسول خدا و « فَإِنْ تَنازَعْتُمْ » اگر اختلافی توی شما افتاد « فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ » مراجعه كنید به الله و رسول و در آخر می‌گوید « إِنْ كُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ »  .این آیه می فرماید : ‌ای مردم اطاعت كنید از خدا و رسول و اولی الامر اگر اختلاف شد مراجعه كنید به خدا و رسول بعد می‌گوید ، اگر ایمان دارید به خدا . از این معلوم می‌شود كه همه مسیرها آخرش  به الله می‌رسد .

پیداست همه اینها یكی است در آخر خط اول الامر مراجعه به رسول است و مراجعه به رسول مراجعه به خداست. رهبر الهی ما را به سمت خدا می‌برد .

وظیفه ی ما چیست ؟

وظیفه ی ما بیعت است .ما كه بحث رهبری را می‌كنیم به خاطر این است كه آمدن حضرت مهدی(ع) یك مقدماتی می‌خواهد.

 پیغمبر یك مرتبه به مدینه نیامد . اول مسعب را فرستاد و مسعب یك جوانی بود ، گفت برو ببینم مردم با تو چه می‌كنند.

امام حسین وقتی می‌خواست به كوفه برود  اول حضرت مسلم را فرستاد . واقعاً اگر ما كه می‌گوییم : یا حجه ابن الحسن عجل علی ظهورك  با امام چه كردیم ، با انقلاب چه جور رفتار می کنیم ؟!

حكومت امام زمان سه مشخصه دارد :  1- عصمت، رهبری معصوم 2- قانون خدا 3- حكومت مستضعفان «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ» [5]. ترس و اعدام طاغوتیان ، حضرت مهدی كارنامه‌اش این است . مساله ترویج عبودیت و بندگی خدا ، این شرح وظایف امام زمان است .

 خدا به ما خیلی چیزها چیز داده است یك كلمه می‌گوئیم «أَطیعُوا اللَّهَ» روشن است «أَطیعُوا الرَّسُولَ» روشن است «أُولِی الْأَمْرِ مِنْكُمْ» هم روشن است. اولی الامری كه كنار الله و رسول است باید كارش هم كنار الله و رسول  باشد .اولی الامری كه كنار رسول است باید كارش هم مثل خدا و رسول باشد .

 یك حركت ، لوازمی دارد. حركت مقصدی می‌خواهد . حركت وسیله می‌خواهد  .حركت رهبر می‌خواهد و توی این سه تا ، رهبر از همه مهمتر است

باید بدانیم كار حضرت مهدی چیست؟

حكومت مستضعفان ، اعدام طاغوتیان ، قانون الهی را پیاده كردن ، زندگی را روی سادگی بردن . اینها كارنامه حضرت مهدی(ع) است و بدانیم كه حضرت مهدی نوشته است : زمانی كه من نیستم مجتهد عادل و هر كس كه مجتهد عادل را رد كند انگار كه مرا رد كرده است و كسی مرا رد كند خدا را رد كرده است .

و قرآن می‌فرماید: بیعت با رسول ،بیعت با خداست ، « مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ » [6].

روایت داریم كه حضرت مهدی كه می‌خواهد تشریف بیاورد : « یُصْلِحُ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَمْرَهُ فِی لَیْلَةٍ وَاحِدَةٍ »[7] یك شبه خدا كارش را درست می‌كند یعنی همه مقدمات آماده می‌شود .

انشاءالله که بتوانیم با اطاعت از خدا و رسول و اهل بیت و یاری کردن رهبرمان گامی به سوی جامعه ی مهدوی بر داریم .

                                                                                                                    

                                                                                                                  تنظیم :زهرا اجلال-گروه دین و اندیشه     


پی نوشت ها :

1- ارشاد مفید /ج1 /ص 231

2- احزاب /21

3- مائده /67

4- نساء /49

5- قصص /5

6- نساء /80

7- کمال الدین /ج1/ص 316



پنج روایت معتبر درباره شیطان

 

نوع مطلب :قرانی ،مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

پنج روایت معتبر درباره شیطان

شیطان

ای بچه‌های آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟!

به یک راه می‌ماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگی‌مان را می‌گویم. شاید راه‌های مختلفی باشد که از همه‌شان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راه‌ها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جاده‌های انحرافی بکشد،‌ مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است.

(1) هیچ تسلطی بر کسی ندارد. وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ، قرار است فقط شاخصی باشد برای این‌که خودمان بفهمیم چند مرده حلاجیم. برای این ‌که حجت بر ما تمام بشود. إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ. (سبأ/21)

(2) گام به گام همراهی‌مان می‌کند. قدم اول را که با وعده و وعیدش برداریم،‌ برداشتن قدم‌های بعدی راحت می‌شود. بعد تا چشم باز کنیم می‌بینیم چقدر بیراهه رفته‌ایم. چقدر انرژی‌مان سوخت شده. باید پایید قدم‌ها را. قرآن هی چپ و راست می‌گوید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ . پا جای قدم‌های شیطان نگذارید. (بقره/ 168-  بقره/ 208- انعام/ 142- نور/ 21)

(3) از صنعت بسته‌بندی شنیده‌اید حتماً. که چقدر می‌شود با بسته‌بندی‌های خوب و مرغوب، مشتری را - حتی به کالاهای نامرغوب- جذب کرد. شیطان این کاره است. اسم قرآنی‌اش می‌شود تسویل؛ الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ (محمد/25). یعنی شیطان توی زرورق می‌پیچد برایتان بعضی کارها را، که به چشم‌تان خوب بیاید، که انجام بدهید. وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. (عنکبوت/38)

(4) حزب تشکیل داده! بعضی‌ها هم می‌روند و عضو حزبش می‌شوند: اولئک حزب الشّیطان. همان‌ها که شیطان احاطه‌شان کرده، همه وجودشان را تسخیر کرده که اصلاً یاد خدا نیفتند. اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ . اینجای ماجرا دیگر خیلی دردناک و ترس‌ناک می‌شود! (مجادله/19)

(5) قشنگی‌ ماجرا ولی آن‌جاست که برای بعضی‌ها، سیاست‌های شیطان نتیجه عکس می‌دهد. اصلاً همین که افکار شیطانی دوره‌شان می‌کند، همین که شیطان سراغشان می‌آید، بیشتر یاد «او» می‌افتند. إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ . یکی از جاهایی که بصیرت شان گل می‌کند و چشم‌شان باز می شود همین جاست. فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ . خدا هم لابد می‌نشیند آن بالا و کیف می‌کند به این بنده‌هاش. إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ . (اعراف/201)

به یک راه می‌ماند. به یک مسیر که باید رفت. زندگی‌مان را می‌گویم. قبل از این که راه بیفتیم امّا یکی ازمان عهد گرفته بود که پشت سر شیطان راه نیفتیم. بنده شیطان نشویم. یادتان هست؟

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ

 

مریم روستا، گروه دین و اندیشه تبیان



روابط دختران و پسران از نگاه قرآن

 

نوع مطلب :قرانی ،آقایان ،خانم ها ،عاشقانه ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

روابط دختران و پسران از نگاه قرآن

روابط دختر و پسر

با نظر و نگاهی به آیات و روایات به روشنی در می‌یابیم که شرع مقدس اسلام در فردی‌ترین دستورات خود اجتماعی است و ارتباطات انسانی و اجتماعی را جزء اصلی‌ترین آموزه‌های خود قرار داده است. اگر بگوییم قرآن مجید آئین‌نامه ارتباطات است امری بدیهی را تأیید نموده‌ایم. رعایت حقوق شهروندی، نحوه ارتباط با والدین، همسایگان، خویشان، دوستان و محترم شمردن حریم بین محرم و نامحرم، آئین و آداب معاشرت، تعاون و مردم‌داری، صله رحم، رسیدگی به امور محرومان و مستمندان، جهاد، امر به معروف و نهی از منکر، خمس، زکات، نماز و ... از اصلی‌ترین مأموریت‌ها و عبادت‌های فردی و اجتماعی مسلمانان به شمار می‌آیند. با اندکی تأمل پی خواهیم برد که در تمامی آن عبادات، ارتباطات انسانی، اجتماعی بودن و مسئولیت‌های جمعی موج می‌زند.

بارزتر و جالب‌تر از همه اینکه؛ مهمترین دعایی که بر هر مسلمانی واجب است که آن را در واجب‌ترین اعمال خود، یعنی نماز - آن هم روزی ده مرتبه به ذهن و زبان جاری سازد، دعای «اهدنا الصراط المستقیم» است. دعایی که حتی اگر بطور انفرادی و در خلوت و خانه خود بخوانیم باید کلمات و جملاتی را ادا کنیم که حکایت از گریز از تک‌روی و حضور جدی و فعال و مفید در جمع و جماعت دارد: نعبد، نستعین، اهدنا، علینا.

به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است.

نقل و درج تنها بخشی از آیات و روایات در خصوص و فرهنگ ارتباطات و تعاون خود کتابی مفصل و مستقل خواهد شد. اما در این اجمال چند نمونه را با هم مرور می‌کنیم:

در سوره آل عمران (آیه 200) تعاون و تعامل در جهت نیکوکاری و تقوا مورد تأکید واقع شده «تعاوَنوا علی البر و تقوی و لا تعاونوا علی الاِثم و العُدوان»؛ در نیکوکاری و تقوا به یکدیگر کمک کنید، نه در گناه و ستمکاری .

در جای دیگر(سوره توبه/ آیه71) مردان و زنان مؤمن به تعامل و روابط هدفمند و مبتنی بر توسعه ارزش‌های دینی و فی مابین دعوت شده‌اند:

در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار می‌آید.

«والمؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعضٍ یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة و یؤتون الزکاة و ...»؛

مردان و زنان مؤمن همه یاور و دوستدار یکدیگرند – خلق را به کار نیک وادار و از کار زشت منع می‌کنند. نماز به پا می‌دارند و زکات می‌دهند...

و نیز در سوره نحل آیه 90 چنین آمده است:

«ان الله یامر بالعدل و الاحسان و ایتاء ذی القربی و ینهی عَن الفحشاء و المنکر »؛ «البته خدا (خلق را) فرمان به عدل و احسان می‌دهد و به بذل و عطا به خویشاوندان امر می‌کند و از افعال زشت و منکر و ظلم نهی می‌کند.

و در خصوص روابط دختران و پسران و زنان و مردان در جامعه و احترام متقابل(نور/ آیه30) این چنین تصریح شده است:

روابط دختر و پسر

«قل للمومنین یغضوا مِن ابصارهم و یحفظوا فروجهم ذلک اَزکی لهم اِنّ الله خبیرٌ بما یصنعون»؛ (و ای رسول ما) مؤمنین را بگو تا چشم‌ها (از نگاه ناروا) بپوشند، و فروج و اندامشان را محفوظ دارند که این بر پاکیزگی (جسم و جان) شما اصلح است البته خدا به هر چه می کنید کامل آگاه است و نیز در مورد لزوم احترام مردان به زنان و پرهیز از تحقیر و تبعیض علیه آنان به جهت مقام و منزلت ویژه بانوان در رویکرد معصومین(علیهم‌السلام) به همین مقدار اکتفا می‌شود که رسول گرامی اسلام (در عصر رنسانس که زنان و دختران، موجودات درجه دوم تلقی می‌شدند) کرامت و لئامت مرد را به نحوه سلوک و تعامل او با زن موکول نموده است. یعنی اگر مردان با دختران و زنان، برخوردی انسانی و اسلامی داشته باشند، محترم و کریم، وگرنه حقیر و لئیم خواهند بود.

در نگاه رسول مکرم اسلام(صلی الله علیه و آله) نماز و عطر و زن، ترادف معنوی و مذهبی دارند و ذکر نام زن با این دو، نشان از مقام زن (در منظر آن مقام مکرم) دارد. بنابراین روابط گروههای غیر همجنس اگر با رعایت حجاب و عفاف و ادب و وقار و به دور از هرگونه تهییج و تحریک باشد نه تنها بلامانع است، بلکه از ضروریات و ملزومات جامعه اسلامی و امروزی به شمار می‌آید.

حذف زنان از عرصه‌های فرهنگی، هنری، اجتماعی و اقتصادی و حتی سیاسی به معنای حذف نیمی از نیروهای فعال و تأثیرگذار جامعه از رشد و پیشرفت کشور می‌باشد.

بنابر آنچه در سطور مذکور آمد، فضایی که امروز در بین بخشی از لایه‌های اجتماعی کشورمان در خصوص ارتباط دختران و پسران و زنان و مردان جوان حاکم شده و دل هر انسان صالح و مسلمان و غیرتمندی را به درد می‌آورد، نه تنها با احکام و دستورات دینی ما همسو و همسان نیست بلکه با قواعد و هنجارهای مورد تأیید روانشناسان و جامعه شناسان منصف و متعهد نیز منطبق نمی‌باشد. فرآیند معیوب مذکور مشکلات و معضلات بسیاری را بوجود آورده که در صفحات بعدی مورد بحث و تحلیل واقع خواهد شد. به منظور رعایت اصل اجمال در نگارش آشنایی با نحوه ارتباط دختر و پسر از منظر وحی ماجرای موسی(ع) و دختران شعیب را به عنوان الگویی آسمانی با هم مورد تأمل و توجه قرار می‌دهیم.

به همان میزان که اسلام با جماعت بودن و ارتباط سالم و سودمند و هدفمند با همنوعان و شهروندان اعم از زن و مرد، دختر و پسر، شهری و روستایی، ... را مورد تأیید و تأکید قرار داده اختلاط و ارتباط ناسالم و آسیب زا و شکسته شدن حریم محرم و نامحرم و کشانیدن تمتعات و التذاذهای بصری، جنسی و عاطفی و هیجانی داخل خانواده به بیرون از آن را مورد نهی و نکوهش قرار داده است.

موسی و دختران شعیب

یکی از نمونه‌های بارز رابطه دختر و پسر در قرآن، رابطه‌ای است که در آیات 23 و 24 سوره قصص طرح و تبیین شده است. موسی(ع) به عنوان فردی تبعیدی هم بیکار مانده است، هم همسر اختیار نکرده و هم بدون خانه و آشیانه!

دختران جوان شعیب در گوشه‌ای به انتظار فرصتی مناسب برای سیراب کردن گوسفندانشان ایستاده‌اند، موسی (ع) که برای رفع تشنگی به سمت چاه رفته بود جلو می‌رود. سئوال می‌کند جواب می‌شنود به علت حضور مردان در کنار چاه (آبشخور گوسفندان) کار سیراب کردن گوسفندان را به تأخیر انداخته‌ایم. پدر ما هم پیر است و برای کار کردن ناتوان. لذا ما به این کار (اقتصادی و تولیدی) همت گمارده‌ایم. موسی(ع) که در نیکوکاری و طرفداری از مظلومان پیشرو بود به دختران شعیب یاری می‌رساند تا دام‌های خود را سیراب کنند. این همان کار پیامبرانه است: کار بدون چشم داشت، فقط برای رضای خدا، حفظ عفت و پارسایی در ارتباط با افراد غیر همجنس، بدون انگیزه‌های غریزی.

روابط دختر و پسر

این وعده الهی است که: «ان تنصرالله ینصرکم»؛ خدا از بالا دو پیامبر (موسی و شعیب) را به هم می‌رساند. دختران شعیب از موسی خواستند تا برای کار با پدرشان ملاقات کند. انجام شد، شعیب پیامبر(ع)، وقتی موسی را جوانی برومند، حق شناس، خویشتندار و صالح یافت پیشنهاد: کار در مزرعه، ازدواج با یکی از دخترانش، سکونت در محل کار را داد، بدین ترتیب اشتغال، ازدواج، مسکن، سه لازمه مهم زندگی جوانان برای موسی(ع) در فرآیند ارتباطی و حفظ عفت و کرامت و تقوا حاصل شد.

 

نکات مهم ماجرای مذکور:

1- دختران با حفظ حجاب و عفاف می‌توانند به فعالیتهای اجتماعی - اقتصادی بپردازند.

2- دختران از مرد نامحرم (حضرت موسی) برای رفع مشکل سیراب کردن گوسفندانشان درخواست کمک نکردند. این موسی بود که از آنان سئوال کرد.

3- ارتباط کلامی، بسیار کوتاه بود. شخصی نبود، بلکه کاری بود.

4- ارتباط کلامی در جمع و اجتماع انجام گرفت نه در خلوت. علنی بود، نه پنهانی .

5- نیت و انگیزه غریزی، جنسی، مادی نبود، صرفاً مساعدت و یاری و جلب رضایت خدا بود.

6- دختران شعیب با یکدیگر بودند، نه به تنهایی، یعنی دختران در بیرون رفتن سعی کنند تنها نروند، بلکه حداقل دو نفر باشند تا امنیت بیشتری برای آنان حاصل شود.

7- دختران در محیط کار از اختلاط با مردان پرهیز کنند.

8- مردان احساس مسئولیت کنند و نسبت به زنان عفیفه و پاکدامن و با حیاء بی تفاوت نباشند.

9- موسی(ع) با هر دو دختر سخن گفت و به هر دو کمک کرد، تا شبهه و توهمی ایجاد نشود.

10- موسی(ع) بعد از کمک و صحبت در حد ضرورت، ارتباط را ادامه نداد و به سرعت به سایه رفت. و از آنان دور شد.

البته ماجرای مذکور پیامها و نکات آموزنده و ارزنده بسیار دیگری نیز در بر دارد که طرح و تبیین آنها در این مقال نمی‌گنجد، لذا به منظور ارائه الگویی قرآنی به این مقدار اکتفا و علاقمندان را به تفاسیر معتبر ارجاع می‌دهیم.

 

                                                                                                                                                    ادامه دارد ...


احمد رزاقی – گروه دین و اندیشه تبیان

 



سایت اینترنتی اعتراض به هتك حرمت قرآن راه‌اندازی شد

 

نوع مطلب :مذهبی ،اخبار جدید ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

سایت اینترنتی اعتراض به هتك حرمت قرآن راه‌اندازی شد

سایت اعتراض به هتك حرمت قرآن 

جمعی از دانشجویان در اعتراض به هتك حرمت قرآن كریم، پایگاه اینترنتی جمع‌آوری امضاء راه‌اندازی كردند.

به گزارش روابط عمومی، جمعی از دانشجویان در اعتراض به هتك حرمت قرآن كریم، پایگاه اینترنتی جمع‌آوری امضاء با آدرس http://www.condemnworld.com راه‌اندازی كردند.

این سایت اینترنتی با همت و تلاش تعدادی از جوانان و دانشجویان در چهار زبان به گردآوری امضاء الكترونیكی در اعتراض به توهین به قرآن كریم در آمریكا پرداخته است.

در بخشی از بیانیه اعتراض آمیز این سایت آمده است: ادیان الهی همه از نژاد ابراهیم خلیل‌الله هستند و دین یهود و دین مسیح و دین اسلام از دین حنیف ابراهیم است و از آن سرچشمه معرفت یافته است. اقدام غیرانسانی و نفرت‌انگیز به آتش كشیدن و آتش زدن قرآن كریم و توهین گستاخانه به ساحت منور این كتاب آسمانی كه به حق چكیده همه اصول انسانی و معرفت‌ساز بشری است، قلب همه خداپرستان عالم را به درد آورد و مایه شرمساری مدعیان حقوق‌بشری و ارزش‌های پذیرفته شده انسانی شد.

علاقه‌مندان با ورود در این سایت می‌توانند نظرات خود را نسبت به اقدام موهن اسلام‌ستیزان علیه قرآن كریم ذكر كنند.

 

 

تنظیم: هومن بهلولی

tebyan



روی دیگر سكه قرآن سوزی

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،قرانی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

روی دیگر سكه قرآن سوزی

پروژه قرآن سوزی

آتش زدن قرآن، اگر چه تلخ تر و نفرت انگیزتر از آن است كه زبان و قلم را یارای شرح آن باشد اما، این سكه روی دیگری نیز دارد و آن، اعتراف صریح و بی پرده آمریكا- بخوانید صهیونیست های حاكم بر كاخ سفید- به ناتوانی و درماندگی خود در برابر موج پرشتاب اسلامگرایی و به قول حضرت امام(ره)، تسخیر سنگر به سنگر نقاط كلیدی جهان است و تنها از این زاویه می توان اقدام نفرت انگیز آمریكا در به آتش كشیدن قرآن را به ارزیابی نشست.

دو موسسه استراتژیك آمریكایی «كارنگی» و آمریكن اینترپرایز در بررسی های جداگانه ای اعلام كردند بعد از حمله بوش به مسلمانان در جریان واقعه 11 سپتامبر، مراجعه به قرآن در میان غربی ها رواج چشمگیر و غیرمنتظره ای داشته است

دولتمردان آمریكایی از جمله اوباما، در واكنش نسبت به این حركت وحشیانه اعلام كرده اند كه مطابق قوانین آمریكا و اعلامیه جهانی حقوق بشر و پروتكل های بین المللی آزادی بیان! كه آمریكا امضاء كننده و متعهد به آن است، حق مقابله و پیشگیری از به آتش كشیدن قرآن را ندارند! و توضیح نداده اند كه اولا؛ قرآن كلام و بیان خداست بنابراین به آتش كشیدن آن نقض آشكار و مقابله غیرقابل توجیه «آزادی بیان» است و ثانیا؛ در اعلامیه جهانی حقوق بشر تاكید شده است كه آزادی های تصریح شده و مجاز در این بیانیه مشروط به آن است كه سلب آزادی و یا نفی آرامش و حقوق دیگران را در پی نداشته باشد. ثالثا؛ امروزه سخن از احترام به آزادی بیان و حقوق دیگران از سوی دولت آمریكا فقط یك شوخی تلخ و گزنده است و رابعا... خامسا و... بنابراین دولتمردان آمریكایی مسئول مستقیم این اقدام زشت و نفرت انگیز هستند و مسلمانان در همه جای جهان و از جمله در آمریكا، نه فقط حق قانونی، بلكه تكلیف الهی خود می دانند كه از دولت آمریكا به خاطر این جنایت انتقام بگیرند و بدیهی است كه شهادت در این انتقام گیری مقدس را موهبت بزرگ الهی و هدیه ای ملكوتی می دانند و صد البته آمریكایی ها با اینگونه تصمیم های جدی و غیرقابل تغییر امت اسلامی ناآشنا نیستند و بارها سنگینی آن را احساس كرده اند.

می گویند - و راست می گویند- كسانی كه به آخر خط می رسند به سیم آخر می زنند. آتش زدن كلام الله مجید با برنامه ریزی گسترده و هزینه های هنگفت و كلان آمریكا برای جلب حمایت ملت های مسلمان نه فقط همخوانی ندارد، بلكه در تضاد كامل است.

بنابراین، چرا صهیونیست های حاكم بر كاخ سفید دست به این اقدام احمقانه می زنند؟ و تمامی سرمایه های كلان و برنامه ریزی های گسترده خود برای فریب مسلمانان را بر باد می دهند؟ آیا نمی توانند درك كنند كه این حركت مشمئزكننده، خشم تمامی مسلمانان جهان را علیه آمریكا و متحدان صهیونیستش برمی انگیزد؟ و آیا نمی فهمند كه نمی توانند مسئولیت این اقدام مشمئزكننده را به گردن یك كشیش مالیخولیایی و یا چند تن از اوباش آمریكایی بیندازند؟! به یقین از عواقب این فاجعه باخبرند، بنابراین انگیزه این اقدام نفرت انگیز را تنها در چند محور زیر می توان جستجو كرد.

1- نظرسنجی های رسما انجام گرفته- از جمله نظرسنجی موسسه معروف گالوپ- انتشار میلیون ها مقاله، هزاران كتاب و صدها فیلم مستند برای اكثریت قریب به اتفاق مردم آمریكا كمترین تردیدی باقی نگذاشته است كه واقعه 11 سپتامبر را صهیونیست های آمریكایی در نشست سال 2000 بیلدربرگ طراحی كرده و به اجرا گذاشته اند تا به زعم خود افكار عمومی جهانیان و از جمله مردم آمریكا را برای حمله به افغانستان، عراق - و سپس ایران- فراهم آورند. امروزه مردم آمریكا، دولتمردان این كشور و صهیونیست های حاكم بر كاخ سفید را عامل جنایت 11 سپتامبر و قتل عام هزاران انسان می دانند. پروژه احمقانه قرآن سوزی در سالگرد واقعه 11 سپتامبر تلاش بی حاصل گروه صهیونیستی بیلدربرگ برای انتقال افكار عمومی آمریكایی ها به فریب 2001 و تكرار همان دروغ بزرگ است كه در آن، جنایت 11 سپتامبر را به مسلمانان نسبت داده بودند.

2- سیاست پردازان و تصمیم سازان آمریكایی رویكرد پرشتاب به اسلام را نه فقط انكار نمی كنند بلكه بارها در مجامع رسمی و تصمیم ساز خویش از این پدیده ابراز نگرانی جدی كرده اند.

جیمز ولسلی، اولیوركوئین، آلوین تافلر و زئیف شف و دهها استراتژیست صاحب نام آمریكایی و اروپایی هر یك در بررسی های جداگانه به درستی پیش بینی كرده بودند كه اسلام، قطب قدرت بلامنازع در آینده ای نه چندان دور است و سیاستمداران و برنامه ریزان غربی درستی این پیش بینی را در رخدادهای پی درپی این سال ها به وضوح دیده اند. «قرآن سوزی» اگرچه اقدامی نفرت انگیز است ولی حركتی است برای متهم كردن اسلام به خشونت گرایی كه صدالبته اقدامی احمقانه است و مانند بسیاری از اقدامات مشابه دیگر، نتیجه معكوس درپی خواهد داشت. گفتنی است كه در سال 2005-4 سال بعد از واقعه 11 سپتامبر، دو موسسه استراتژیك آمریكایی «كارنگی» و آمریكن اینترپرایز در بررسی های جداگانه ای اعلام كردند بعد از حمله بوش به مسلمانان در جریان واقعه 11 سپتامبر، مراجعه به قرآن در میان غربی ها رواج چشمگیر و غیرمنتظره ای داشته است و بسیاری از مراجعه كنندگان، حقیقت اسلام را با آنچه دولتمردان آمریكایی و اسرائیلی معرفی می كنند متفاوت یافته اند و شمار قابل توجهی نیز به اسلام گرائیده اند. این دیدگاه در بررسی اعلام شده گروه آمریكایی موسوم به «كمیته خطر» نیز مورد تأكید قرار گرفته است.

می گویند - و راست می گویند- كسانی كه به آخر خط می رسند به سیم آخر می زنند. آتش زدن كلام الله مجید با برنامه ریزی گسترده و هزینه های هنگفت و كلان آمریكا برای جلب حمایت ملت های مسلمان نه فقط همخوانی ندارد، بلكه در تضاد كامل است.

3- «نئوكان»ها در آمریكا كه مجموعه ای از صهیونیست ها و مسیحیان صهیونیست هستند و بسیاری از پست های كلیدی این كشور را -صرفنظر از حاكمیت ظاهری دموكرات ها و یا جمهوری خواهان - در اختیار دارند همواره از نزدیكی مسیحیان و مسلمانان و اتحاد آنان علیه صهیونیست ها نگران بوده اند مخصوصاً آن كه مسیحیان آموزه های مشترك فراوانی با مسلمانان دارند- در كلام خدا نیز از مسیحیان با عنوان نزدیكترین و دوست ترین مردم به مسلمانان یاد شده است- فاجعه قرآن سوزی و اعلام پیشاپیش آن از سوی یك كشیش مسیحی می تواند اقدامی برای فاصله انداختن میان مسیحیان و مسلمانان تلقی شودكه بدیهی است نتیجه مطلوب نئوكان ها را به دنبال نخواهد داشت. همانگونه كه اعلام آغاز جنگ صلیبی از سوی بوش و بعد از واقعه 11 سپتامبر، پی آمدی معكوس داشت و امروزه نیز ملت های مسلمان، اقدام شرم آور یك كشیش دم دستی و چند اوباش آمریكایی را به حساب جامعه مسیحی جهان و از جمله مسیحیان آمریكایی نمی نویسند و اعلام انزجار بسیاری از مسیحیان از این اقدام احمقانه نشانه دیگری از درستی این برداشت است.

4- و بالاخره خشم و عصبانیت آمریكا و متحدانش-مخصوصاً صهیونیست ها- از حركت و گسترش پرشتاب اسلام قابل درك است. در كلام خدا درباره اسلاف آنان آمده است؛«... از شدت كینه ای كه نسبت به شما-مسلمانان- دارند سرانگشت خشم به دندان می گیرند. (ای پیامبر) به آنان بگو از این خشم و عصبانیت بمیرید كه خدا از درون ها با خبر است» آیه 119 سوره مبارك آل عمران .


حسین شریعتمداری

تنظیم: شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان



  • تعداد کل صفحات:13 
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic