مترجم سایت

پنج روایت معتبر درباره شیطان

 

نوع مطلب :قرانی ،مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

پنج روایت معتبر درباره شیطان

شیطان

ای بچه‌های آدم! مگر از شما عهد نگرفته بودم که بنده شیطان نشوید؟!

به یک راه می‌ماند، به یک مسیر که باید رفت. زندگی‌مان را می‌گویم. شاید راه‌های مختلفی باشد که از همه‌شان بشود رفت و رسید. همه شان بخورند به همان بزرگراه، به همان صراط مستقیم. اما توی همه این راه‌ها یک نفر هست که هی جلوی پایمان مانع بگذارد، جاده‌های انحرافی بکشد،‌ مسیرهای خاکی که تا بجنبیم کیلومترها از مقصد دورمان کرده است.

(1) هیچ تسلطی بر کسی ندارد. وَمَا کَانَ لَهُ عَلَیْهِم مِّن سُلْطَانٍ، قرار است فقط شاخصی باشد برای این‌که خودمان بفهمیم چند مرده حلاجیم. برای این ‌که حجت بر ما تمام بشود. إِلَّا لِنَعْلَمَ مَن یُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِی شَکٍّ. (سبأ/21)

(2) گام به گام همراهی‌مان می‌کند. قدم اول را که با وعده و وعیدش برداریم،‌ برداشتن قدم‌های بعدی راحت می‌شود. بعد تا چشم باز کنیم می‌بینیم چقدر بیراهه رفته‌ایم. چقدر انرژی‌مان سوخت شده. باید پایید قدم‌ها را. قرآن هی چپ و راست می‌گوید: وَلاَ تَتَّبِعُواْ خُطُوَاتِ الشَّیْطَانِ . پا جای قدم‌های شیطان نگذارید. (بقره/ 168-  بقره/ 208- انعام/ 142- نور/ 21)

(3) از صنعت بسته‌بندی شنیده‌اید حتماً. که چقدر می‌شود با بسته‌بندی‌های خوب و مرغوب، مشتری را - حتی به کالاهای نامرغوب- جذب کرد. شیطان این کاره است. اسم قرآنی‌اش می‌شود تسویل؛ الشَّیْطَانُ سَوَّلَ لَهُمْ (محمد/25). یعنی شیطان توی زرورق می‌پیچد برایتان بعضی کارها را، که به چشم‌تان خوب بیاید، که انجام بدهید. وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ أَعْمَالَهُمْ. (عنکبوت/38)

(4) حزب تشکیل داده! بعضی‌ها هم می‌روند و عضو حزبش می‌شوند: اولئک حزب الشّیطان. همان‌ها که شیطان احاطه‌شان کرده، همه وجودشان را تسخیر کرده که اصلاً یاد خدا نیفتند. اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطَانُ فَأَنسَاهُمْ ذِكْرَ اللَّهِ . اینجای ماجرا دیگر خیلی دردناک و ترس‌ناک می‌شود! (مجادله/19)

(5) قشنگی‌ ماجرا ولی آن‌جاست که برای بعضی‌ها، سیاست‌های شیطان نتیجه عکس می‌دهد. اصلاً همین که افکار شیطانی دوره‌شان می‌کند، همین که شیطان سراغشان می‌آید، بیشتر یاد «او» می‌افتند. إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّیْطَانِ تَذَكَّرُواْ . یکی از جاهایی که بصیرت شان گل می‌کند و چشم‌شان باز می شود همین جاست. فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ . خدا هم لابد می‌نشیند آن بالا و کیف می‌کند به این بنده‌هاش. إِنَّ الَّذِینَ اتَّقَواْ . (اعراف/201)

به یک راه می‌ماند. به یک مسیر که باید رفت. زندگی‌مان را می‌گویم. قبل از این که راه بیفتیم امّا یکی ازمان عهد گرفته بود که پشت سر شیطان راه نیفتیم. بنده شیطان نشویم. یادتان هست؟

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یَا بَنِی آدَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّیْطَانَ

 

مریم روستا، گروه دین و اندیشه تبیان



پنج شبی که دعا رد نمی شود

 

نوع مطلب :عجیب ترین ها ،اهل بیت ،مذهبی ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

زمزمه ملکوت (16)

دعا

اشاره:

به بارگاه ملکوت از راه دعا می توان بار یافت و شهد فیض لایزال را از جام دعا می بایست سر کشید.

دعا، تنها صحنه خواندن نیست عرصه شناختن هم هست. رهاورد دعا، تنها روحانیت نیست عقلانیت هم هست.

باید بر سجاده دعا نشست و محبوب را تمنا کرد.

رمضان، این سفره گشوده خدا، گاه اجابت خواهش هاست، رمضان را دریابیم و دل و جانمان را با جوهر دعا صیقل بخشیم.

آنچه به خامه می آید بازنوشته سخنرانی مجتهد فرزانه، آیت الله آقا مجتبی تهرانی است که در این روزهای پر برکت ماه رمضان در مدرسه نور واقع در خیابان ایران ایراد می شود. موضوع این سلسله گفتارها دریافتی از ادعیه مأثور و ترسیم تصویری از بایسته های بندگی است.

اعوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم؛  بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیم وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِین وَ صَلَّی اللهُ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبینَ الطَّاهِرِینَ وَ لَعنَةُ اللهِ عَلی اَعدائِهِم اَجمَعین.

«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اسْمَعْ نِدَائِی إِذَا نَادَیْتُكَ وَ اسْمَعْ دُعَائِی إِذَا دَعَوْتُكَ وَ أَقْبِلْ عَلَیَّ إِذَا نَاجَیْتُكَ فَقَدْ هَرَبْتُ إِلَیْكَ وَ وَقَفْتُ بَیْنَ یَدَیْكَ» 1

 

خدایا بر محمد و خاندانش درود فرست و صدایم را بشنو هنگامی که تو را صدا میزنم؛ به دعایم گوش فرا ده، آن هنگام که تو را میخوانم و رو به من فرما در آن زمان که با تو نجوا میکنم.  همانا من به سوی تو فرار کرده‌ام و در مقابل تو ایستاده ام.

 

مروری بر مباحث گذشته

گفته شد ماه مبارک رمضان، ماه بازگو کردن کلام ربّ، یعنی قرآن است و ماه سخن گفتن عبد با ربّ است که از آن تعبیر به دعا می‏کنند؛ دعا را هم تقسیم‏بندی کردیم به مأثور و غیرمأثور و گفتیم که دارای آداب و شرایطی است. بالأخره بحث ما به اینجا رسید که عوامل تأثیرگذار روی اجابت دعا را بررسی می‏کردیم. یک عامل را عرض کردم «عامل زمانی» است. زمان مؤثر بر اجابت دعا در شبانه‏روز، روز خاص و شب خاص در هفته را بحث کردیم؛ همچنین ماه خاص در بین ماه‏ها را که ماه مبارک رمضان بود و در مرتبه متأخّره آن، ماه رجب را مطرح کردم. بعد هم گفتیم که ایام و لیالی خاصی در بین همین ماه‏ها هست که در ماه شعبان، نیمه شعبان بود و در ماه مبارک رمضان، لیالی قدر بود. غیر این زمان‏ها، زمان‏هایی را هم می‏بینیم که در روایات مطرح می‏کنند. البته من نمی‏خواهم به‏طور کامل این‏ها را شمارش کنم. فقط آن‏هایی را که نسبتاً مطرح هستند عرض می‏کنم.

 

تأثیرعید فطر بر اجابت دعا

از بین اعیاد، یکی روز عید فطر است. ما در روایات داریم که آن هم زمان مؤثر بر روی اجابت دعا است. به ذهنم این است که در گذشته من این را به مناسبت شب عید فطر مطرح کردم که علی(علیه‏السلام) روز عید فطر در خطبه‏ای این جملات را فرمودند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عِیداً وَ جَعَلَكُمْ لَهُ أَهْلًا فَاذْكُرُوا اللَّهَ یَذْكُرْكُمْ وَ كَبِّرُوهُ وَ عَظِّمُوهُ وَ سَبِّحُوهُ وَ مَجِّدُوهُ وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَكُمْ».2 حضرت راجع به روز عید فطر می‏فرماید درخواست کنید از خدا و دعا کنید و بدانید که این دعاها را خداوند به اجابت می‏رساند و می‏پذیرد. معلوم می‏شود این زمان خاص روی اجابت دعا اثر دارد.

 

تأثیرعید قربان بر اجابت دعا

عید قربان هم که به آن «عید أضحی» می‏گویند، همین‏طور است. آنجا هم از علی(علیه‏السلام) روایتی است که حضرت فرمود: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ یَخْطُبُ یَوْمَ النَّحْرِ»؛ یعنی شنیدم که پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) در روز عید قربان داشت خطبه می‏خواند؛ «وَ هُوَ یَقُولُ هَذَا یَوْمُ الثَّجِّ وَ الْعَجِّ»؛ بعد خود پیغمبر «ثجّ» و «عجّ» را معنا می‏کنند؛ به «عجّ» که می‏رسند، می‏فرمایند: «وَ الْعَجُّ الدُّعَاءُ فَعِجُّوا إِلَى اللَّهِ»؛ یعنی «عجّ» همان دعا است؛ از خدا درخواست کنید. بعد پیغمبر این جملات را فرمود: «فَوَ الَّذِی نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ».3 قسم به آن موجودی که جان من در دست او است، کسی از اینجا نمی‏رود مگر اینکه مورد مغفرت خداوند قرار می‏گیرد. معلوم می‏شود دعا در آن روز مؤثر بود.

البته در روایت مربوط به عید فطر، علی (علیه‏السلام) در خطبه‏شان به خود زمان تکیه می‏کند و می‏فرمایند: «أَلَا وَ إِنَّ هَذَا الْیَوْمَ یَوْمٌ جَعَلَ اللَّهُ لَكُمْ عِیداً»؛ و بعد هم می‏فرمایند:«وَ ادْعُوهُ یَسْتَجِبْ لَكُمْ». پس معلوم می‏شود این زمان بر دعا مؤثر است. ولی در اینجا دارد خطبه را در آن روز پیغمبر خواند و بعد فرمود که این روز چنین‏ وچنان است. این روایت با آن روایت در همین جهت عامل «زمان» مشترک است؛ یعنی خود این روزها بر روی دعا مؤثر است. البته در روایت عید قربان، یک موضع و مکان مشخص هم مطرح است. چون حضرت فرمود: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ امّا در روایت عید فطر موضع و مکان مطرح نیست؛ فقط زمان روز عید مطرح شده است.

راجع به مکان ـ‏یعنی عرفات‏ـ ما روایتی داریم که در باب خصوص ماه مبارک رمضان از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) است که حضرت فرمود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مَا یُغْفَرُ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ». این روایت را گفته‏اند ظهورش در این است که ـ‏نعوذبالله‏، خدا نکند، خدا برای ما نیاورد‏ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، او دیگر در آینده بعید است که مورد مغفرت خدا قرار بگیرد

سرّ نزدیکی دعا به اجابت در عید فطر و قربان

من حالا نکته‏ای را می‏خواستم نسبت به هر دو روایت عرض کنم و آن این است که هر دو روایت مربوط به عید فطر و عید أضحی است که در این دو روز «نماز عید و خطبه» تشریع شده است. چه بسا مسأله این است که در آن روز و آن زمان، توجه به خدا بیشتر است و لذا دعا هم به اجابت نزدیک‏تر است. چون هر دو روایت بخشی از خطبه نماز عید بود؛ هم برای علی (علیه‏السلام)، هم برای پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم)، هر دو خطبه است. لذا این نکته که در بحث دعا مطرح است که هسته مرکزی دعا از نظر پذیرش که عبارت از توجه داعی به خداوند است را تقویت می‏کند. یعنی هرچه توجه بیشتر باشد، تأثیر دعا هم بیشتر می‏شود. هر دو روایت مربوط به روز عید و خطبه و هنگام نماز عید است. یعنی در دو موقعیتی است که انسان‏ها متوجه خدا هستند؛ چون وقت نماز عید است و اصلاً برای عبادت و نماز و توجه به خدا آنجا جمع شده‏اند. لذا آنچه که در دعا مطرح است و نسبت به اجابت، هسته مرکزی دعا است که همان توجه إلی‏الله‏تعالی است، در هر دو موقعیت فراهم بوده است. می‏خواستم این نکته را بگویم که روز، روز عید بوده و روزی است که نماز عید می‏خواندند و بعد هم خطبه می‏خواندند؛ اصلاً برای نماز و خطبه آنجا جمع شده بودند. لذا در روایتی که برای پیغمبر است، حضرت می‏فرماید: «لَا یَنْصَرِفُ مِنْ هَذَا الْمَوْضِعِ أَحَدٌ إِلَّا مَغْفُوراً لَهُ»؛ کسی از اینجا نمی‏رود و متفرّق نمی‏شود مگر آنکه آمرزیده شده است. یعنی این خصوصیّت «موضع» را هم در این روایت مطرح کرده‏اند.

 

تأثیر عید مبعث بر اجابت دعا

دعا

یکی دیگر از اعیادی که در اسلام بزرگ است، روز مبعث است. یک روایت از امام صادق (صلوات‏ الله‏علیه) است که حضرت فرمودند: «یَوْمُ سَبْعَةٍ وَ عِشْرِینَ مِنْ رَجَبٍ نُبِّئَ فِیهِ رَسُولُ اللَّهِ مَنْ صَلَّى فِیهِ أَیَّ وَقْتٍ شَاءَ اثْنَتَیْ عَشْرَةَ رَكْعَةً»؛ در روز بیست و هفتم ماه رجب که روز مبعث پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است، هرکس در هر وقت آن روز دوازده رکعت نماز بخواند؛ «ثُمَّ یَقُولُ اللَّهُ اللَّهُ رَبِّی لَا أُشْرِكُ بِهِ شَیْئاً أَرْبَعَ مَرَّاتٍ»؛ بعد هم چهار مرتبه این جمله را بگوید؛ «ثُمَّ یَدْعُو فَلَا یَدْعُو بِشَیْ‏ءٍ إِلَّا اسْتُجِیبَ لَهُ فِی كُلِّ حَاجَةٍ».4 بعد دعا کند، این‏طور نیست که دعایی کند مگر اینکه به اجابت می‏رسد؛ نسبت به هر حاجت مشروعی که داشته باشد.

در اینجا دوباره زمان را مطرح کرده است؛ فرمود: «أَیَّ وَقْتٍ»؛ یعنی هر وقت از این روز که بخواهد؛ چه صبح باشد، چه بعد از ظهر باشد. بعد هم دقت کنید که اینجا هم نماز مطرح است. اوّل می‏فرماید دوازده رکعت نماز بخواند، بعد دعا کند. در آن دو مورد قبلی چون عید أضحی و عید فطر خودش نماز داشت، دیگر نماز جداگانه‏ای مطرح نبود. آنجا خطبه هم داشت؛ ولی اینجا نه، روز مبعث نماز ندارد. لذا می‏گوید دوازده رکعت نماز بخواند و بعد دعا کند. دوباره این همان نکته‏ای است که من در بحث دعا گفتم و آن این است که مسأله بر محور همان توجه عبد به ربّ است. اوّل بهترین عملی که کُرنش و پرستش نسبت به معبود است را انجام بده، و بعد از او درخواست کن.

 

تأثیر روز عرفه بر اجابت دعا

ما روایات بسیار زیادی داریم که در آن، زمان‏ها را مطرح کرده‏اند و این زمان‏هایی که ما تا حالا گفتیم را ردیف کرده‏اند که یک مجموعه است. در بین زمان‏هایی که مطرح شده، غیر از این سه عیدی که من عرض کردم ـ‏یعنی عید فطر و عید أضحی و عید مبعث‏ـ روز خاص دیگری هم هست که «روز عرفه» است و درباره آن خیلی روایت داریم که این زمان هم بر روی دعا مؤثر است. روایات متعددی داریم که من فقط به یکی دو مورد اشاره می‏کنم. روایتی از پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است که حضرت فرمودند: «أفْضَلُ الدُّعَاءِ دُعَاءُ یَومِ الْعَرَفَةِ».5 روایت خیلی کوتاه و گویا است. بافضیلت‏ترین دعاها، دعای روز عرفه است.

 

هم زمان، هم مکان

در اینجا من مسأله‏ای را مطرح کنم؛ یک بحث تأثیر زمان روی اجابت دعا است، یک بحث تأثیر مکان بر روی دعا از نظر اجابت است. البته من حالا نمی‏رسم وارد این بحث شوم؛ امّا این یک مورد را اشاره می‏کنم. خود روز «عرفه»، یعنی این زمان در اجابت دعا مؤثر است؛ امّا نسبت به اجابت دعا در «عرفات» هم روایاتی داریم که این مکان را مطرح کرده است. پس ما یک زمان داریم که می‏گوییم «عرفه» و یک مکان داریم که عبارت است از «عرفات»، به اعتبار اینکه حجّاج به آن زمین می‏روند. هم زمان مؤثر است و هم مکان مؤثر است. مثل این می‏ماند که بگویی لیله قدر مؤثر است؛ مسجد هم مؤثر است. ما در روایات نسبت به مکان‏ها داریم که مسجد، مکان مؤثر در اجابت است. روایاتی داریم که اگر کسی حاجتی داشته باشد، وضو بگیرد و برود در مسجد دو رکعت نماز بخواند. می‏خواستم این را عرض کنم که یک‏وقت این‏ها با هم خَلط نشود. هم زمان مؤثر است، هم مکان مؤثر است که مکان خودش بحث دیگری دارد که بعداً عرض می‏کنم.
حضرت علی (علیه السلام) راجع به روز عید فطر می‏فرماید: درخواست کنید از خدا و دعا کنید و بدانید که این دعاها را خداوند به اجابت می‏رساند و می‏پذیرد. معلوم می‏شود این زمان خاص روی اجابت دعا اثر دارد

هم عرفه، هم عرفات!

در خصوص «عرفه»، چون مسأله مکان در ذهن‏ها بوده، چه بسا بعضی‏ها یکباره به ذهنشان می‏آمده که این عرفه‏ای که در روایت وارد شده، نکند همان مسأله دعا در عرفات باشد؛ لذا من روایتی را می‏خوانم که می‏گوید نه، مسأله این نیست؛ اینجا تکیه روی «زمان» است و «مکان» را نمی‏خواهد مطرح کند. بحث مکان، بحث جداگانه‏ای است. من می‏خواستم این را تفکیک کنم. در یک روایتی است از علی(علیه‏السلام) که حضرت فرمود: «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَكَّةَ وَ لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ».6  آن‏هایی که طلبه هستند خوب حرف‏های من را گوش کنند تا اینها را بتوانند تفکیک کنند. ببینید حضرت چقدر زیبا جداسازی کردند؛ می‏فرماید اشکالی ندارد که در شهرهای دیگر هم که هستید، روز عرفه جمع شوید و دعا بخوانید. «لَا عَرَفَةَ إِلَّا بِمَكَّةَ»؛ ما در دنیا چند جا عرفات نداریم؛ یک‏جا داریم آن هم پشت مکّه است. آنجا زمین عرفات است. امّا «لَا بَأْسَ بِأَنْ یَجْتَمِعُوا فِی الْأَمْصَارِ یَوْمَ عَرَفَةَ یَدْعُونَ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ». یعنی درست است که «عرفات» فقط یک‏جا است؛ ولی شما «روز عرفه» در جاهای دیگر جمع شوید و دعا کنید. چقدر زیبا این‏ها را از هم جداسازی می‏کنند که زمان خودش مؤثر است و تأثیرش غیر تأثیر مکان است.

 

هرکس در ماه رمضان مورد مغفرت واقع نشود...

دعا به معنای واقعی

راجع به مکان ـ‏یعنی عرفات‏ـ ما روایتی داریم که در باب خصوص ماه مبارک رمضان از امام صادق(صلوات‏الله‏علیه) است که حضرت فرمود: «مَنْ لَمْ یُغْفَرْ لَهُ فِی شَهْرِ رَمَضَانَ مَا یُغْفَرُ لَهُ إِلَى قَابِلٍ إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».7 این روایت را گفته‏اند ظهورش در این است که ـ‏نعوذبالله‏، خدا نکند، خدا برای ما نیاورد‏ـ اگر کسی در ماه مبارک رمضان مورد مغفرت الهی قرار نگرفت، او دیگر در آینده بعید است که مورد مغفرت خدا قرار بگیرد. چون بهترین زمان‏ها این زمان بود. یعنی ماه رمضان برای اینکه انسان مشمول مغفرت الهی قرار بگیرد، بهترین زمان بود. حالا اگر کسی در این زمان مورد مغفرت واقع نشد، او دیگر در آینده مورد مغفرت قرار نخواهد گرفت، مگر اینکه عرفه را درک کند؛ «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ».

اینجا از نظر طلبگی دو احتمال وجود دارد؛ احتمال اوّل این است که «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» یعنی «روز عرفه»؛ چون قبلش زمان مطرح است و بحث بر سر ماه مبارک رمضان است که خودش زمان است. احتمال دوم این است که منظور از «إِلَّا أَنْ یَشْهَدَ عَرَفَةَ» این باشد که مگر اینکه این موفق شود به «عرفات» برود؛ یعنی احتمال مکان را مطرح کرده‏اند. البته اگر عرفات هم مراد باشد، این‏طور نیست که هر روزی که خواست به عرفات برود؛ بلکه آن هم مربوط به «روز عرفه» است. غرضم این بود که یکی از زمان‏هایی که اثرگذار است روی اجابت دعا و روایات بسیار هم راجع به آن داریم، روز عرفه است.

 

پنج شب مخصوص دعا

روایاتی هم که بین این‏ها را جمع کرده زیاد داریم؛ یک روایت از پیغمبر اکرم(صلّی ‏الله‏ علیه‏ و آله‏ و سلّم) است که فرمودند: «خَمْسُ لَیَالٍ لَا تُرَدُّ فِیهِنَّ الدَّعْوَ?ُ أوَّلُ لَیْلَ?ٍ مِنْ رَجَبٍ وَ لَیْلَةُ نِصفٍ مِنْ شَعْبَانَ وَ لَیْلَ?ُ الْجُمُعَ?ِ وَ لَیْلَ?ُ الْفِطْرِ وَ لَیْلَ?ُ النَّحْرِ». (پنج شب است که دعا در آنها رد نمی شود: شب اول رجب، شب نیمه شعبان، شب جمعه، شب عید فطر و شب عید قربان)

یعنی همین‏هایی که ما همه را قبلاً گفتیم. ما روایات زیادی داریم که این زمان‏ها را یک‏جا جمع کرده‏اند. البته در یکی چهار مورد دارد، یکی پنج مورد دارد. این روایت پنج مورد در آن مطرح شده بود که ما اینها را یکی‏یکی بررسی کردیم. این مربوط به زمان‏ها بود. آن وقت مکان‏ها را هم ما داریم و روایاتی که مسأله مکان‏ها را مطرح کرده است. حالا اگر شد من یک جلسه مکان‏ها را هم مختصراً بررسی می‏کنم. چون من به اصل بحثم که می‏خواستم بروم سراغ دعاهای مأثور نرسیدم. آنچه تا اینجا گفته‏ایم به طور کلّی نسبت به دعاهای غیرمأثور بود. دعاهای غیرمأثور یعنی آن دعاهایی که خودمان از خدا می‏خواهیم حاجت‏هایمان را طلب کنیم. این بحث ما تا اینجا این بود. تا بعد إن‏شاءالله برویم سراغ مکان‏ها و من یک مقداری راجع به آن‏ها هم صحبت کنم و بعد هم اگر موفق شوم، می‏روم سراغ مسأله دعاهای مأثور که در آنجا یک بحث لطیفی هست که إن‏شاءالله وارد آن بحث می‏شوم.

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان


[1]. بحارالأنوار     91     96

[2] . مستدرك‏الوسائل     6     157

[3] . بحارالأنوار     96     30

[4] . الكافی     3     469

[5] . کنز العمال  5    66

[6] . وسائل‏الشیعة     13     560

[7] . بحارالأنوار     93     375



میلاد امام مهدی (عج) از دیدگاه روایات

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

میلاد امام مهدی (عج) از دیدگاه روایات

امام زمان

چنان که می دانیم، از همان سال های آغازین ظهور اسلام موضوع امامان دوازده گانه از سوی پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) مطرح گردید و پس از ایشان نیز هر یک از ائمه، نام و مشخصات امامان پس از خود را تا آخرین امام معرفی می کردند تا جای هیچ شبهه و تردیدی برای مردم باقی نماند.

در ذیل به برخی از این روایات اشاره می کنیم.

1. ثقة الاسلام کلینی (م 329 ق.) و شیخ مفید (336 ـ 413ق.)

به اسناد خود از امام باقر(علیه السلام) چنین روایت می کنند:

پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) به یارانش فرمود: به شب قدر ایمان بیاورید؛ همانا در این شب امور یک سال (همه آنچه در یک سال واقع می شود) نازل می گردد، و برای این موضوع پس از من حاکمان و پیشوایانی وجود دارند که عبارت اند از، علی بن ابی طالب و یازده تن از نوادگان او.1

2. این دو عالم بزرگوار شیعی روایت دیگری را به همین مضمون از امام باقر(علیه السلام) نقل کرده اند، که در آن آمده است:

امیرمؤمنان(علیه السلام) به ابن عباس فرمود: همانا شب قدر در هر سال وجود دارد؛ و در آن شب امور یک سال نازل می شود؛ و برای این موضوع پس از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) حاکمان [و پیشوایانی] قرار داده شده اند. ابن عباس پرسید: آنها که هستند؟ فرمود: من و یازده تن از نسل من، که همه امامانی هستند که حدیث می شوند [بیان می‌شوند].2

این دو روایت بیان کننده این حقیقت اند که ملائک و روح که به تعبیر سوره قدر به اذن پروردگار خویش در شب قدر نازل می شوند، کلّ أمر یا همه برنامه یک ساله جهان هستی را بر کسی که از سوی خداوند به ولایت برگزیده شده، عرضه می دارند. به بیان دیگر این برنامه در زمان رسول خدا بر آن حضرت و پس از ایشان بر امامانی که یکی پس از دیگری سرپرستی امت اسلام را بر عهده می گیرند، عرضه می شود.

بنابراین، روایات یاد شده علاوه بر بیان مسئله امامت و پیش بینی سلسله دوازده گانه جانشینان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بیان کننده لزوم استمرار سلسله امامت و ضرورت وجود ولیّ حیّ خدا در هر زمان نیز هستند؛ زیرا تا جهان باقی است شب قدر تکرار می شود و بی تردید در هر شب قدر می بایست امور یک ساله جهان بر ولیّ خدا عرضه گردد.

روایات یاد شده علاوه بر بیان مسئله امامت و پیش بینی سلسله دوازده گانه جانشینان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) بیان کننده لزوم استمرار سلسله امامت و ضرورت وجود ولیّ حیّ خدا در هر زمان نیز هستند؛ زیرا تا جهان باقی است شب قدر تکرار می شود و بی تردید در هر شب قدر می بایست امور یک ساله جهان بر ولیّ خدا عرضه گردد.

3. در روایت دیگری امام باقر(علیه السلام) از جابر بن عبدالله انصاری، صحابی بزرگوار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چنین نقل می کند:

بر فاطمه (س)، وارد شدم دیدم که پیش روی او لوحی است که در آن نام های همه اوصیا از نسل او نوشته شده است، آنها را برشمردم دیدم که دوازده نفرند و آخرین آنها قائم(علیه السلام) است. سه تن از اوصیا نام محمد و سه تن از آنها نام علی داشتند. 3

حضرت مهدی

همچنین ابوبصیر از امام باقر(علیه السلام) روایت می کند که:

بعد از حسین بن علی(علیه السلام) نُه امام خواهند آمد که نهمین آنها قائم ایشان است. 4

چنین روایاتی از سایر امامان شیعه نیز نقل شده و آنچه ذکر شد تنها بخش کوچکی از روایات فراوانی است که در آنها به نقل از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) یا ائمه اهل بیت (علیه السلام) پیش بینی شده است پس از نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) دوازده امام سرپرستی امت اسلام را بر عهده می گیرند که آخرین این پیشوایان مهدی امت و قائم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.5

بنابراین جای هیچ تردیدی باقی نمی ماند که براساس پیش بینی پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) و ائمه معصومین (علیه السلام) باید یازده امام از نسل امیرالمؤمنین(علیه السلام) یکی پس از دیگری امامت مسلمانان را بر عهده گیرند. امّا در اینجا این پرسش مطرح می شود که به چه دلیل می توان گفت این پیش بینی به تمام و کمال محقق شده و آخرین امام از سلسله امامان دوازده‌گانه نیز به دنیا آمده و به امامت رسیده است؛ زیرا بسیاری از مردم نه تولد او را دیده اند و نه دوران رشد و بالندگی او را مشاهده کرده اند؟

در پاسخ این پرسش باید گفت: اولاً، ما روایات معتبری از عصر امام عسکری(علیه السلام) در دست داریم که در آنها افرادی جلیل القدر به تولد امام دوازدهم شهادت داده و اظهار داشته اند که جانشین امام یازدهم بر ما معلوم گشته است؛ ثانیاً عده زیادی از بزرگان شیعه، آن حضرت را در زمان تولد و در اوایل کودکی دیده و بر این موضوع گواهی داده اند و لذا در تولد حضرت مهدی(علیه السلام) به عنوان دوازدهمین امام، جای هیچ شبهه ای نمی تواند وجود داشته باشد.

 

گروه دین و اندیشه تبیان


1. کلینی، همان، ص 532، ح 11؛ مفید، همان، ص 346؛ همچنین ر.ک: نعمانی، محمد بن ابراهیم، کتاب الغیبه، ص 60، ح 3 ؛ طوسی، محمدبن حسن، کتاب الغیبه، ص 141، ح 106.

2. کلینی، همان، ص 532، ح 11؛ همچنین ر.ک: صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج 1، باب 24، ص 269، ح 13؛ مفید، همان ؛ طوسی، همان، ص 139، ح 103.

3. کلینی، همان، ص 533، ح 15؛ همچنین ر.ک: صدوق، همان، ج 2، باب 33، ص 350، ح 45؛ مفید، همان، ص 347 ؛ طوسی، همان، ص 140، ح 104؛ نعمانی، همان، ص 94، ح 25.

4. برای مطالعه بیشتر در این زمینه ر.ک: کلینی، همان، باب ماجاء فی الإثنی عشر و النص علیهم، صص 525 - 535؛ طبرسی، فضل بن حسن، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج 2، صص 155 - 208.

5. ر.ک: خوئی، سید ابوالقاسم، معجم رجال الحدیث، ج 16، ص 309.



پیامکهایی برای تبریک میلاد فرخنده حضرت سجاد علیه السلام

 

نوع مطلب :اهل بیت ،اس ام اس ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

پیامکهایی برای تبریک میلاد فرخنده حضرت سجاد علیه السلام

یا زین العابدین

• ولادت فرزند هدایت، ‌عدل، عفت، کَرم و شجاعت امام زین‌العابدین بر پیروان آن حضرت خجسته باد.

• امام سجاد، باران رحمت حق است و بر نسلها فیض مقدسی می‌بارد. میلادش مبارک

• میلاد سیدالساجدین، امام زین‌العابدین بر همگان مبارک باد.

• ولادت سرچشمه هدایت و تقوا و پناهگاه محرومان مبارک باد.

• صحیفه سجادیه، نور آسمانی، شکوه عصمت و چراغ راه اهل ایمان است.

• نیایش‌های امام سجاد، چشمه حیات و شیرینی معنویت است که روح‌ها را به تکاپو می‌اندازد. ولادت سالار عبادت مبارک

• شهد شیرین عبادت و بندگی را می‌توان در روح لطیف امام سجاد احساس کرد که بر زبان و دعا جاری شده است. مقدمش گل باران

• ولادت سید عابدان، پیشوای زاهدان، زیور صالحان، مهتر پرهیزگاران، امام مؤمنان، حضرت امام سجاد فرخنده باد.

• امام سجاد «صدقه پیش از اینکه به دست نیازمند برسد، در دست خداوند قرار می‌‌گیرد»

• امام سجاد «مؤمن سکوت می‌:ند تا سالم بماند و سخن می‌گوید تا سود بَرَد»

• امام سجاد «از قدرت خدا بر خویش بترس و از نزدیکی‌اش به خود شرمگین باش»

• امام سجاد «وای به حال کسی که یکانش (گناهان) بر ده‌گانش (نیکی‌ها) چیره شود»

 

تنظیم: گروه دین و اندیشه تبیان



سه چیز کمیاب در زندگی

 

نوع مطلب :روانشناسی ،دانستنی ها ،مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

سه چیز کمیاب در زندگی

محبت و دوستی

دوستی با دیگران شرایط و ویژگی‌هایی دارد که از روایات ائمه علیهم السلام قابل استخراج است که در این مطلب، تعدادی از آنها را می‌آوریم .

امام باقر علیه السلام فرمود: مردی در بصره در حضور امیرالمؤمنین علیه السلام برخاست و گفت: یا امیرالمؤمنین، حال برادران دینی را به ما خبر ده، حضرت فرمود: برادران دو دسته‌اند: برادران مورد اعتماد و برادران خنده رو. برادران مورد اعتماد، پناهگاه و بال و اهل و مال تو هستند. پس هر گاه به برادرت اعتماد پیدا كردی، مال و جانت را در اختیار او قرار ده، و با دوستان صمیمی او، صمیمی باش، و با دشمنانش، دشمنی كن و راز و عیبش را بپوشان و نیكیش را ظاهر ساز و بدان ای پرسش كننده كه اینگونه دوستان از كبریت احمر نادرترند.

اما برادران خنده روی تو، كسانی هستند كه در كنار آنها، خوش و شاد هستی، پس دوستی خود را از آنها قطع نكن و بیش از این هم از آنها توقع نداشته باش و از خوشرویی و شیرین زبانی خود آنها را برخوردار كن،‌ تا آنجا كه آنها تو را برخوردار می‌كنند.1

امام صادق علیه‌السلام در این باره  به نقل از امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند: بر تو باكی نیست كه اگر با شخص خردمند همنشین شوی، هر چند كه كرم او را نپسندی، ولی از خرد او سود ببر، و از اخلاق بدش بپرهیز، و هیچ گاه همنشینی با شخص كریم را از دست مده، اگر چه از خرد او سودی نبردی، بلكه با عقل خویش، ‌از كرم او استفاده كن و تا می توانی از همنشینی با شخص پست و بی خرد پرهیز كن.2

امام صادق علیه السلام فرمودند: سه چیز است كه همواره كمیاب است: برادری در راه خدا، و زوجه صالحه مهربانی كه شوهر خود را در امر دین یاری كند، و فرزند عاقل. كسی كه یكی از این سه را دارا باشد، به خیر و صلاح دنیا و آخرت نائل گشته، و نصیب فراوان و حظ كامل در دنیا برده است.
دوستی صمیمانه

و در روایت دیگری امام صادق علیه السلام فرمود: دوستی جز با اجرای حدودش نمی‌باشد. پس هر كس كه در او آن شرایط یا پاره‌ای از آنها باشد، ‌او را دوست خود بدان و كسی كه هیچ یك از آن شرایط را نداشته باشد، او را دوست خود مدان. شرط نخست این كه نهان و عیانش برای تو یكسان باشد، دوم این كه زینت تو را زینت خود داند، ‌و زشتی تو را زشتی خود شمرد، ‌سوم این كه ریاست و دارایی حالش را نسبت به تو تغییر ندهد، چهارم این كه از آنچه توانایی دارد نسبت به تو دریغ نكند، و شرط پنجم كه همه این چهار صفت را در خود دارد، این كه هنگام بیچاره‌گی و پیشامدهای ناگوار تو را رها نكند.3

و همچنین امام صادق علیه السلام فرمودند: سه چیز است كه همواره كمیاب است: برادری در راه خدا، و زوجه صالحه مهربانی كه شوهر خود را در امر دین یاری كند، و فرزند عاقل. كسی كه یكی از این سه را دارا باشد، به خیر و صلاح دنیا و آخرت نائل گشته، و نصیب فراوان و حظ كامل در دنیا برده است.

از برادری و رفاقت كسی كه از روی طمع یا ترس یا برای خوردن و آشامیدن با تو رفیق و برادر می‌شود، پرهیز كن. و كوشش كن كه برادری از پرهیزكاران با حقیقت پیدا كنی، اگر چه در طلب او در تاریكیهای زمین بگردی و عمرت را در طلب او از بین ببری. زیرا كه پروردگار متعال پس از انبیاء و اوصیاء، افرادی برتر از پرهیزكاران نیافریده است، و خداوند متعال به هیچ بنده‌ای نعمت و توفیقی چون درك مصاحبت چنین اشخاصی عطا نكرده است . خداوند متعال می‌فرماید: دوستان مهربان در روز قیامت دشمنان همدیگر می‌شوند، مگر آنان كه پرهیزكار باشند.4

 

مهدی سیف جمالی، گروه دین و اندیشه تبیان


[1] .اصول كافی، ج 2، با المؤمن صنفان، ‌ص 248 .

[2] .اصو ل كافی، ج 2،  كتاب المعاشره ، ص 638 ‌.

[3] . اصو ل كافی، ج 2، كتاب عشره، ص 639 .

[4] . مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه، ‌شرح عبدالرزاق گیلانی .



تسلیم امر خدا باش

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

تسلیم امر خدا باش

امام محمد باقر

 

در كتاب كشف الغمة به نقل از كتاب نثر الدرر نوشته آبى آمده است: روایت‏شده كه عبد الله بن معمر لیثى به امام باقر (ع) گفت: به من خبر رسیده كه شما به (جواز) متعه فتوا داده‏اید؟ امام فرمود: خداوند در قرآن آن را روا شمرده و پیامبر (ص) نیز آن را سنت گزارده است و یارانش هم بدان عمل كرده‏اند. عبد الله گفت: عمر از متعه نهى كرده بود. امام فرمود: تو بر سخن دوستت (عمر) باش و من هم بر سخن رسول خدا (ص) مى‏مانم. عبد الله گفت: آیا تو خوشحال مى‏شوى از این كه زنانت چنین كارى كنند؟ امام (ع) فرمود: اى احمق زنان را یاد نكرده است. كسى كه در قرآن متعه را حلال كرده و آن را مجاز دانسته است از تو و از كسى كه خود را به زحمت انداخت و آن را نهى كرد غیرتمندتر است. بلكه آیا تو خوشحال مى‏شوى كه یكى از محارم تو در عقد نكاح مردمانى بیكاره و نادان از اهالى مدینه درآیند؟ گفت: خیر. فرمود: پس چرا حلال خدا را حرام مى‏شمرى؟ عبد الله گفت: حرام نمى‏شمرم، اما چنین كسى در خور و در شان من نیست. امام فرمود: خداوند كردار او را پسندیده مى‏داند و بدو تمایل مى‏كند و حورى را به همسرى او در مى‏آورد آیا تو از كسى كه خداوند به او رغبت دارد تنفر دارى و از روى تكبر از كسى كه همتا و هم شان حور بهشتى است استنكاف مى‏ورزى؟ آنگاه عبد الله خندید و گفت: گمان نمى‏كنم سینه‏هاى شما جز رستنگاه درختان علم جایگاه دیگرى باشد. میوه‏هاى این درختان از آن شما و برگهایشان از آن مردمان است.

 

حلم:

در كتاب مناقب آمده است: مردى از اهل كتاب به آن حضرت گفت: تو بقر (گاو) هستى؟امام گفت: خیر من باقر هستم. گفت: تو فرزند زنى آشپز هستى. امام گفت: آشپزى حرفه او بوده است. مرد گفت: تو فرزند زنى سیاه چرده زنگى و بدكارى هستى. امام پاسخ داد: اگر چنین كه تو مى‏گویى بوده، خداوند او را بیامرزد اگر تو دروغ مى‏گویى خداوند ترا بیامرزد. 

 

تسلیم امر خدا بودن:

ابو نعیم در كتاب حلیة الاولیاء نقل كرده است: «محمد بن على (امام باقر) (ع) مى‏گفت: از خداوند آنچه را كه دوست داریم درخواست مى‏كنیم پس هنگامى كه چیزى را كه نمى‏پسندیم حادث مى‏شود با خداوند عزوجل در آنچه كه او دوست داشته است مخالفت نمى‏كنیم‏».
چه بد برادرى است كسى كه در هنگام توانگرى تو را در نظر دارد و به هنگام تنگدستى رابطه‏اش را با تو قطع مى‏كند.

جود و بخشش:

شیخ مفید در ارشاد مى‏نویسد: آن حضرت با آن ویژگیهاى علمى و بزرگى و ریاست و اقامت كه توصیف كردیم به جود در میان خاصه و عامه مشهور بود و با وجود كثرت عیال و وضعیت متوسط مالیش در كرم و بزرگوارى و احسان به همگان معروف بود. شریف ابو محمد حسن بن محمد از جدم، از ابو نصر از محمد بن حسین، از اسود بن عامر، از حنان بن على از حسن بن كثیر روایت كرده است كه گفت: از نیازمندى خود و بى‏وفایى دوستانم در نزد آن حضرت گلایه كردم، امام (ع) فرمود: چه بد برادرى است كسى كه در هنگام توانگرى تو را در نظر دارد و به هنگام تنگدستى رابطه‏اش را با تو قطع مى‏كند. آنگاه به غلامش فرمود: كیسه‏اى بیاور. در آن كیسه هفتصد درهم بود و فرمود: این را خرج كن و چون تمام شد مرا آگاه كن.

شیخ مفید همچنین مى‏نویسد: محمد بن حسین از عبد الله بن زبیر از عمرو بن دینار و عبد الله بن عمیر روایت كرده است

حضرت امام محمد باقر علیہ السلام

 كه آن دو گفتند: ما هیچ گاه به دیدار محمد بن على نرفتیم جز آنكه نفقه و صله و پوشش ما را مى‏داد و مى‏گفت: این را پیش از آنكه به ملاقات من آیید براى شما آماده كرده بودم.

شیخ مفید مى‏گوید: ابو نعیم نخعى از معاویه بن هشام، از سلیمان بن دمدم روایت كرده است كه گفت: ابو جعفر محمد بن على، پانصد تا ششصد و تا هزار درهم به ما مى‏داد و هیچ گاه از دادن صله به برادران و امیدواران و كسانى كه به نزدش مى‏آمدند، خسته نمى‏شد.

در كتاب مطالب السؤول به نقل از حافظ عبد العزیز بن اخضر جنابذى در كتاب معالم العترة آمده است: سلمى كنیز امام باقر (ع) روایت كرده است كه برادران و دوستان امام باقر (ع) وقتى به نزد آن حضرت مى‏آمدند از پیش وى خارج نمى‏شدند مگر آنكه به آنان غذایى گوارا مى‏خوراند و لباسى نیكو بدیشان مى‏پوشانید و پولى به آنان مى‏بخشید. من درباره برخى از این كارها به او تذكر مى‏دادم اما آن حضرت مى‏فرمود: اى سلمى! بعد از انجام خوبى‏ها و وجود دوستان، در دنیا امیدى نیست. در روایت مطالب السؤول چنین آمده است: من به آن حضرت سخنانى مى‏گفتم تا از این رفتارش بكاهد اما ایشان مى‏فرمود: اى سلمى! دنیا جز به دیدار برادران و بخشش به آنها و انجام خوبیها، نیكو و خوشایند نیست.

 

كثرت صدقات:

صدوق در كتاب ثواب الاعمال از امام صادق (ع) روایت كرده است: پدرم از دیگر افراد خانواده‏اش مال كمتر و در مقابل، مخارج بیشترى داشت. او در هر جمعه یك دینار صدقه مى‏داد و مى‏گفت: صدقه در روز جمعه دو چندان مى‏شود همان گونه كه خود روز جمعه بر روزهاى دیگر فضیلت‏بیشترى دارد.

 

شكوه و هیبت در دلها:

در مناقب از ابو حمزه ثمالى نقل شده است: «چون سالى كه ابو جعفر محمد بن على (ع) در آن حج كرد، فرا رسید. هشام بن عبد الملك او را دید كه مردم به سویش مى‏شتافتند. عكرمه پرسید: این مرد كیست؟ بر چهره‏اش نشان درخشان علم و دانش نقش بسته است. باید او را امتحان كنم. اما وقتى رو به روى امام قرار گرفت از ترس به لرزه افتاد و از عمل خود پشیمان شد و گفت: اى فرزند رسول خدا (ص) من در مجالس بسیارى، رویاروى كسانى مانند ابن عباس و غیر او نشسته‏ام، اما هیچ گاه حالتى كه اكنون مرا فرا گرفته است، درنیافته بود. امام باقر (ع) به او فرمود: واى بر تو اى بنده شامیان! تو پیشاروى خانه‏هایى هستى كه خداوند اجازه داده در آنها نام پاكش بلندى گیرد و یاد شود.

 

برگرفته از کتاب سیره معصومان جلد  5

تنظیم برای تبیان: سید پیمان صابری



نخسیتن قدم در بهشت

 

نوع مطلب :اهل بیت ،دانستنی ها ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

نخسیتن قدم در بهشت
نخسیتن قدم در بهشت






بالاترین مرتبه کمال انسانیت، مقام عصمت است که رضا و غضب انسان در همه امور، بر مدار رضا و غضب خدا باش. اگر عصمت کبری به آن است که انسان کامل به جایی برسد که در همه امور، به رضای خدا راضی شود و به غضب خدا، غضب کند؛ فاطمه اولین کسی است که خداوند متعال به رضای او راضی می شود و به غضب او، غضب می کند و این مقامی است که منشأ حیرت انسان های کامل است...
اوست که در مکاشفات یوحنا، علامتی است عظیم که در آسمان ظاهر شده؛ زنی که آفتاب را در بر دارد و ماه زیر پایش و بر سر تاجر از 12 ستاره دارد.
اوست که همسر و مادر دوازده رئیس از اولاد اسماعیل است و خداوند در سفر تکوین تورات، به حضرت ابراهیم خبر داد.
او در سوره "دخان"، تأویل "شب مبارکه" این است که در آن "هر امر استواری فیطیه می یباد". او در زمانه، یگانه زنی است که خداوند متعال، دعای او را در روز مباهله، هم طراز دعای پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین قرار داده است.
اوست که در شب معراج رسول خدا دید که بر در بهشت نوشته شده است: "فاطمه خیره الله" در شخصیت او همین بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهی، اوست؛ چرا که رسول خدا فرمود: "فاطمه نخسیتن کسی است که به بهشت وارد می شود."
او یگانه گوهری است که خداوند به بعثت پیغمبر خاتم بر مؤمنین منت نهاد (سوره آل عمران آیه 64) و به وجود آن گوهر، بر آن سرور منت نهاد و فرمود: "ما به تو کوثر دادیم، پس بر پروردگارت درود فرست و قربانی کن،"
آیا پس از رحلت رسول خدا، چه شد که چنین کسی با دلی پر درد، گفت: "بر من مصیبت هایی فرود آمد که هرگاه بر روزهای روشن فرود می آمد، چونان شب، تیره و تار می شدند" و هنگامی که به خاک سپرده شد، از بدن رنجور او، شبحی باقی مانده بود." مانند شبحی گشته بود" و امیرالمؤمنین در این مصیبت، آنچنان از پای درآمد که به رسول خدا گفت: "اما اندوه من (در فقدان فاطمه) همیشگی است و از این پس هر شب من، تا به سحر به بیداری خواهد گذشت"
فرازی از بیانات آیت الله العظم وحید خراسانی (با اندکی تصرف) علی بن عیسی اربلی داستان شهادت فاطمه (سلام الله علیها) را نقل کرده تا آنجا که می گوید:
هنگامی که زهرا (سلام الله علیها) از دنیا رفت و به شهادت رسید، پارچه ای بر روی پیکر مطهر او کشیده شده بود، أسماء گوید در این وقت، حسن و حسین (علیهاالسلام) وارد شده و گفتند: ای أسماء! ماد ما در چنین وقتی نمی خوابید!؟؛ أسماء عرض کرد: ای فرزندان رسول خدا، مادرتان نخوابیده، بلکه از دنیا رفته است!
حسن (علیه السلام) که این سخن را شنید، خود را روی بدن مطهر مادر انداخته و صورتش را می بوسید و می گفت: "مادرجان! پیش از آن که جان از بدن بیرون رود، بامن سخن بگو"
حسین (علیه السلام) پیش آمده، پای مادر را می بوسید و می گفت: "مادرجان من فرزند تو حسین هستم، با من سخن بگوی، پیش از آن که قلبم بشکافد و مرگم فرا رسد!"
(به نقل از کشف الغمه جلد 2- صفحه 126)
منبع: نشریه روشنان - ش 5
راسخون


قم در احادیث و روایات

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

                                          قم

1- سلام بر اهل قم 

امام صادق علیه السلام روزی با اشاره به عیسی بن عبدالله قمی فرمود: «سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با 

باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند».4

 
2- راهی به سوی بهشت

صفوان بن یحیی کوفی معروف به بیاع سابری از نزدیکترین و مطمئن‏ترین یاران امام رضا علیه السلام می‏گوید: روزی در حضور امام رضا علیه السلام نشسته بودم که از شهر قم و اهالی آن سخن به میان آمد و اینکه آنان در زمان ظهور حضرت ولی عصر علیه السلام به سوی آن بزرگوار میل خواهند کرد. در این لحظه امام هشتم علیه السلام به اهل قم درود فرستاده و فرمود: «رضی الله عنهم، ثم قال: ان للجنة ثمانیة ابواب و واحد منها لاهل قم; و هم خیار شیعتنا من بین سائر البلاد، خمر الله تعالی ولایتنا فی طینتهم;5 خداوند از آنان خشنود باشد، سپس فرمود: همانا بهشت دارای هشت در است که یکی از آن درها مخصوص مردم قم است. آنان شیعیان برگزیده ما در میان سایر شهرها هستند. خداوند ولایت و محبت ما [اهل بیت] را با طینت آنان عجین کرده است.» 

 
3- پایگاه یاران مهدی علیه السلام 

عفان بصری می‏گوید: روزی امام صادق علیه السلام به من فرمود: «اتدری لم سمی قم؟ قلت: الله و رسوله و انت اعلم. قال: انما سمی قم لان اهله یجتمعون مع قائم آل محمد - صلوات الله علیه - و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه; آیا می‏دانی چرا شهر قم را «قم‏» نامیده‏اند؟ عرض کردم: خدا و پیغمبرش و شما آگاهترید. امام علیه السلام فرمود: قم نامیده شده است‏برای اینکه اهل آن با قائم آل محمد صلی الله علیه و آله همراه می‏شوند و با او قیام نموده و بر او استقامت می‏ورزند و او را یاری می‏رسانند.»6

در این روایت نقش مردم قم و ساکنین این شهر مقدس در حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام مشخص شده است. با توجه به این حدیث، اهالی قم به ویژه دانایان و آگاهان آن، وظیفه‏ای مهم‏تر و مسؤولیت‏سنگین‏تری نسبت‏به سایر شهرهای ایران به دوش می‏کشند و این حقیقت، تلاش آنان را در زمینه‏سازی برای حکومت جهانی حضرت مهدی علیه السلام بیشتر از سایر سرزمین‏ها می‏طلبد. 

سلام بر مردم قم! خداوند شهرهای آنان را با باران سیراب کند و برکت‏ها را بر آنان نازل کند و بدی‏های آنان را به خوبی مبدل گرداند. آن‏ها اهل رکوع و سجود و قیام و قعودند. آنان فقیه و دانشمند و اهل درک حقایق و روایت و عبادت نیکو هستند.
4- شهر قم در قرآن و وعده پیروزی بر اسرائیل 

پیشوای ششم روزی با یاران خود نشسته و قرآن تلاوت می‏کرد تا به این آیه رسید: «فاذا جاء وعد اولیهما بعثنا علیکم عبادا لنا اولی باس شدید فجاسوا خلال الدیار و کان وعدا مفعولا»7 ; «[ای بنی اسرائیل! ] پس هنگامی که وعده [تحقق] نخستین آن دو فرا رسد، بندگانی از خود را که سخت نیرومندند بر شما می‏گماریم; تا میان خانه‏ها [یتان] به جست و جو در آیند، و این تهدید تحقق یافتنی است.» 

یاران امام در این لحظه پرسیدند: «جعلنا فداک من هؤلاء؟ فقال: ثلاث مرات، هم والله اهل قم 8 ; جانمان به فدای تو، این گروه چه کسانی هستند؟ امام صادق علیه السلام سه بار فرمود: به خدا سوگند! آنان اهل قم هستند.» 
5- پناهگاه فرزندان حضرت زهرا علیها السلام 

امام جعفر صادق علیه السلام فرمود: «اذا اصابتکم بلیة و عناء فعلیکم بقم فانه ماوی الفاطمیین 9 ; هرگاه [در تنگناهای زندگی قرار گرفتید و] بلاها و مصیبت‏ها به شما روی آورد، به سوی قم بروید; چون آنجا پناهگاه فرزندان فاطمه علیها السلام است.» 

چنانکه اشاره شد، روایات متعددی از ائمه اطهار علیهم السلام در تجلیل و تقدیر از قم و اهل آن وارد شده است و در آن‏ها، شهر قم با القاب و عناوین ویژه‏ای مورد تجلیل قرار گرفته است، از جمله آن‏ها نام‏های زیر می‏باشد: قم (شهر قیام)، حرم اهل بیت، شهر امن و امان، مرکز یاران ائمه، قطعه‏ای از بیت المقدس، کانون شیعیان، آسایشگاه انسان‏های با ایمان، مجمع انصار المهدی علیه السلام، سرزمین مقدس، پرتگاه و محل سقوط ستمگران و گردنکشان، منبع علم و فضیلت و تقوی، سالم‏ترین شهرها و غیره. 

 
6- اگر مردم قم... 

با این همه فضائل و مناقب که در مورد شهر قم و ساکنان آن در سیره و سخن اهل بیت علیهم السلام وارد شده است، باید توجه داشت که این‏ها مشروط به تداوم ایمان و اعتقاد به ارزش‏های اسلامی و ادامه راه اهل بیت علیهم السلام توسط مردم قم می‏باشد و گرنه اگر کسی خیال کند که چون قمی هست و یا اینکه در شهر قم زندگی می‏کند و بدون عمل، مشمول این رحمت و برکات الهی خواهد شد، به خیالی باطل و پنداری بی‏پایه و سست دچار شده است; چرا که امام صادق علیه السلام فرمود: «تربة قم مقدسة و اهلها منا و نحن منهم، لا یریدهم جبار بسوء الا عجلت عقوبته; ما لم یخونوا اخوانهم (و ما لم یحولوا احوالهم)، فاذا فعلوا ذلک سلط الله علیهم جبابرة سوء! ; خاک قم مقدس است و ساکنان آن از ما اهل بیت هستند و ما هم از آن‏هائیم، هیچ حاکم [گردنکش و] ستمگری به آن‏ها قصد سوء نمی‏کند مگر اینکه خداوند در عذاب او تعجیل می‏فرماید. البته به شرط آنکه [اهل قم] به برادران خود خیانت نکنند (و احوال خود را تغییر ندهند)، زیرا در آن صورت خداوند متعال ستمگران بیدادگر را بر آنان مسلط خواهد کرد.» 
تنظیم: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری



نرم افزار دانستنیهای مهدویت

 

نوع مطلب :مذهبی ،کامپیوتر ،دانلود ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

امام زمان

با بیش از 800 مطلب مهم و جالب درمورد امام زمان(ع) 

اثبات وجود امام زمان و امامت ایشان ،اعتقاد ادیان مختلف به وجود منجی ،غیبت وعلت و فایده آن، برسی نائبان حقیقی و مدعیان دروغین ،حکومت حضرت مهدی (عج) ،رجعت و ... 

کاری از :مرکز تحقیقات رایانه ای قائمیه اصفهان

دانلود نرم افزار دانستنیهای مهدویت 

حجم نرم افزار :314 کیلو بایت




10 حدیث در مورد ظهور امام زمان

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

1- امام محمد باقر (ع) فرمودند : اصلاحات قائم، به مساجد نیز می رسد و هر مسجدی که ذی خود خارج باشد و ظواهرش اشرافی و اعیانی باشد در روز رهایی ویران می شود. 
منبع : بشارت الاسلام ص 235 


2- امام جعفرصادق (ع) فرمودند : 
خدای تعالی اصحاب قائم (عج) ما را در یک لحظه مانند ابرهای پراکنده جمع می کند و اصحاب امام زمان (عج) برابرند با سپاه اسلام در جنگ بدر که 313 نفر بودند. 
منبع : کتاب حکیم 


3- امام جعفر صادق (ع) فرمودند : 
در دولت امام قائم (عج) راه میان مکه و مدینه با درخت خرما اتصال می یابد. 
منبع : کتاب حکیم 


4- امام جعفر صادق (ع) فرمودند : 
در قیام آن سرور اولیاء جمله مفسدین و بد خواهان و غاصبین حقوق اهل بیت نابود خواهند شد. 
منبع : کتاب حکیم 


5- امام جعفرصادق (ع) در تفسیر آیه62 سوره نمل می فرماید: 
«امّن یجیب المضطرّ اذا دعاه و یکشف السّوء و .....» آیا کسی هست که به فریاد بیچاره در وقت ناله اش جواب دهد و رفع نگرانیها را نماید ؛ فرمود: این کلام در مورد قائم وارد شده و اوست که هر لحظه خدا را می خواند برای دفع دشواری و به زودی پروردگار، وی را بر کرسی اقتدار جهانی می نشاند. 
منبع : الزام النواصب ص 172 


6- امام جعفر صادق (ع) فرمودند: 
مردم در انتهای غیبت از دین خارج خواهند شد گروه گروه ، آنچنانکه در صدر اسلام دسته دسته وارد می شدند. 
منبع : الملاحم و الفتن ص 144 


7- امام جعفر صادق (ع) فرمودند: 
این امر مقدس (ظهور) به وقوع نمی پیوندد ؛ مگر زمانی که تمامی گروه ها به حکومت برسند و خود را نشان دهند تا آن که نگویند کار امام را ما نیز می توانستیم انجام دهیم.
منبع : کتاب میزان الحکمه الحدیث 


8- امام جعفر صادق (ع) فرمودند : 
زمانی قیام صورت می گیرد که جهان بشریت به یک سوم جمعیت ، تقلیل یافته باشد و امواج بلایای طبیعی دو سوم را نابود کند. 
منبع : منتخب الاثر ص 453 


9- امام جعفر صادق (ع) فرمودند : 
در روزگاری که جهان مهیای نزول عذاب های سنگین است در خانه ات خلوت نما و کمتر در محافل رسمی و شلوغ شرکت کن. 
منبع : الزام النواصب ص 180 


10- امام جعفر صادق (ع) فرمودند: 
به وقت ظهور ، نشاط و شادی به برزخ نیز سرایت می کند و مؤمنین از فشارهای آن دیار راحت می شوند. 

منبع : غیبت نعمانی ص167

تبیان




الگوی یاران امام مهدی (ع)

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

یکی از نیازهای اساسی منتظران در عصر غیبت، لزوم برخورداری از الگوهای عملی، در مسیر خودسازی و نیز همراهی و مساعدت امام معصوم است، کسانی که توانسته باشند در عرصه عمل، برای تحقق اهداف و آرمان‌های امام خود، جان فشانی کنند و نمونه‌های روشنی در طریق اطاعت و سرسپردگی باشند و به راستی، چه کسانی شایسته‌تر از یاران امام حسین علیه السلام؟! یارانی که امام خود را در تحقق بخشیدن به اهدافش یاری کردند؛ یاران بزرگ و مجاهدی که عقل بشری از درک مقامشان عاجز است؛ آن‌هایی که امام معصوم علیه السلام، در وصفیشان فرمود: «فَإنی لا أعلمُ أصحاباً أوفی و لا خیراً أصحابی...؛ من یارانی بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی‌شناسم.»1
در حقیقت یاران اباعبدالله علیه السلام، معیارهایی را در اختیار ما قرار داده‌اند تا به وسیله‌ آن‌ها، خود را محک زده و با عمل به آن‌ها، خود را برای قیام جهانی و روز باشکوه ظهور، آماده‌تر سازیم. 
الف) معرفت و محبت 
محبت، حالتی بین محب و محبوب است که اگرچه از درون و قلب، سرچشمه می‌گیرد، اما در ظاهر و افعال و اعمال محب، به روشنی بروز پیدا می‌کند. محبتی پایدار و حقیقی است که در پی معرفت باشد؛ چراکه هرچه شناخت بیشتر باشد، محبت شدیدتر و عمیق‌تر خواهد بود. راه ایجاد و تعمیق محبت به ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف آن است که انسان به صاحب الزمان به عنوان مطلوب کامل خویش، معرفت حاصل کند و ابعاد وجودش را بشناسد. 
معرفتی که مورد تأکید ائمه علیهم السلام واقع شده، معرفتی سطحی نیست که عموم مردم به آن آشنا هستند، بلکه مقصود، معرفتی خاص، با ویژگی‌ها و توصیفاتی است که در احادیث و ادعیه وارده شده است. مشکل امت اسلام، پس از پیامبر صل الله علیه و آله ، عدم معرفت واقعی به حجت زمان خود بود. کوفیان، امام حسین علیه السلام را می‌شناختند، اما شناخت آنان، محدود به اسم و نسب امام بود، بدون هیچ بصیرت و آگاهی نسبت به مقام والای ایشان. 
در مقابل، یاران حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام از چنان معرفتی به امام زمان خویش برخوردار بودند که شهادت در راه او را بر زندگی جاودانه در دنیا، بر می‌گزیدند؛ چنان‌چه یکی از یاران امام، این‌گونه به این حقیقت تصریح می‌کند: «الحمدالله الذی شرفنا بالقتل معک و لو کانت الدنیا باقیه و کنا فیها مخلدین لاثرنا المحفوظ معک علی الإقامة فیها؛ خدا را سپاس که این شرافت را نصیب ما کرد تا در کنار شما به شهادت برسیم و اگر دنیا باقی باشد و ما در آن جاودان باشیم، قیام با شما را بر ماندن در این دنیا ترجیح می‌دهیم.»2
آنان، وجود امام را نعمتی بزرگ از جانب خدا و مورد سفارش پیامبر صل الله علیه و آله می‌دانستند.3 در تاریخ آمده است که در دومین روز محرم الحرام، پس از ورود امام و یارانش به کربلا، آن حضرت خطبه‌ای خواند. آن‌گاه، بُرَیْر از جای برخاست و گفت: «یابن رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلّم! لقد منّ الله بک علینا أن نقاتل بین یدیک نقطع فیک أعضائنا ثم یکون جدک شفیعنا یوم القیامة؛ ای پسر رسول خدا صل الله علیه و آله ! خدای تعالی وجود مبارکت را بر ما منت نهاده است تا در رکاب شما نبرد کنیم تا در راه شما اعضای بدنمان تکه تکه شود، برای آن‌که در روز قیامت، جد شما شفیع ما گردد.»4 
اشعاری که هریک از یاران، در موقع نبرد به زبان می‌آوردند نیز، اشاره به عمق معرفت آنان از امام دارد. برای مثال، یکی از یاران امام، هنگام خروج برای جهاد، این رجز را می‌خواند: «أمیری حسینٌ و نِعمَ الأمیر؛ سرورٌ فؤادِ البَشیر النّذیر؛ حسین علیه السلام امیر من است و چه خوب امیری است، او موجب شادی و سرور دلِ بشارت دهنده و ترسانند از خطرها ( پیامبر اکرم صل الله علیه و آله ) است.»5 
حجاج بن مسروق جُعفی نیز از دیگر یاران امام می‌باشد که ایشان را این‌گونه معرفی می‌کند: «أقدم حسیناً هادیاً مهدیاً، ألیومَ تَلقا جدّک نبیاً، ثُمَّ أباک ذالنَّدا علیاً، ذاک الذی تَعرِفُهُ وصیاً؛ ای حسین! ای امامی که هم هدایت‌یافته‌ای و هم دیگران را هدایت می‌کنی؛ امروز، جدت، پیامبر صل الله علیه و آله را ملاقات خواهی کرد و سپس پدرت، علی علیه السلام را که صاحب فضل و جود و احسان است و ما او را وصی رسول صل الله علیه و آله و جانشین بر حق او می‌دانیم.» 
یاران امام مهدی نیز، معرفتی عمیق به ایشان دارند. امام سجاد علیه السلام در وصف آنان می‌فرماید: «القائلین بأمامَتِه؛ آنان به امامت امام مهدی اعتقاد راسخ دارند»6 و این معرفت عمیق، سرچشمه‌ محبتی حقیقی به امام می‌شود؛ به گونه‌ای که به تعبیر امام صادق علیه السلام«یحفون به و یقونه بأنفسهم فی الحرب؛ آنان در میدان رزم، او (حضرت مهدی) را در میان می‌گیرند و در کشاکش جنگ، با جان خود، از ایشان محافظت می‌کنند.»7 

معرفت و پارسایی 
زهد و پارسایی از ویژگی‌های برجسته‌ یاران ائمه علیهم السلام می‌باشد. معرفت هنگامی پیروی از امام را به دنبال دارد که آمیخته به حب دنیا نباشد. از این‌رو، منتظران واقعی، کسانی هستند که در سایه‌ کسب معرفت، نفس خویش را از دنیازدگی خالص کنند. 
یاران امام حسین علیه السلام انسان‌هایی بودند که دل‌بستگی به دنیا و فرزند و مال را کنار گذاشته و همه را، همراه جان خویش، تقدیم امام نمودند. هنگامی که اباعبدالله الحسین علیه السلام به فرزندان عقیل فرمود: « شهادت مسلم، خانواده شما را بس است. من به شما رخصت می‌دهم که به سوی خانه‌های خود بروید»8 فرزندان عقیل در پاسخ امام گفتند: «آیا به مردم بگوییم امام و رهبر و بزرگ خود را در میان دشمنان تنها گذاردیم و از او دفاع نکردیم؟ سوگند به خدا، چنین نخواهیم کرد؛ بلکه جان و مال خود را فدای تو خواهیم نمود.» 
در مقابل نیز، کسانی را می‌بینیم که در اثر دل‌بستگی به دنیا و با وجود معرفت به حقانیت امام، حاضر به پیروی از ایشان نیستند. یکی از این اشخاص، عبیدالله بن حر جُعفی است. او کسی بود که کاروان امام حسین علیه السلام در مسیر خود با او برخورد کرد. امام با او به گفت‌وگو نشست و او را به همراهی خود فراخواند؛ اما عبیدالله در جواب گفت: «به خدا سوگند می‌دانم که هر که شما را دنبال کند، در آخرت سعید و خوشبخت خواهد شد... اما این طرح و نقشه را بر من تحمیل مکن، چراکه نفس من بر مرگ آمادگی ندارد.»9 
مردم کوفه نیز که با امام علیه السلام بیعت کرده بودند و به ایشان قول همکاری داده بودند، به جهت دل بستگی به دنیا، به ایشان خیانت کردند؛ چنان‌چه در تاریخ نقل شده است که امام از چند تن از اهالی کوفه ـ که پس از شهادت مسلم، به ایشان پیوسته بودند-درباره‌ رأی و نظر مردم کوفه پرسیدند و آن چند نفر در پاسخ گفتند: «در بین اشراف، رشوه‌های بزرگ، رد و بدل می‌شود و اگرچه دل‌های سایر مردم با شماست، اما شمشیرهایشان علیه شما آماده گشته است.»10 
آن‌گاه حضرت اباعبدالله علیه السلام فرمود: «النّاس عبید الدنیا و الدین لعق علی ألسنتهم...؛ مردم، بنده‌ دنیایند و دین، لقلقه‌ زبان آن‌هاست… .»11 
در هنگامه‌ ظهور، نیز کسانی که به ظاهر، منتظر امام علیه السلام بوده‌اند، از ایشان جدا می‌شوند. چنان‌چه امام صادق علیه السلام در این‌باره می‌فرمایند: «إذا خَرَجَ القائم خَرَجَ مِن هذا الأمر من کان یری من أهله...؛ هنگامی که قائم قیام کند، کسانی که به نظر می‌رسید از یاران او باشند، از امر (ولایت) بیرون می‌روند...»12 

عبادت و راز و نیاز با پروردگار 
از مخنف نقل شده که در ظهر عاشورا و در کشاکش جنگ، ابوثمامه‌ صاعدی نزد امام آمد و گفت: «من دوست دارم در حالی که نماز آخرم را با شما به جای آورده‌ام، خدا را ملاقات کنم.»13 حضرت در جواب فرمود: «ذکرت الصلاة جعلک الله من المصلین الذاکرین؛ نماز را یاد آوردی، خدا تو را از نمازگزارانی که به نماز تذکر می‌دهند، قرار دهد.» آن‌گاه امام حسین علیه السلام به همراه نیمی از یاران خود به نماز ایستادند و سعید بن عبدالله حنفی، خویش را سپر امام قرار داد و تیرهای رها شده از سوی دشمن را به جان خرید تا آن‌که به شهادت رسید. 
در شب عاشورا نیز، تمام اصحاب در خیمه‌های خود به راز و نیاز و عبادت مشغول بودند. راوی می‌گوید: «و بات الحسین علیه‌السّلام و اصحابه تلک اللیلة و لهم دوی کدوی النحل ما بین راکع و ساجد و قائم و قاعد؛ حسین علیه السلام و یارانش، آن شب را در حالی به صبح رساندند، که زمزمه‌ آنان در حالات رکوع و سجود و ایستاده و نشسته، مانند زمزمه‌ زنبوران عسل، شنیده می‌شد.»14 
در وصف یاران امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف نیز از پیامبر اکرم صل الله علیه و آله نقل شده است: «مُجِدُّون فی طاعة الله؛ آنان در راه اطاعت خداوند، اهل جدیت و تلاش هستند..»15 امام علی علیه السلامدر توصیفشان فرموده‌اند: «رجال لا ینامونَ الیل لهم روی فی صلواتهم کروی النحل یبیتون قیاماً علی أطرافهم و یسبحون علی خیر لهم؛ مردان شب‌زنده‌داری که زمزمه‌ نمازشان، مانند نغمه‌ زنبوران عسل به گوش می‌رسد. شب‌ها را با شب‌زنده‌داری سپری می‌کنند و بر فراز اسب‌ها خدا را تسبیح می‌کنند.»16 

وفای به عهد 
امام علیه السلام در شب عاشورا به خیمه‌ حضرت زینب علیها السلام رفتند و میان ایشان، گفت‌وگویی صورت گرفت. از آن‌جمله، حضرت زینب علیها السلام به امام علیه السلام عرض کرد: «آیا شما نیات یاران خود را امتحان کرده‌اید؟ می‌ترسم که در هنگامه‌ درگیری، شما را به دشمن تسلیم کنند.» امام حسین علیه السلام در جواب فرمودند: «اما والله لقد نهرتهم و بلوتهم و لیس فیهم الأشوس الأقعص یستأنسون بالمنیة دونی استئناس الطفل بلبن أمّة؛ به خدا سوگند، ایشان را آزموده‌ام و آنان را انسان‌هایی سینه‌سپرکرده یافته‌ام، به گونه‌ای که به مرگ زیرچشمی می‌نگرند و شوقشان به مرگ، کمتر از شوق کودک به شیر مادرش نیست.»17 
در آن شب، زیباترین و ماندگارترین صحنه‌های تاریخ اسلام، شکل گرفت. امام علیه السلام بیعت خود را از همه‌ یاران برداشت و از ایشان خواست تا در تاریکی شب پراکنده شوند. اما هریک از اهل بیت علیهم السلام، اصحاب و یاران در سرسپردگی عاشقانه‌ خویش، بار دیگر ابراز وفاداری کردند. مسلم بن عوسجه عرض کرد: «یابن رسول الله صل الله علیه و آله ! در جهان کسی از ما لئیم‌تر نباشد، اگر این‌جا تو را رها کنیم. پناه می‌بریم به خدا از این‌که از رکاب همایونی تو دوری کنیم. خدا هرگز روزی را نیاورد که من چنین کنم.... حتی اگر سلاحی به دست نداشته باشم، با پرتاب سنگ به جنگشان خواهم رفت ... و هرگز از تو جدا نخواهم شد، تا در رکاب تو کشته شوم.» سعید بن عبدالله حنفی نیز عرض کرد: «سوگند به خدا، هرگز تو را رها نمی‌کنیم، تا برای خدا مشخص شود که سفارش پیامبر صل الله علیه و آله را نسبت به تو عمل کرده ایم و اگر بدانم که در راه تو به شهادت می‌رسم و سپس زنده می‌شوم و ذرات وجودم را بر باد می‌دهند و هفتاد بار با من چنین کنند، باز از تو جدا نخواهم شد...»18 
و اینک ما در زمان انتظار سرورمان، حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف به سر می‌بریم. به راستی، آیا ما مدعیان منتظر، به اندازه‌ یاران سیدالشهداء علیه السلام، از جان و مال خود، خواهیم گذشت؟ منتظر واقعی در میدان عمل، به سوی ظهور گام بر می‌دارد و در هر صبح با امامش بیعتی تازه می‌بندد و به خدا خویش قول می‌دهد که هرگز از این عهد و پیمان برنگردد، تا از یاران و دفاع‌کنندگان از مولایش باشد و در این راه از همه پیشی بگیرد؛ عهدی که حتی مرگ هم نتواند آن را بشکند: «اللهم إنی اجدد له فی صبیحة یومی هذا و ما عشتُ من أیامی عهداً و عقداً و بیعةً له فی عنقی لا أحول عنها و لا أزول ابداً اللهم اجعلنی من أنصاره و أعوانه و الذّابینَ عنهُ و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه و الممتثلینَ لِأوامره و المحامین عنه و السابقینَ إلی ارادته و المستشهدین بین یدیه اللهم إن حال بینی و بینه الموت الذی جعلته علی عبادک حتماً مقضیاً فأخرجنی من قبری مؤتزراً کفنی شاهراً سیفی مجرداً قناتی ملبیاً دعوة الداعی فی الحاضر و البادی...»19
منبع: ماهنامه امان شماره 15

راسخون




بانوى كرامت

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،خانم ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

                                             
كویر براى حضورت نورانى مى‌شود وپنجره‌هابه شوق رویت، نیمه شبى رابه سوى خورشید باز نمى‌شوند. كوچه پس كوچه هاى قم به یمن حضورت نورانى مى‌شوند و سروهاى آزاد به احترامت قیام مى‌كنند.

آرام آرام، بر پهنه كویر حضور پرولایت شكوفه مى دهد ; غربت به یمن غریب معنا مى‌یابد.

دلم مى خواهد برایتان از بانویى سخن بگویم كه خیال سبزتان نیمه شبى بر اقامه سبزش سلام مى‌دهد و در آینه حرمش چهره آراید.

برایتان از بانویى سخن مى‌گویم كه همانند زینب علیهاالسلام كه براى قیام قربانى داد و خورشید عاشورا را با صبرش تعریف كرد، او هم با قدمهاى پرحیاتش، به سرزمین كویرى قم حیات بخشید ودر رگ ایرانیان خون حمایت از ولایت را جارى ساخت.

برایتان از بانویى سخن مى گویم كه به یمن حضورش، شهر قم، مركز صدور علم ودانش علوى شد و محل رشد وبالندگى.

برایتان از بانویى سخن مى گویم كه بارگاه زیبایش، پناهگاه دل هاى عاشقى است كه شب هاى چهارشنبه در جمكران بیتوته مى كنند. به نیابت از شیعه در نیمه شب هاى كویرى قم، سربرآستان حرم حضرت دوست مى سایند و براى ظهور گل نرگس دعا مى كنند و از بانوى كرامت، براى شكوفه دادن درخت اجابت استمداد مى طلبند.

معصومه …

معصومه تفسیر معصومیت است كه روزگارى در مدینه طلوع كرد، معصومه اقامت غربت است در روزگار غربت نگاه ها، معصومه تفسیر بلند تبعیت است از ولایت.

معصومه نگاه سبزى است كه از معصومیت سرچشمه مى گیرد، معصومه، روزگار دلداگى است واز غربت به قربت رسیدن.

معصومه ترجمان بلند عاشوراست و قصه با زینب هم سفرشدن.

معصومه فلسفه شیدایى است و غزل ماندن و بودن، معصومه نگین ایران است كه درقم، شهر اقامه مى درخشد.

معصومه ضریب بالاى ارادت به ولایت است، معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است.

معصوم انتهاى متبلور است. معصومه سرسلسله تنهایى است، معصومه فانى فى الله است.

نوشته: صغرى باقرى

تنظیم: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری



کنکاشی در علت درگذشت ناگهانی حضرت معصومه

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

                                               

چنانکه می‌دانید حضرت معصومه علیها‌السلام در پناه برادرش زندگی می‌کرد، زیرا پدرش در زندان بود. هنگامی که یگانه برادر و پناهگاهش از روی اکراه به خراسان رفت، یک سال در مدینه بدون برادر زندگی کرد، ولی کاسه صبرش لبریز شده و تصمیم گرفت به خاطر دیدار برادر، سفر دور و دراز بین مدینه و خراسان را بپیماید، سرانجام همراه کاروانی از بستگانش، مدینه را به قصد خراسان ترک کرد و با یک جهان اشتیاق و امید، بلکه پس از یک سال دوری برادر و سرپرستش، به فیض زیارت او نایل شود، ولی در ساوه بیمار شد....

 
چه چیزی موجب بیماری آن حضرت شد؟

بعضی علت بیماری آن حضرت را چنین نوشته‌اند: مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه علیهاالسلام و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه علیهاالسلام در این جنگ به شهادت رسیدند، حضرت معصومه همچون عمه‌اش زینب علیه‌السلام وقتی که بدن‌های پاره پاره آنها را که 23 تن بودند دید، به شدت غمگین گشته و بر اثر آن بیمار شد و سپس روانه قم شد و در قم بیماری او ادامه یافت و پس از 16 یا 17 روز رحلت کرد.

و در روایت دیگر آمده: هارون بن موسی بن جعفر علیه‌السلام همراه 23 نفر از بستگانش که یکی از آنها خواهرش حضرت معصومه علیه‌السلام بود، در یک کاروانی وارد ساوه شدند، دشمنان اهل بیت علیه‌السلام به هارون که در حال غذا خوردنه بود، حمله کردند و او را به شهادت رساندند و افراد دیگر کاروان را مجروح و پراکنده ساختند.

نقل شده: در غذای حضرت معصومه علیه‌السلام زهر ریختند و آن بانوی گرامی، مسموم گشته و بستری شد و طولی نکشید که در قم به شهادت رسید و این روایت یا زخمی شدن حضرت معصومه علیهاالسلام از نظر نویسنده صحیح‌تر است. مطابق نقل بعضی، مسموم کردن آن حضرت توسط زنی در ساوه انجام شد.

 
زمین حرم مال چه کسی بوده و چه کسی ایشان را دفن کرد؟

زمینی که آستانه حضرت معصومه علیهاالسلام در آن واقع است، بابلان نام داشته و این زمین پیش از آنکه مرقد مطهر آن حضرت شود، بنایی نداشته است، فقط ملکی از ملک‌های موسی بن خزرج بوده است، این زمین را موسی بن خزرج که هم مهمان‌دار حضرت معصومه علیهاالسلام بود و هم در عصر خویش رئیس و محترم بود، برای دفن آن حضرت معین کرد.
مردم ساوه در آن عصر از دشمنان سرسخت خاندان نبوت بودند، از این رو وقتی که موکب حضرت معصومه علیهاالسلام و همراهانش به ساوه رسید، به آن حمله کردند و جنگ سختی درگرفت، برادران و برادرزادگان حضرت معصومه علیهاالسلام در این جنگ به شهادت رسیدند.

آل سعد در این سرزمین سردابی حفر کردند تا آن را مقبره حضرت معصومه علیه‌السلام قرار دهند، پس از آنکه جنازه مطهر آن بی بی بزرگوار را غسل داده و کفن کردند، ‌آن را به آن سرزمین آوردند، در این وقت میان آل سعد گفت‌وگو شد که چه کسی داخل قبر شده و جنازه را در سرداب به خاک بسپارد، سرانجام اتفاق کردند که شخصی به نام «قادر» که پیرمرد پرهیزکار و صالح و سید بود داخل قبر شود آن گوهر پاک را دفن کند.

چون به سراغ آن مرد رفتند، ناگاه از جانب صحرا دو سوار نقاب دار پیدا شدند، همین که به نزدیک رسیدند، از مرکب خود 

پیاده شدند و بر جنازه حضرت معصومه علیه‌السلام نماز گزاردند، سپس داخل سرداب شده و جنازه را دفن کردند، آن گاه بیرون آمده و رفتند و کسی نفهمید که آنها چه کسی بودند.

 
حرم را چه کسی ساخته است؟

آنگاه موسی بن خزرج سقف و سایبانی از بوریا بر سر قبر برافراخت تاهنگامی که حضرت زینب علیهاالسلام دختر امام نهم علیه‌السلام وارد قم شد و قبه‌ای بر آن مرقد مطهر بنا کرد.

بعد از مدتی ام محمد دختر موسی پسر امام جواد علیه‌السلام وفات کرد، جنازه او را در کنار مرقد حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپردند.

مدتی بعد، میمونه خواهر ام محمد وفات کرد، او را نیز در کنار مرقد حضرت معصومه علیهاالسلام به خاک سپردند و قبه‌ای جداگانه بر روی قبر آن دو بانو، بنا کردند سپس بْریهیه دختر موسی بن امام جواد علیه‌السلام وفات کرد، او را نیز در آنجا به خاک سپردند.

 
چه کسی از امام زادگان در حرم مدفونند؟

مرحوم محدث قمی، غیر از بانوان فوق، از بانوان دیگر نیز نام برده که در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه علیه‌السلام مدفون هستند، مانند: زینب دختر امام جواد علیه‌السلام، ام اسحاق کنیز محمد بن موسی مبرقع علیه‌السلام و ام حبیب کنیز محمد بن احمد بن موسی مبرقع علیه‌السلام.

بنابراین در مجموع شش تن از امامزادگان و منسوبین به امامان علیه‌السلام در کنار مرقد مطهر حضرت معصومه دفن شده‌اند از این رو شایسته است آنان که مرقد شریف حضرت معصومه علیه‌السلام را زیارت می‌کنند، از آنها نیز یاد کنند، گرچه با این جمله کوتاه باشد: 

«اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ یا بَناتِ رَسُولِ اللهِ، اَلسَلامُ عَلَیْکُنَ وَ رَحْمَهُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ؛

سلام بر شما ای دختران رسول خدا، سلام و رحمت و برکات خدا به شما باد.»

 
منابع و مآخذ

بحار الانوار ج6 و84و57 - امالی شیخ مفید - امالی شیخ طوسی ج1 - اصول کافی ج1 - کریمه اهل بیت علیه‌السلام، علی اکبر مهدی‌پور - حیات سیاسی امام رضا علیه‌السلام، مرتضی جعفر عاملی - ریاحین الشریعه، شیخ ذبیح الله محلّاتی - تاریخ قم، ناصر الشریعه - مستدرک السفینه البحار، نمازی /ج8

تنظیم: گروه دین و اندیشه - حسین عسگری



شناسنامه حضرت فاطمه معصومه علیها السلام

 

نوع مطلب :مذهبی ،اهل بیت ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

                                              

نام مقدس: ‌فاطمه كبری 

لقب شریف: ‌معصومه علیهاالسلام 

پدر بزرگوارش: ‌حضرت موسی بن جعفر علیه‌السلام 

مادر گرامی¬اش: حضرت نجمه خاتون

ولادت باسعادت: ‌اول ذیقعده الحرام 173 هـ.ق

محل ولادت: ‌مدینه منوّره

ورود به قم: 23 ربیع‌المولود 201 هـ.ق

هدف از مسافرت: ‌دیدار برادر خود ‌علی بن موسی الرضا علیه‌السلام كه در خراسان بود.

رحلت یا شهادت جانگداز: دهم ربیع‌الثانی 201 هـ.ق (بنا به قول معتبر) 

سنّ مبارك: 28 سال

محل عبادتش در قم: بیت‌النّور (واقع در میدان میر «قم»)

پاداش زیارت آن حضرت: بهشت برین

 

تنظیم برای تبیان: حسین عسگری



اقامتگاه فاطمه معصومه علیهاالسلام در قم

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،اهل بیت ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

                                             قم

سراى «موسى بن خزرج» كه حضرت معصومه علیهاالسلام چند صباحى در آنجا به سر برد، مدرسه معروف «ستیه » است.

این سرا در محله «میدان میر» وسط شهر قم در یكى از محله‎هاى قدیمى بود و عبادتگاه آن حضرت به نام «بیت النور» در وسط آن، قرار داشت.

موسى بن خزرج پس از رحلت آن بانوى گرانقدر، محراب ایشان را به همان حال باقى گذارد، و دیگر نقاط خانه خویش را نیز به احترام ایشان، مسجد كرد.

اصل محراب فاطمه معصومه علیهاالسلام كه در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاكنون پا برجاست و مردم از قدیم الایام تاكنون براى تیمن و تبرك و خواندن زیارت و دعا بدان جا مى‎روند. محراب مزبور كه غرفه كوچكى بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتى زیبا در آمده است. و در كنار آن، مدرسه‎اى براى طلاب علوم دینى ساخته شده كه به «مدرسه ستیه» معروف است. نیز در ضلع غربى و جنوبى آن، مسجدى بنا گردیده است.

سراى موسى بن خزرج در آن روزگار به هنگام ورود حضرت معصومه علیهاالسلام در منتهى الیه جنوب غربى شهر قم قرار داشت.

زیرا بر اساس آثارى كه موجود است، شهر قم در آن عصر در شمال شرقى شهر فعلى قرار داشت و به تدریج به سمت غرب و جنوب كشیده شد.

یكى از نویسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه علیهاالسلام به شهر قم گوید: «این مجلله در اوائل سال 201 هجرى به مقصد «مرو» از مدینه طیبه بیرون آمده، بین راه در ساوه كه شهرى معظم و مردمش «شافعى مذهب » و بسیار هم متعصب بودند؛ به شدت مریضه و ناتوان گشته، به واسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبیب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبى براى آسایش خود، مجبور مى‎شود كه از راه مقصد، اندكى منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شیعیان و مراكز موالى و دوستداران آن خاندان، مى‎دانست با آن كه در مسیر او نبود، برساند.

البته در حال حاضر محل نامبرده در اواسط قسمت قدیمى شهر به سمت جنوب است.

ناحیه‎اى كه آستانه مقدسه با مدارس و مساجد تابع آن در آنجا قرار دارد، پیش از رحلت حضرت معصومه علیهاالسلام، احتمالاً باغ آباد و مصفایى از املاك موسى بن خزرج بود.

چون در آن دوران، متداول و معمول بود كه رؤسا و بزرگان عرب علاوه بر خانه‎هاى مجللى كه داخل شهر داشتند، هر یك به تناسب موقعیت و مقام خویش در باغ‎هاى اختصاصى خود در سواحل رودخانه، كاخ و قصرى مشرف بر آب براى تفریح در ایام بهار و تابستان بنا مى‎نمودند.

با توجه به وضعیت محل مذكور و موقعیت متناسب «بابلان » همان محلى كه امروزه پیكر مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام قرار دارد و شخصیت موسى بن خزرج، حدس زده مى‎شود كه كاخ ییلاقى موسى در همان ناحیه قرار داشت. و به طورى كه از قراین برمى‎آید، باغ و كاخ مزبور را موسى فوق‎العاده دوست مى‎داشت. و به همین جهت آن را نثار مقدم حضرت معصومه نمود و محل دفنش را در آنجا نهاد.

ظاهراً موسى بن خزرج با مشاهده وضع مزاجى نامناسب و وخامت حال حضرت معصومه علیهاالسلام ایشان را به باغ ییلاقى خویش دعوت نمود تا از آن رهگذر از ازدحام مردم در امان بماند.

علت برگزیدن شهر قم بر اساس سخن مشهور: پس از این كه فاطمه معصومه علیهاالسلام به شهر ساوه رسید، بیمار شد.


و چون در خود توان رفتن به خراسان را ندید، و یقین پیدا كرد كه دیگر هرگز برادرش امام رضا علیه‎السلام را نخواهد دید، تصمیم گرفت به قم كه از پیش مى‎دانست در آنجا به لقاى حق خواهد شتافت؛ برود. 

یكى از نویسندگان درباره علت رفتن حضرت معصومه علیهاالسلام به شهر قم گوید: «این مجلله در اوائل سال 201 هجرى به مقصد «مرو» از مدینه طیبه بیرون آمده، بین راه در ساوه كه شهرى معظم و مردمش «شافعى مذهب » و بسیار هم متعصب بودند؛ به شدت مریضه و ناتوان گشته، به واسطه فقدان اصحاب وفاق و وجدان ارباب نفاق و به علت نبودن طبیب معالج و نداشتن پرستار دلسوز و مكان مناسبى براى آسایش خود، مجبور مى‎شود كه از راه مقصد، اندكى منحرف گشته، خود را به شهر قم كه از بلاد مستحدثه شیعیان و مراكز موالى و دوستداران آن خاندان، مى‎دانست با آن كه در مسیر او نبود، برساند.

اصل محراب فاطمه معصومه علیهاالسلام كه در نزد عوام به «تنور» مشهور است تاكنون پا برجاست و مردم از قدیم الایام تاكنون براى تیمن و تبرك و خواندن زیارت و دعا بدان جا مى‎روند. محراب مزبور كه غرفه كوچكى بیش نبوده، تجدید بنا شده و به صورتى زیبا در آمده است. و در كنار آن، مدرسه‎اى براى طلاب علوم دینى ساخته شده كه به «مدرسه ستیه» معروف است. نیز در ضلع غربى و جنوبى آن، مسجدى بنا گردیده است.

و از قرائن، مستفاد مى‎شود كه فاطمه علیهاالسلام قبل از حركت خود از ساوه به طرف قم، رؤساى قم را از مقدم خویش به ساوه، خبردار كرده بود.

معلوم مى‎شود موقعى كه بى‎بى بیمار مى‎شود، به جهاتى كه نگارش یافت، خود را از حركت به طرف قم ناچار مى‎دیده، از طرفى هم نمى‎خواسته است كه بدون سابقه دعوت، به آن شهر كه از مسیر او دور است، وارد شود.

بنابراین، از ورود خود به ساوه «آل سعد» را آگهى مى‎دهد تا آنان به طلب وى از قم بیرون آیند.

برخى درباره سبب روى آوردن حضرت معصومه علیهاالسلام به قم، گویند: بى تردید مى‎توان گفت كه آن بانوى بزرگ، روحى ملهم و آینده‎نگر داشت و با توجه به آینده قم و محوریتى كه بعدها براى این سرزمین پیش مى‎آید - محوریتى كه آرامگاه ایشان مركز آن خواهد بود - بدین دیار، روى آورد. این جریان به خوبى روشن مى‎كند كه آن بانوى الهى به آینده اسلام و موقعیت این سرزمین توجه داشته است و خود را با شتاب به این سرزمین رسانده و محوریت و مركزیت آن را با مدفن خود پایه‎ریزى كرده است.

 
پرواز سوگمندانه 

حضرت معصومه علیهاالسلام هفده روز بیشتر پس از ورود به قم، زنده نماند و سپس دعوت حق را لبیك گفت و به سوى بهشت برین پرواز كرد.

این حادثه به سال 201 هجرى رخ داد. سلام بر این «بانو» از سپیده خلقت تا قیام قامت.

 

منبع:

تهیه و تنظیم موسسه تبیان (دفتر قم)



  • تعداد کل صفحات:2 
  • 1  
  • 2  


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic