مترجم سایت

دوست دارید بدانید به نام سوسیس و کالباس ، چه می خوریم؟؟!

 

نوع مطلب :پزشکی ،مواد غذایی ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

 

با اینکه سرانه مصرف سوسیس و کالباس در ایران در مقایسه با کشور‌های اروپایی و توسعه یافته بسیار پایین تر است اما نباید ازکنار مصرف روزانه حدود 10 میلیون پرس غذا هایی که با این دو محصول آماده می‌شوند،ساده گذشت .روند طی شده نشان می‌دهد مصرف سوسیس و کلباس یا با انتقاداتی که معمولا منع مصرف و حذف کامل این دو محصول از سبد غذایی راهدف می‌گیرند،مواجه شده که نتیجه بخش نبوده و یا در بسیاری از موارد بی توجهی به مسائل تولید و مصرف را در بر داشته است
بررسی اشکالاتی که در تولید این محصولات وجود دارد می‌تواند تصمیم برای انتخاب گزینه های مناسب را تسهیل نماید.
خمیر مرغ یکی از این اشکالات است، استفاده از خمیر مرغ به جهت كیفیت بسیار پایین این ماده اولیه نسبت به گوشت تنها در محصولات معدود (عمدتا محصولات ارزان قیمت با درصد گوشت كمتر از 50% )  و در كارخانه های كوچك كه به نام و شهرت تجاری خود اهمیت چندانی نمی‌دهند انجام می‌شود . ولی واقعیت تلخ این است كه متاسفانه این محصولات بی كیفیت بخش بزرگی از بازار سوسیس و كالباس كشور را تشكیل می‌دهد.
تكنولوژی دستگاه استخوان گیر (دستگاه تولید خمیر مرغ) بر این اساس است كه مرغ را با پوست و استخوان له می‌كنند و تحت فشار شدید قرار می‌دهند تا اینكه گوشت به فاز مایع درآید. در این هنگام مخلوط تحت فشار را در معرض یك فیلتر قرار داده تا گوشت مایع شده از ان رد شود وبه این ترتیب گوشت را به طریق مكانیكی از استخوان و پوست جدا كرده اند.

مشكلات بهداشتی و فنی استفاده از خمیر مرغ:
متاسفانه هیچ سیستم نظارتی بر ساخت دستگاه های استخوان گیر در كشور وجود ندارد. اولین مشكل دستگاه های ایرانی این است كه فیلتر آنها بومی‌سازی شده و با كمی‌اغماض اجازه عبور به مقادیر زیادی از بافت پوست و چربی و به خصوص مغز استخوان و نخاع را می‌دهد. درضمن پیچ تظیم سفت كردن خروجی ضایعات هم در اختیار تولید كننده قرار داده شده تا ایشان در صورتی كه دچار فشار اقتصادی شد كمی‌پیچ مذكور را تنگ تر كرده تا درصد استحصال و بهره وری
! بهبود یابد و در واقع مقادیری هم استخوان له شده هم همراه خمیر مرغ به خورد مردم رود. در ضمن فیلتر های ساخت ایران هم متاسفانه از جنس آلیاژها مخصوص مشابه اروپایی آن نیست كه در نتیجه در معرض استهلاك شدید قرار دارد و اصولا تعویض و تراش دوباره فیلتر جز اصلی كسب و كار ساخت دستگاه های استخوان گیر است. ولی روی پنهان قضیه این است كه در پی این استهلاك در واقع در طی یك دوره مستهلك شدن یك فیلتر چند صد گرم استیل آلیاژی حاوی آهن و نیكل و دیگر فلزات اساسی به همراه خمیر مرغ به خورد مردم رفته است!
مشكل اساسی بعدی استفاده از مرغ های تخم گذار  (مرغ هلندی) است. مرغ تخم گذار مرغی است كه در طی شش ماه تا دو سال از عمرش روزانه یك تخم مرغ تولید نموده و زمانی هم كه توانایی اش در تخم گذاشتن كم می‌شود كشتار می‌شود. وزن مرغ های تخم گذار حدود یك كیلوگرم است و گوشتشان به جهت تلاش فوق العاده این مرغ در تولید تخم مرغ در طی زندگیش از ارزش غذایی پایین تری نسبت به مرغ گوشتی برخوردار است. به جهت سفت بودن و پاره ای ملاحظات بهداشتی عرضه و استفاده از این مرغ ها مجوز بهداشتی ندارد. تا همین ده سال پیش نیز این مرغ ها معدوم می‌شدند و یا حداكثر به كارخانجات تولید خوراك دام سپرده می‌شدند. طبیعتا قیمت این مرغ نیز به مراتب كمتر از گوشت مرغ گوشتی است. اما با رواج دستگاه های استخوان گیر نیز این مرغ ها به یكباره خواهان پیدا كردند زیرا حالا می‌شد این مرغ های كوچك و ارزان را درسته در دستگاه انداخت و از آن طرف خمیر مرغ گرفت . مشكل اصلی این است كه اندازه كوچك این مرغ ها مطابق با تنظیمات دستگاه های اتوماتیك كشتارگاهی نیست و گاهی داخل شكم مرغ به طور كامل تخلیه نشده است و همچنین بافت پشت مرغ كه محل تجمیع آنتی بیوتیك ها و هورمون هاست گرفته نمی‌شود و اگر كارخانه تولیدی هم دقت نكند(و یا به بیان واضح تر اهمیت ندهد)در نهایت متاسفانه این مواد نیز همراه خمیر مرغ می‌شود .
 تاریك ترین قسمت قضیه اینجاست: جمع آوری اسكلت مرغ و بقایای قطعه بندی مرغ از فروشگاه های مرغ فروشی و قطعه بندی های مرغ و سپردن این ضایعات به دستگاه استخوان گیر. متاسفانه حقیقتی است غیر قابل كتمان . با وجود بیش از 200 كارخانه تولید سوسیس وكالباس  و صدها واحد قطعه بندی كه مجوز دستگاه استخوان گیر دارند كه در تمام كشور در مناطق دور و نزدیك و در شهرك های صنعتی دورافتاده پراكنده شده اند به راحتی این عمل  امكان پذیر است. به هر حال اختلاف قیمت میان ران و سینه مرغ به قیمت كیلویی 6500 تومان با خمیر مرغ كیلویی 800 تومان به راحتی توجیه كار غیر قانونی را حتی اگر لازم باشد نیمه شب انجام شود برای خیلی افراد مهیا می‌كند.

فان پاتوق

چطور بهترین شریک زندگی را برای خود انتخاب کنیم؟

 

نوع مطلب :عاشقانه ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

 

چگونه بهترین همسر را برای آینده انتخاب کنیم ؟

 

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می‌خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید

خیلی از شما به دنبال عشق حقیقی هستید. خیـلی‌های دیـگرتان هم فکر می‌کنید که عشق واقعی خود را پـیدا کـرده اید.

خیـلی‌ها هم هستنـد کـه در رابـطه‌هایی به سر می‌برند که چندان برایشان خوب نیسـت اما فکر می‌کنند هر عشقی بهتر از بی عشق بودن است. .

 

اگر عشق حقیقی خود را پیدا نکـرده ایـد، یا اگر در ایـن بـاره مطـمئن نیستیـد، دراین مقاله می‌خواهیم به شما کمک کنیم که چطور آن شریک زندگی خاص و ویژه را از آنِ خود کنید و اگر به خاطر ترس از تنهایی در یک رابطه بد مانده اید، باید بدانید که چیزهای بدتر از تنهایی هم وجود دارد، مثل از دست دادن احترام خود، از دست دادن اعتماد به نفس، و ارزشمندی خود. وقتی این سه چیز را از دست بدهید، در خطر از دست دادن میل و خلاقیت لازم برای درک اهداف زندگی، کنار از رسیدن به آنها، خواهید بود.

کشش جنسی احمقانه عشق واقعی نیست

خیلی از آهنگ‌ها، فیلم‌ها، کتاب‌ها تصویری تحریف شده از عشق حقیقی نشان می‌دهند. آنها شما را مجاب می‌کنند که باور کنید می‌توانید در نگاه اول عاشق شوید، قلبتان عاشقانه بتپد، کف دستانتان عرق کند، و همه فکر و ذکرتان مملو از فردی شود که ناگهان دلتان را دزدیده است. درست است، این اتفاق می‌افتد. اما عشق واقعی نیست. این فقط یک کشش جنسی احمقانه که ممکن است نسبت به هر کسی که فرومون‌ها را در مغزتان فعال کند پیدا کنید.

 

 

فرومون‌ها وقتی بدن ما در بدن فرد دیگری وجود یک DNA خاص را کشف می‌کند، تولید می‌شوند. بدن ما این DNA را در بدن شخصی دیگر از بوی او کشف می‌کند. اما کشش احمقانه جنسی که به واسطه این فرومون‌ها پدید می‌آید، فقط نشاندهنده یک چیز می‌تواند باشد: این دو نفر که چنین اتفاقی را تجربه می‌کنند می‌توانند از نظر زنتیکی جفت خوبی برای هم باشند، یعنی ترکیب DNA آنها یک نوزاد سالم تولید خواهد کرد. آنچه که فرومون‌ها به آن توجهی ندارند این است که آیا این دو نفر از نظر شخصیتی هم جفت خوبی برای هم هستند یااینکه می‌توانند همدیگر را عاشق کنند یا نه.

 

یک مشکل بزرگ کشش احمقانه جنسی این است که این کشش معمولاً شما را مجبور به انجام کارهایی می‌کند که قبلاً اصلاً فکر انجام دادن آن را هم نمی کردید. این کشش باعث می‌شود کارهای خجالت آوری انجام دهید. دروغ، فریب، دزدی یا حتی کشتن دیگران یا خودتان. این کشش احمقانه جنسی بود که باعث شد

 رومئو و ژولیت وقتی فهمیدند که دیگر نمی توانند به این عشق مسموم خود ادامه دهند، خود را کشته و به زندگی خود پایان دهند.
یکی دیگر از مشکلات کشش احمقانه جنسی این است که بادوام و ماندگار نیست

 

. اما گاهی اوقات این روابط پرآشوب چندین سال به طول می‌انجامد، خیلی پس ازاینکه این کشش جنسی دیگر مرده و از بین رفته است. شاید این زوج‌ها به عبث امیدوارند که یک روز شعله عشقشان دوباره زبانه کشد. یا شاید هم تصور می‌کنند سرنوشت این بوده که چون بهترین هوس و بزرگترین درد را باهم تجربه کرده‌اند باید با هم بمانند

.

اما عشق حقیقی بدون هیچگونه کشش جنسی احمقانه ایجاد می‌شود. اما، حتی بالاترین کشش جنسی هم اگر بدون عشق واقعی باشد، بی فرجام خواهد بود

. تصور من این است که برای برنده شدن در این مسابقه، باید به دنبال ترکیب این کشش جنسی و عشق حقیقی باشید که شانس زیادی می‌خواهد. اما من که تابه حال به چنین موردی در زندگی حقیقی برخورد نکرده ام و فقط در فیلم‌ها و آهنگ‌ها در مورد آن دیده و شنیده ام.

حس مسئولیت و حمایت نشانه عشق واقعی است

اگر کشش جنسی عشق واقعی نباشد، پس عشق واقعی چیست؟

 

یکی از نشانه‌های عشق واقعی میل به حمایت و نگهداری از فرد مقابل، شاد کردن و کمک به موفقیت اوست. این با کشش جنسی که فقط به دنبال مجبور کردن فرد مقابل به ایجاد حس لذت و رضایت در شماست، خیلی فرق دارد

. وقتی شما واقعا و حقیقتاً کسی را دوست داشته باشید، به هیچ وجه او را مجبور نخواهید کرد که دوستتان داشته باشد

. البته، دوست دارید که آنها هم شما را دوست داشته باشند اما اگر آنها کس دیگری را بخواهند، شما او را رها می‌کنید چون دوست دارید که همیشه شاد و خوشبخت باشند. شما از تصمیمات مهم آنها در زندگی حمایت می‌کنید حتی اگر با آنها هم عقیده نباشید.

 

اما اگر فقط این بود، باید ما با همه دوستان نزدیکمان عشق حقیقی داشته باشیم. به همین دلیل می‌گویم به کمی کشش هم نیاز است

. الیبته این کشش شباهتی به کشش جنسی که گفتیم ندارد اما برای شروع یک رابطه عاشقانه و رمانتیک کافی است. قلبتان از سینه بیرون نمی زند اما همراهی با این فرد به شما آرامش می‌دهد. وقتی با او هستید زمان خیلی خوب و خوشایند برایتان می‌گذرد و گاهی اوقات خیلی هم با هم خوش می‌گذرانید.

 

هرچه شما دو نفر همدیگر را بیشتر بشناسید، حس مسئولیت و حمایت طرف مقابلتان برای شما بیشتر می‌شود.

. در این صورت، اگر این احساس دوطرفه باشد، شما دو نفر می‌توانید تدریجاً یک عشق بسیار عمیق و غنی پرورش دهید که بسیار لذت بخش تر و رمانتیک تر از هر کشش جنسی است.

افراد متفاوت و مخالف با شما ممکن است شما را به خود جلب کنند اما یار و معشوق حقیقی شما نیستند

.

یار و معشوق حقیقی کسی است که عشق واقعی شما و بهترین دوستتان است. اگر به دنبال معشوق حقیقی خود هستید، نباید کسی را انتخاب کنید که خیلی از شما متفاوت باشد. یک ضرب المثل است که می‌گوید، افراد متضاد همدیگر را جذب می‌کنند اما با هم ازدواج نمی کنند. متاسفانه خیلی از این متضادها با هم ازدواج می‌کنند و آخرسر می‌فهمند که زندگی زناشویی بسیار بدی دارند

گرچه یعضی از زوج‌ها به مرور زمان یاد می‌گیرند که تفاوت‌های همدیگر را تحمل کنند، اما وقتی با کسی زندگی کنید که علایق، ارزش‌ها، مشغولیات و سرگرمی‌های مشترکی داشته باشید و از چیزهای مشترکی لذت ببرید، زندگی بسیار لذتبخش تر خواهد بود. فقط در این حال است که شریک زندگیتان همان معشوق واقعی و حقیقیتان خواهد بود.

 

هیجان اولیه تفاوت‌های زیاد، سرانجام وقتی ماه‌ها تبدیل به سال‌ها می‌شوند رنگ و بوی خود را از دست می‌دهد

و شما مدام به این فکر خواهید کرد که چه می‌شد اگر طرف مقابلتان حرف شما را درک می‌کرد یا حداقل همیشه با حرف‌های شما مخالف نبود. درنتیجه هر چه زمان جلوتر می‌رود شما وقت کمتری را با هم سپری می‌کنید و آخر کار محبور می‌شوید یا از هم جدا شوید یا شما یا طرق مقابلتان از بیخ و بن عقاید و علایق خود را عوض کند.

 

وقتی آن احساسات خوب اولیه از بین می‌رود، شما دو نفر به خاطر وجود بچه یا کار یا عادت یا حرف مردم یا حتی ترس از اینکه شاید چیز بهتری به دست نیاورید هنوز هم کنار هم می‌مانید.

 

. اما هیچوقت برای شما دیر نیست. ماندن با کسی که دوستش ندارید، یا فکر می‌کنید معشوق واقعی شما نیست، شانس حداقل چهار نفر را برای خوشبختی از بین می‌برد: شما، همسرتان، و دو نفر دیگر در جهان که می‌توانند معشوق واقعی شما یا همسرتان باشند. تاثیرات منفی یک رابطه بد به اعضای خانواده شما، دوستانتان، همکارانتان، و اطرافیانتان منتقل می‌شود و همه باید از گلایه‌ها، دعواها، و جنجال‌های همیشگی شما در عذاب باشند.

 

صبر و گذشت نشانه‌های عشق واقعی هستند
وقتی یک نفر واقعاً شما را دوست داشته باشد، صبر و گذشت زیادی را دربرابر بی دقتی‌ها یا رفتارهای زشت و بی ادبانه شما شنان خواهد داد

. اما نباید از این قضیه سوء استفاده کنید. اگر چنین کاری کنید، یک نشانه مسلم از این است که شما واقعاً طرف مقابلتان را دوست ندارید. زوج‌هایی که واقعاً همدیگر را دوست داشته باشن

وقتی می‌فهمند که احساسات طرف مقابلشان را جریحه دار کرده‌اند، واقعاً ناراحت و پشیمان می‌شوند.

.

 

هیچوقت عشقتان را فقط محض آزمایش کردن، آزمایش نکنید

. ببینید وقتی جای آن طرف باشید واقعاً چه احساسی خواهید داشت؟ آیا او به نیازهای شما توجه دارد؟ شما چه؟ به نیازهای او توجه میکنید؟ آیا دادن‌ها و گرفتن‌ها در رابطه به یک میزان است یا همه چیز یک طرفه است؟ آیا اکثر اوقات به هم نگاه می‌کنید، همدیگر را ناز و نوازش می‌کنید یا به چشمان هم خیره می‌شوید؟

 

خودتان را در کنار همسرتان در ۲۰ سال آینده تجسم کنید. آیا آن تصویر قلبتان را مملو از ترس می‌کند یا از تصور آن لبخند می‌زنید؟

اگر همسرتان بیشتر از اینکه از شما انتقاد کند، شما را تحسین می‌کند مطمئناً از تجسم آن تصویر لبخند روی لبانتان می‌آید. هیچکس دوست ندارد با یک منتقد زندگی کند، حتی اگر روزی عاشق این فرد بوده باشید.

 

 

دوستی به علاوه کشش جنسی بهترین نشانه عشق حقیقی است]


عشق واقعی دوستی به اضافه کشش جنسی است. اگر شما از گذراندن هر لحظه از زندگیتان در کنار همسرتان لذت می‌برید، پس او بهترین دوست شماست.

 

. این نوع رابطه اعتماد به نفس و عزت نفس شما را بالا می‌برد و به شما برای رسیدن به بالاترین درجه کمال کمک می‌کند. درعوض، شما هم به طرف مقابلتان کمک می‌کنید که به این چیزها دست پیدا کند. وقتی هر دو شما عشق واقعی را احساس کنید، دیگر می‌توانید هر کاری را در کنار هم انجام دهید

 



کفّاره شوخی با اهل بیت(علیهم السلام)

 

نوع مطلب :مذهبی ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

کفّاره شوخی با اهل بیت(علیهم السلام)

تشییع جنازه ی یک انگشت

امام زین العابدین (علیه السلام ) فرمود: هنگامى كه جنازه براء بن معرور را آوردند تا حضرت رسول (صلى الله علیه و آله و سلم ) بر او نماز بخواند. فرمود على بن ابیطالب (علیه السلام ) كجاست؟

عرض كردند براى انجام درخواست یكى از مسلمین به قبا رفته ، فرمود: خداوند مرا امر كرده كه نماز خواندن بر جنازه براء را تاءخیر بیندازم تا على (علیه السلام ) بیاید و از سخنى كه براء در حضور پیغمبر خدا به او گفته در گذرد و او را ببخشد و مرگ با سم را خداوند كفاره همان سخن قرار دهد.

عرض كردند براء مردى شوخ بود، آن سخن را از روى مزاح گفت نه جدا تا خداوند بر گفته اش او را مواخذه نماید.

فرمود اگر جدى گفته بود خداوند تمام اعمالش را تباه مى كرد اگر چه به مقدار فاصله بین زمین و عرش طلا و نقره صدقه داده باشد ولى چون مردى شوخ بود و آن سخن را به شوخى گفت من میل دارم همه بدانید كه على (علیه السلام) از او در خشم نیست و در حضور شما دو مرتبه او را حلال نماید و از برایش طلب آمرزش كند تا باعث قرب و بلندى درجه او در نزد خدا گردد.(9)

چیزى نگذشت على (علیه السلام ) حاضر شد. جنازه براء را در پیش ‍ گرفته گفت خدا رحمتت كند براء! مردى بسیار با نماز و پیوسته روزه بودى و در راه خدا از دنیا رفتى. پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم) فرمود اگر شخصى از مردگان شما از پیغمبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) بى نیاز باشد همانا آن مرد براء بن معرور است كه به واسطه دعاى على (علیه السلام ) از نماز پیغمبر بى نیاز است از جاى حركت نموده بر او نماز خواند و دفنش كرد.

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر كه نفرین كند خداوند او را هلاك خواهد نمود اگر چه كارهاى نیكش برابر با شماره تمام مخلوقات كند همانطور كه براى هر كس دعا كند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)

وقتى براى تعزیه نشست رو به بستگان براء نموده و فرمود: شما اى بستگان براء به تهنیت سزاوارترید تا تسلیت زیرا روح او كه به آسمانها صعود كرد از آسمان اول تا هفتم و از حجب تا كرسى و عرش برایش ‍ قبه هائى افراشتند. آنگاه به سوى بهشت رفت ، تمام خزان بهشت او را استقبال نمودند و همه حوریه ها او را مشاهده كردند همگى گفتند طوباك طوباك یا روح البراء! انتظر علیك رسول الله علیا صلوات الله علیهما و آلهما الكرام حتى ترحم علیك و استغفرلك .

خوشا به حالت ، خوشا به حالت ، روح براء! پیغمبر انتظار كشید تا على(علیه السلام ) بیاید و برایت طلب آمرزش و رحمت كند. حاملین عرش  پروردگار به ما از طرف خداوند خبر دادند كه فرمود اى بنده اى كه در راه من جان دادى هر آینه اگر گناهانت به اندازه ریگها و شنها و دانه هاى باران و برگ درختان و به عدد مویهاى حیوانات و چشم برهم زدن و نفسها و حركات و سكنات آنها مى بود، به واسطه دعاى على بن ابیطالب (علیه السلام ) بخشیده مى شد.

قال رسول الله (صلى الله علیه و آله و سلم ) فتعرضوا عبادالله لدعاء على لكم و لا نتعرضوا لدعاء علیكم فان من دعا علیه اهلكه الله و لو كانت حسناته بعدد ما خلق الله كما ان من دعا له اسعده الله و لو كانت سیئاته بعدد ما خلق الله .

پیغمبر اكرم (صلى الله علیه و آله و سلم ) فرمود: بندگان خدا! خویشتن را در معرض دعاى على (علیه السلام ) قرار دهید مباد مورد نفرین او واقع شوید زیرا، بر هر كه نفرین كند خداوند او را هلاك خواهد نمود اگر چه كارهاى نیكش برابر با شماره تمام مخلوقات كند همانطور كه براى هر كس دعا كند سعادتمند مى شود اگر چه گناهانش به اندازه تمام مخلوقات باشد.(10)

تنظیم: جهرمی زاده - گروه دین و اندیشه تبیان


جزء 17 بحارالانوار چاپ آخوندى ، ص 310 و 320.



حیواناتی که انسان بودند!

 

نوع مطلب :عجیب ترین ها ،دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

حیواناتی که انسان بودند!

قمر در عقرب

مسخ در قرآن

در تعریف مسخ گفته اند:

به تغییر شکل و دگردیسی افراد و اجسام از شکل اولیه به شکلی زشت‌تر مَسخ گفته می‌شود.

در برخی منابع آن را یکی از انواع تناسخ به شمار آورده اند.

به تصریح قرآن در امت‌های پیشین مسخ صورت پذیرفته است و گروهی از گناهکاران به صورت میمون و خوک درآمده اند. به عنوان مثال، قرآن کریم در سوره بقره، آیات 66-65 و نیز آیات 163ـ166 سرگذشت گروهی  از بنی‌اسرائیل را بیان می کند که در ساحل یکی از دریاها (ظاهراً دریای احمر بوده که در کنار سرزمین فلسطین قرار دارد) در بندری به نام ایله (که امروزه به نام بندر ایلات معروف است‌) زندگی می‌کردند.

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: « روزى از رسول خدا (صلى الله علیه و اله )درباره بعضى از حیوانات كه در آغاز آفرینش ، انسان بودند، ولى به سبب ویژگى هاى ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم . فرمود: از حیواناتى كه مسخ شده اند یكى دعموص (كرم سیاه ) است و دیگرى عقرب .

از طرف خداوند سبحان برای آزمایش و امتحان‌، به آنان دستور داده شد که روزهای شنبه به صید ماهی نپردازند. ولی این مردم بنای بر قانون‌شکنی گذاشتند و ابتدا با حیلة شرعی ـ به وسیلة کندن حوضچه‌ها و یا انداختن قلاب‌ها ـ کار خود را شروع کردند (ماهی‌ها را روزه‌های شنبه در حوضچه‌ها و یا قلاب‌ها به دام می‌انداختند و روزهای بعد آن‌ها را از آب می‌گرفتند). این کار، نافرمانی و گناه را در نظر آن‌ها کوچک جلوه داد و آنان را در برابر شکستن احترام روز ممنوع جسور ساخت‌. کم کم در برابر فرمان الهی بی‌باک شده‌، در روزهای شنبه به طور علنی و با بی‌پروایی به صید ماهی مشغول شدند و از این راه مال و ثروت فراوانی فراهم ساختند؛ زیرا ماهیان (برای امتحان آن‌ها و به دستور پروردگار) روز شنبه در روی آب آشکار می‌شدند و در غیر روز شنبه کمتر به سراغ آن‌ها می‌آمدند (اعراف‌، 163) این بود تا این‌که عذاب سخت الهی فرود آمد و گناهکاران و کسانی را که امر به معروف و نهی از منکر نمی‌کردند به کام خود فرو برد (از مجموع آیات قرآن استفاده می‌شود که هر دو گروه مجازات شدند، ولی مجازات مسخ‌، تنها مربوط به گنهکاران بود و مجازات دیگران احتمالاً هلاکت و نابودی بوده است‌، هر چند گنهکاران نیز چند روزی پس از مسخ شدن ـ طبق روایات ـ هلاک شدند.(1)

با این وجود مسخ در اسلام با آنچه تناسخ خوانده می‌شود تفاوت بنیادی دارد زیرا در تناسخ روح از بدن جدا شده به بدن یا جنین دیگر تعلق می گیرد اما در مسخ روح از بدن جدا نمی‌شود بلکه تنها شکل ظاهری بدن تغییر می‌کند یعنی این گونه نیست که نفس انسان به نفس میمون تبدیل شود بلکه افراد مسخ شده با حفظ روح بشری فقط صورتا همچون میمون و خوک می شوند تا به نوعی کیفر ببینند.

علامه طباطبایی نیز معتقد است:

«انسانهاى مسخ شده، انسانهایى هستند كه با حفظ روح بشرى صورتا مسخ شده اند، نه اینكه نفس انسانى آنها نیز مسخ شده و به نفس بوزینه تبدیل گردیده است‏».

مسخ در روایات:

امام على (علیه السلام ) مى فرماید: « روزى از رسول خدا (صلى الله علیه و اله )درباره بعضى از حیوانات كه در آغاز آفرینش ، انسان بودند، ولى به سبب ویژگى هاى ناپسند شان به امر خداوند مسخ شده اند، پرسیدم . فرمود: از حیواناتى كه مسخ شده اند یكى دعموص (كرم سیاه ) است و دیگرى عقرب .

سپس فرمود:

و أما الدعموص فكان نماما یفرق بین الاءحبه و اءما العقرب فكان رجلا لذاغا (لذاعا) لا یسلم على لسانه اءحد (2) ».

كرم سیاه ، سخن چین میان دوستان و آشنایان بود و به واسطه خبر چینى ، جدایى مى انداخت . عقرب هم مرد بدزبانى بود كه هیچ كس از بیش زبانش  آسوده خاطر نبود.

امام صادق (علیه السلام ) مى فرماید:

و اءما العقرب فكان رجلا همازا فمسخه الله عزوجل عقربا (3)؛

عقرب مردى عیب جوى ، طعنه زننده ، بدگوى و بدزبان بود كه خداوند، او را به صورت عقرب درآورد(4)

البته نوع دیگری از مسخ و تناسخ وجود دارد که مورد قبول کثیری از فلاسفه و دانشمندان بزرگ اسلامی است و آن مسخ روحی و معنوی است.

شهید مطهری در توضیح این نوع از مسخ می گوید:

یك مطلب مسلم‏است و آن این است كه انسان اگر فرضا از نظر جسمی مسخ نشود تبدیل به‏ یك حیوان نشود به طور یقین از نظر روحی و معنوی ممكن است مسخ شود تبدیل‏ به یك حیوان شود و بلكه تبدیل به نوعی حیوان شود كه در عالم ، حیوانی به‏ آن بدی و كثافت وجود نداشته باشد .

قرآن از " « بل هم اضل »" (سوره اعراف ، آیه . 179 )سخن می‏گوید ، یعنی از مردمی كه از چهارپا هم پست‏تر هستند .

مگر می‏شود انسان واقعا از نظر روحی تبدیل به یك حیوان‏ شود ؟ بله ، چون شخصیت انسان به خصائص اخلاقی و روانی اوست .

اگر خصائص اخلاقی و روانی یك انسان ، خصائص و اخلاقی یك درنده بود ، خصائص و اخلاقی یك بهیمه بود ، او واقعا مسخ شده است ، یعنی روحش‏ حقیقتا مسخ و تبدیل به یك حیوان شده است .

جسم خوك با روح آن تناسب‏ دارد و انسان ممكن است تمام خصلتهایش خصلتهای خوك باشد . اگر انسانی‏ اینگونه باشد ، از انسانیت منسلخ شده و در معنی و باطن و نزد چشم‏ حقیقت‏بین و در ملكوت ، واقعا یك خوك است و غیر از این چیزی نیست .

پس انسان معیوب ، گاهی به مرحله انسان مسخ شده می‏رسد . ما اینها را كمتر می‏شنویم و شاید بعضی خیال كنند اینها مجاز است و دیرتر باورشان‏ بیاید ، ولی حقیقت است . (5)

 

شکوری_گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها :

1.ر.ک‌:تفسیر نمونه‌، آیة‌الله مکارم شیرازی و دیگران‌، ج 6، ص 418ـ428،

2.على مشكینى ، مواعظ العددیه ، ص 433.

3.همان .

4. نیش و نوش هاى زبان، شکیبا سادات جوهری

5. استاد شهید مطهری، انسان کامل



زنانى كه در بنى اسرائیل به نبوت رسیدند

 

نوع مطلب :عجیب ترین ها ،مذهبی ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

زنانى كه در بنى اسرائیل به نبوت رسیدند

نوری به دنیای اسطوره ها

پیامبری در قوم یهود پیامبرى منحصر به مردان نبوده ، بلكه زنان نیز مقام نبوت داشته اند و همان گونه كه انبیاء مرد بنى اسرائیل پدر خوانده مى شدند، زنان نیز كه به پیامبرى مى رسیده اند، مادر خوانده مى شدند، پدر اسرائیل و مادر اسرائیل . تعداد پیامبران زن اسرائیل هفت نفر بوده است :

در "تورات "  اشاره اى به نبوت زنان نیست ، اما  "تلمود یهود" به نبوت ایشان اشاره كرده است .

عهد جدید (انجیل ) نیز از چند زن یاد مى كند كه پیامبر بوده اند. در انجیل لوقا آمده است كه در هنگام ظهور عیسى ، "حنّا" دختر فنوئیل و چهار دختر فیلیپس نبوت مى كرده اند.(1)

1- ساره

 همسر ابراهیم ، مادر اسحاق بود كه مادر اسرائیل هم خوانده شده است . او نیز مانند ابراهیم صاحب مواعید بسیار شد و بركت یافت . ولى نبوتش با آنچه تورات نقل مى كند، سازگار نیست گفته اند ساره مانند ابراهیم كه مردان را به توحید دعوت مى كرد، او نیز زنان را به خداوند یكتا فرا مى خواند.(2) ساره 127 سال زندگى كرد.( 3)

2- مریم (میریام ) به معناى:

بیننده یا سرور یا ستاره دریائى است . او دختر عمران (عمرام ) و خواهر موسى و هارون است كه احتمالا به هنگام در آب انداختن موسى در كودكى همراه او بوده است و به دختر فرعون پیشنهاد كرده كه زنى شیرده براى وى بیاورد. وقتى كه موسى بنى اسرائیل را از رود نیل گذراند، او در جلوى قوم بسیار مسرور، مردم را به ستایش یهوه فراخواند. وقتى موسى زنى حبشى گرفت ، مریم و هارون او را سرزنش كردند. مریم مورد غضب خداوند قرار گرفت و به بیمارى برص مبتلا شد. موسى براى او طلب شفا كرد. مریم در مقامى بود كه یهوه او را در عرض موسى و هارون بر بنى اسرائیل منت گذاشت. مریم در قارش درگذشت و در همان مكان دفن شد.(4)

3- دبوره.

یعنى (زنبور عسل) كه مادر اسرائیل نامیده شده است . او همسر (لفیدت) بود. این زن در زیر درخت (دبوره) مى نشست و براى قوم بنى اسرائیل قضاوت و داورى مى كرد.(5)

محققان معتقدند كه بنى اسرائیل زنان را به قضاوت قبول داشتند. دبوره یكى از همین زنان قاضى است كه در میان بنى اسرائیل به قضاوت مشغول بود.(6)

محققان معتقدند كه بنى اسرائیل زنان را به قضاوت قبول داشتند. دبوره یكى از همین زنان قاضى است كه در میان بنى اسرائیل به قضاوت مشغول بود.
قوم بنی اسرائیل

در عصر این زن ، پادشاه كنعان (یابین) بر اسرائیل حكومت مى كرد. دبوره از میان قوم خود، مردى به نام (بالاق ) را برانگیخت تا به همراهى او، ده هزار سپاهى گرد آورد و بر سیسرا فرمانده لشكر (یابین) حمله برد. او بر شاه پیروز شد.(7)

4- حنّا؛ به معناى (فضیلت) است .

او همسر (القانه) و مادر (سموئیل) نبى و سه پسر و دختر دیگر بود. او در ابتدا نازا بود و از خداوند تقاضاى اولاد نمود و دعاى او مورد اجابت قرار گرفت . او به هنگام زائیدن، سرودى به شكرانه این نعمت سرود كه یكى از زیباترین سرودهاى مذهبى بنى اسرائیل است (لوقا) مى گوید: این سرود مانند سرود مریم  است.(8)

5- ابى جایل؛ یعنى: پدر شادی. او زنى زیبا و با هوش بود كه قبلا همسر (ناتال) بود، بعد همسر (داود) شد. او در جنگ همراه داود بود. در "صقلع"  به اسیرى رفت و داود او را باز پس ‍ گرفت. براى داود دو فرزند به دنیا آورد.(9)

6- حلده ؛ زن بدشكل و روسپى را در عبرى گویند.

او زن "شلوم "بود كه در محله دوم اورشلیم زندگى مى كرده است . این زن پیامبرى مشهور بود كه در زمان یوشا پادشاه اسرائیل (اورشلیم ) مورد مشورت پادشاه و كاهنان قرار مى گرفت .(10)

7- استر،

به زبان آكدى : ایشتار، یا ستاره  به زبان فارسى و عبرى . این پیامبر، دختر ابیجایل  است و پس از مرگ پدرش ، پسر عمویش (مُرْدَخاى) او را سرپرستى مى كرد. این زن از یهودیانى بود كه جلاى وطن كرده و در شوش (ایران ) زندگى مى كرد. چون (خشایارشا) از ملكه خود جدا شد، او را به همسرى برگزید. اگر چه به نبوت او اشاره نشده ، ولى صحیفه استر در میان قوم یهود مشهور است . و اگر چه نویسنده این كتاب روشن نیست ، اما به (عزرا) و (یهویاقیم ) كاهن و به خود (مردخاى) نسبت داده مى شود. بر سر این كتاب بین علماء یهود اختلاف بوده است كه آیا این صحیفه را جزء كتاب مقدّس بیاورند یا نه؟ سرانجام پذیرفته شده كه صحیفه استر به قوه روح القدس نوشته شده است .

البته موارد فوق، دیدگاه برخی از یهودیان و مسیحیان است و نظر اسلام این نیست.

منبع : کتاب تاریخ ادیان و مذاهب ج2. مبلغی آبادانی، عبدالله 

تنظیم : گروه دین و اندیشه تبیان


پی نوشت ها:

1- گنجینه تلمود 141، اعمال رسولان باب 21 / آیه 9.

2- نبوت اسرائیلى و مسیحى 102، تكوین ، باب 3/21.

3- پیدایش 22/1.

4- سفر خروج 2/4-10 ، سفر اعداد 12/1-15، سفر تثنیه 24/9، سفر اعداد 2/1. به نقل از: نبوت اسرائیلى 104.

5- سفر اعداد 12/1-15.

6- خلاصة الادیان 126.

7- سفر داوران 5/2-21.

8- سفر داوران 5/2-21، به نقل از نبوت اسرائیلى 105.

9 - كتاب دوم تواریخ ایام 24/20-38.

10- ن .ك : كتاب دوم تواریخ ایام 24/20-28.



..:: یک شب با زنی دیگر ::..

 

نوع مطلب :داستان ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

..:: یک شب با زنی دیگر ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ 

او میگفت که پس از سالها زندگی مشترک، همسرم از من خواست که با زن دیگری برای شام و سینما بیرون بروم. زنم گفت که مرا دوست دارد، ولی مطمئن است که این زن هم مرا دوست دارد. و از بیرون رفتن با من لذت خواهد برد.

زن دیگری که همسرم از من میخواست که با او بیرون بروم مادرم بود که 19 سال پیش بیوه شده بود ولی مشغله های زندگی و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقی ونامنظم به او سر بزنم.آن شب به او زنگ زدم تا برای سینما و شام بیرون برویم. مادرم با نگرانی پرسید که مگر چه شده؟ او از آن دسته افرادی بود که یک تماس تلفنی شبانه و یا یک دعوت غیر منتظره را نشانه یک خبر بد میدانست.به او گفتم: بنظرم رسید بسیار دلپذیر خواهد بود که اگر ما امشب را با هم باشیم. او پس از کمی تامل گفت که او نیز از این ایده لذت خواهد برد.

آن جمعه پس از کار وقتی برای بردنش میرفتم کمی عصبی بودم. وقتی رسیدم دیدم که او هم کمی عصبی بود کتش را پوشیده بود و جلوی درب ایستاده بود، موهایش را جمع کرده بود و لباسی را پوشیده بود که در آخرین جشن سالگرد ازدواجش پوشیده بود. با چهره ای روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد. وقتی سوار ماشین میشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم برای گردش بیرون میروم و آنها خیلی تحت تاثیر قرار گرفته اند.

ما به رستورانی رفتیم که هر چند لوکس نبود ولی بسیار راحت و دنج بود. دستم را چنان گرفته بود که گوئی همسر رئیس جمهور بود. پس از اینکه نشستیم به خواندن منوی رستوران مشغول شدم. هنگام خواندن از بالای منو نگاهی به چهره مادرم انداختم و دیدم با لبخندی حاکی از یاد آوری خاطرات گذشته به من نگاه میکند، به من گفت یادش می آید که وقتی من کوچک بودم و با هم به رستوران میرفتیم او بود که منوی رستوران را میخواند. من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کنی و بگذاری که من این لطف را در حق تو بکنم.هنگام صرف شام گپ وگفتی صمیمانه داشتیم، هیچ چیز غیر عادی بین ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پیرامون وقایع جاری بود و آنقدرحرف زدیم که سینما را از دست دادیم.وقتی او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بیرون خواهد رفت به شرط اینکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم.وقتی به خانه برگشتم همسرم از من پرسید که آیا شام بیرون با مادرم خوش گذشت؟ من هم در جواب گفتم خیلی بیشتر از آنچه که میتوانستم تصور کنم.

چند روز بعد مادرم در اثر یک حمله قلبی شدید درگذشت و همه چیز بسیار سریعتر از آن واقع شد که بتوانم کاری کنم.کمی بعد پاکتی حاوی کپی رسیدی از رستورانی که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خوردیم بدستم رسید.یادداشتی هم بدین مضمون بدان الصاق شده بود: نمیدانم که آیا در آنجا خواهم بود یا نه ولی هزینه را برای 2 نفر پرداخت کرده ام یکی برای تو و یکی برای همسرت. و تو هرگز نخواهی فهمید که آنشب برای من چه مفهومی داشته است، دوستت دارم پسرم.

 

در آن هنگام بود که دریافتم چقدر اهمیت دارد که بموقع به عزیزانمان بگوئیم که دوستشان داریم و زمانی که شایسته آنهاست به آنها اختصاص دهیم. هیچ چیز در زندگی مهمتر از خدا و خانواده نیست. زمانی که شایسته عزیزانتان است به آنها اختصاص دهید زیرا هرگز نمیتوان این امور را به وقت دیگری واگذار نمود.

این داستان به ایمیلم فرستاده شده بود و دیدم خوبه که شما هم بخونید

 

به عزیزانتان بگویید دوسشان دارید.

امروز بهتر از دیروز و فرداست...

 



ماجرای شیعه شدن دانشمند هسته‌ای کانادا

 

نوع مطلب :چهره ها ،مذهبی ،داستان ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

حجت‌الاسلام والمسلمین انصاریان نقل می کند؛ در سفری که به پاریس داشتم به صورت اتفاقی با یکی از دانشمندان معروف هسته ای کانادا آشنا شدم که سؤالات فروانی پیرامون اسلام و تشیع داشت که با وجود سفر به سرزمین وحی و پاسخ های غیر معقول سعودی ها، همچنان ذهن او درگیر پرسش ها و ابهامات بی پاسخ بود!

به گزارش مركز خبر حوزه آنچه در پی می‌آید، ماجرای شیعه شدن یکی از دانشمندان معروف هسته‌ای کانادا است که این خطیب مشهور آن رادرجمع طلاب ‌و فضلای ‌فیضیه و دارالشفاء بیان کرد، اما بنا به دلایل امنیتی از ذکر نام دانشمند کانادایی خودداری نمود.

* بزرگترین اندیشمندان جهان جذب می شوند، اگر...

روایات اهل بیت(ع) آنچنان از جامعیت‌و عمقی برخورداراند که اگر به خوبی برای مردم تبیین شود، نه تنها عوام، بلکه بزرگترین و معروف‌ترین اندیشمندان جهان را به سوی خود جذب کرده و به این کلمات ایمان می آوردند.

یکی از معروف‌ترین دانشمندان و اساتید انرژی هسته‌ای کشور کانادا که به دنبال دین حق می‌گشت، به طور اتفاقی مرا در شهر پاریس ملاقات کرد و از آنجایی که کاملاً به زبان عربی تسلط داشت، درباره دین اسلام و مکتب اهل بیت(ع) سؤالات مهم و جدی مطرح کرد.

این اندیشمند ‌کانادایی، بیش از 5 ساعت درباره دین اسلام و مکتب تشیع با من گفت‌وگو کرد و بیش از 30 سؤال مهم اعتقادی و کلامی پرسید و بعد از آنکه با حقایق دین اسلام آشنا شد و مکتب اهل بیت(ع) را شناخت همان‌جا شیعه شد.

*دستت را قطع کن تا با هم گفت وگو کنیم!

قبل از این ملاقات این اندیشمند کانادایی به عربستان سفر کرده بود تا با بزرگان دینی آنجا برای پیدا کردن دین حق گفت‌وگو کند، گویا سعودی ها نیز از این موضوع بسیار خوشحال می شوند و قبل از گفت‌وگو او را به صرف ناهار دعوت می کنند، اما از آنجایی که او غربی و چپ دست است،غذا را با دست چپ می خورد که با واکنش شدید بزرگان سعودی مواجه می شود که باید با دست راست غذا بخوری، او که ذاتاً چپ دست است، امتناع می کند و در عوض سعودی ها به او می‌گویند: چون بر خلاف سنت نبوی عمل کردی، ابتدا دستت را قطع کرده بعد با هم گفت‌وگو می کنیم، که این موضوع ناراحتی این دانشمند و ترک آن مجلس را به دنبال داشته است.

* می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم!

خودش می گفت که بعد از این حادثه از خیر دین اسلام گذشتم و چند وقت می ترسیدم به مسلمانان نزدیک شوم ولی از آنجایی که مطالعات فراوانی در زمینه دین اسلام داشته و سؤالات زیادی برایش ایجاد شده بود به دنبال فردی برای تعامل و گفت‌وگو می گشت، او که از طریق سایت، اطلاعات نسبی از من داشت در پاریس با من ملاقات کرد.

بعد از آنکه به همه سؤالات او که بعضاً سؤالات عقلی و کلامی بود با حوصله و صبر پاسخ دادم، از من پرسید این جواب ها را چه کسی به تو آموخته است که در پاسخش گفتم: این جواب ها برای مکتب اهل بیت(ع) است، مکتبی عقلی، انسانی و الهی که بر مبنای حکمت و علم بنا شده است.

*می روم تا بر اساس مکتب اهل بیت (ع) برنامه ریزی کنم

بعد از آنکه سؤالاتش را پرسید و با حقایق، ظرایف و لطایف دین اسلام آشنا شد، مرا بغل کرد و بوسید و گفت: به عنوان یک دانشمند صددرصد یقین دارم که مکتب اهل بیت(ع) حق است؛ بنابراین می روم تا همه کارها و برنامه‌هایم را بر مبنای دستورات این مکتب تنظیم و برنامه ریزی کنم.

* کشیش مسیحی که شیعه شد!

چندی بعد با یک کشیش مسیحی در دل سرزمین کفر و جایی که کمربند کفر و ظلمت محسوب می شود و از هر ابزاری برای نابودی حق و شیعه استفاده می کنند، بیش از 4 ساعت به گفت‌وگو نشستم و درباره مکتب اهل بیت(ع) بحث کردیم، فضای عجیبی در آن جلسه حکم فرما شده بود و پرسش و پاسخ ها میان ما رد و بدل می‌شد، خودش جلسه را تمام کرد و در حالی که بلند می‌شد گفت: درحالی بلند می‌شوم که شیعه هستم و می روم تا دیگران را به روح متعالی تشیع آشنا کنم.


فان پاتوق



آیا می دانستید که

 

نوع مطلب :دانستنی ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

..:: آیا می دانستید که (قسمت 02) ::..


www.RangarangGroup.com | گروه اینترنتی رنگارنگ


آیا میدانستید که
حس چشایی نوعی پروانه بزرگ ۱۳ هزار بار دقیق تر از انسان است ؟

آیا میدانستید که لاما شتر بدون کوهانی است که به هنگام عصبانیت بر صورت طرف مقابل تف می اندازد ؟

آیا میدانستید که قلب گنجشک ۱۰۰ بار در دقیقه می تپد ؟

آیا میدانستید که
فیل تنها حیوانی است که می تواند ایستادن روی سر و گردن را یاد بگیرد ؟

آیا میدانستید که
یک موش کور ۱۴ سانتی می تواند در یک شب تونلی به طول 91.4 متر حفر کند ؟

آیا میدانستید که
مرغ ها برای تخمگزاری احتیاجی به خروس ندارند و خروس فقط برای بارور کردن تخم است ؟

آیا میدانستید که
کرم های ابریشم در ۵۶ روز ۸۶ هزار برابر وزن خود غذا می خورند ؟

آیا میدانستید که
داركوب ها قادرند ۲۰ بار در ثانیه به تنه درخت ضربه بزنند ؟

آیا میدانستید که
زمان گردش سیاره عطارد بدور خود ۲ برابر زمان گردش آن بدور خورشید میباشد ؟

آیا میدانستید که
۹۰٪ سم مارها از پروتئین تشكیل یافته است ؟

آیا میدانستید که
قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد ؟

آیا میدانستید که
گونه ای از خرگوش قادر است ۱۲ ساعت پس از تولد جفت گیری كند ؟

آیا میدانستید که
سطح شهر مكزیك سالانه ۲۵ سانتیمتر نشست میكند ؟

آیا میدانستید که
بیشترین سرعت که انسان دست یافته 40.000 کیلومتر با سفینه آپولو ۱۰ است ؟

آیا میدانستید که
چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد چون چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟

آیا میدانستید که
موریانه ها قادرند تا ۲ روز زیر آب زنده بمانند ؟

آیا میدانستید که
کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟

آیا میدانستید که
درازترین دم به سوسمار آبهای شور تعلق دارد که درازای آن به ۳ متر میرسد ؟

آیا میدانستید که
قدمت خالکوبی به بیش از ۵۰۰۰ سال میرسد ؟

آیا میدانستید که
اغلب مارها دارای ۶ ردیف دندان میباشند ؟

آیا میدانستید که
شمپانزه ها قادرند مقابل آینه چهره خود را تشخیص دهند اما میمونها نمیتوانند ؟

آیا میدانستید که
قلب والها تنها ۹ بار در دقیقه می تپد ؟

آیا میدانستید که
درازترین جانور یک نوع کرم خاکی است که درازای آن به بیش از ۵۵ متر میرسد ؟

آیا میدانستید که
اولین كلیسای ساخت بشر یعنی كلیسای پطرس مقدس در انطاكیه ترکیه میباشد ؟

آیا میدانستید که
رشد تعداد ماشینها در جهان ۳ برابر رشد جمعیت انسانهاست ؟

آیا میدانستید که
وزیر دفاع اسراییل و رئیس حزب کارگر آن ایرانی الاصل میباشند ؟

آیا میدانستید که
ایران زمان شاه دارای ورزیده ترین خلبانان دنیا بود و تیم اکرو جتش حرف اول را در دنیا میزد ؟

آیا میدانستید که
بیشترین آمار طلاق در جهان متعلق به ایران است ؟

آیا میدانستید که
اسم قاره ها با همان حرفی كه آغاز میشود پایان میابد ؟

آیا میدانستید که
شما نمیتوانید با حبس نفستان خود كشی كنید ؟

آیا میدانستید که
خوك‌ها به دلیل فیزیك بدنی قادر به دیدن آسمان نیستند ؟

آیا میدانستید که
فندك قبل از كبریت اختراع شد ؟

آیا میدانستید که
بیشتر سر دردهای معمولی از کم نوشیدن آب است ؟

آیا میدانستید که
زکریای رازی به غیر از الکل کاشف گوگرد هم هست ؟

آیا میدانستید که
رکورد ضربه زدن به توپ پیگ پنگ در مدت زمان ۶۰ ثانیه ۱۷۳ ضربه است ؟

آیا میدانستید که
مهمترین عامل افزایش طول عمر داشتن تناسب اندام به همراه وزنی مناسب است ؟

آیا میدانستید که
۷۰ در صد جمعیت ایران زیر ۳۰ سال سن دارند و ایران جوانترین جمعیت دنیا را دارد ؟

آیا میدانستید که
خوردن کاهو مانع ریزش و سفید شدن موها میگردد ؟

آیا میدانستید که
برای جلوگیری از جوانه زدن سیب زمینی درون سبد آن باید یک عدد سیب قرار دهید ؟

آیا میدانستید که
آب دریا دارای طلاست و این مقدار در حدود ۴ گرم در هر میلیون تن آب است ؟

آیا میدانستید که
یک نوع وزغ وجود دارد که در بدن خود سم كافی برای كشتن ۲۲۰۰ انسان را دارد ؟

آیا میدانستید که
۳۵۰ هزار نوع کفش دوزک در جهان وجود دارد ؟

آیا میدانستید که
وال برای شکار از صدای بسیار بلندی که دارد استفاده میکند و طعمه را فلج یا میکشد ؟

آیا میدانستید که
سریعترین قطار دنیا سرعت ۵۸۱ کیلومتر دارد و این نوع قطارها تنها در ژاپن وجود دارند ؟

آیا میدانستید که
چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد ؟

آیا میدانستید که
مراسم مومیایی کردن در مصر باستان ۷۰ روز به طول میانجامید ؟

آیا میدانستید که
صدایی بلندتر از زمانیکه سفینه ایی به فضا پرتاب میشود در جهان وجود ندارد ؟

آیا میدانستید که
در قدیم ارزش نمک بیش از طلا بوده و از نمک برای نگهداری غذا استفاده میشده است ؟

آیا میدانستید که
شکستگی استخوان ناشی از پوکی استخوان در زنان دو برابر مردان است ؟

آیا میدانستید که
توماس ادیسون از تاریکی وحشت داشت ؟

آیا میدانستید که
چشم شتر مرغ از مغزش بزرگتر است ؟

آیا میدانستید که
الفبای مردم هاوایی ۱۲ حرف دارد ؟

آیا میدانستید که
مورچه ها نمیخوابد ؟

آیا میدانستید که
اسکندر و ژولیوس سزار صرع داشتند ؟

آیا میدانستید که
آدامس توسط یک فرمانده جنگی اختراع شد ؟

آیا میدانستید که
کد کشور روسیه ۰۰۷ است ؟

آیا میدانستید که
ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟

آیا میدانستید که
عقرب میتواند سه سال بدون غذا زندگی کند ؟

آیا میدانستید که
یک کوروکودیل نمی‌تواند زبانش را بیرون در بیاورد ؟

آیا میدانستید که
حلزون می‌تواند ۳ سال بخوابد ؟

آیا میدانستید که
به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می‌ترسند تا از مرگ! ؟

آیا میدانستید که
ملت آمریکا بطور میانگین روزانه 73.000 متر مربع پیتزا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که
بچه‌ها بدون کشکک زانو متولد میشوند که در سن ۲ تا ۶ سالگی ظاهر می‌شوند ؟

آیا میدانستید که
پروانه‌ها با پاهایشان می‌چشند ؟

آیا میدانستید که
گربه‌‌ها می‌توانند ۱۰۰ صدا با حنجره خود تولید کنند در حالیکه سگ‌ها کمتر از ۱۰ صدا ؟

آیا میدانستید که
نزدیکترین ستاره به ما ۱ سال نوری فاصله دارد ؟



اس ام اس جدایی و دلشکسته(2 اذر)

 

نوع مطلب :اس ام اس ،عاشقانه ها ،

نوشته شده توسط:حسین شورگشتی

انكه جان داد مرا عشقت بود انچه لرزاند مرا هجرت بود تا كه گفتی جانازنده شدم وان بت بتكده ام جسمت بود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


آنان که عشق من را به بهانه ی عشق دیگر گم کردند !
باشد که این بهانه سایه نفرینی باشد بر خط به خط کتاب زندگیتان.

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

رفتی و تا همیشه خمارم گذاشتی پا روی عشق و دارو ندارم گذاشتی نه باورم نمیشه این قصه را که تو یه عمرسر کارم گذاشتی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از تو آینه ساخته بودم
به چه سادگی شکستی
توی کارت مونده بودم
اما ثابت کردی پستی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

شمع می سوزد و پروانه به دورش همه شب . من که می سوزم و پروانه ندارم چه کنم!


* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

تو رفیق نیمه راهی به خدا غرق گناهی

دیگه چاره ای ندارم می دونم در اشتباهی

تو دلم جائی نداری تو محبتی نداشتی

منو از ریشه سوزوندی دلمو تنها گذاشتی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

چنان دل کندم از دنیا که شکلم شکل تنهایی ببین مرگ مرا در من که مرگ من تماشایی است مرا در اوج می خواستی تماشا کن ...... تماشا کن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مطمئن باش و برو
ضربه ات کاری بود
دل من سخت شکست
و چه زشت به من و سادگی ام خندیدی
به من و عشقی پاک
که پر از یاد تو بود
و خیالم می گفت
تا ابد مال تو بود
تو برو. برو تا راحت تر
تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی عشقت تنهات گذاشت … نگران خودت نباش که بدون اون چی کار کنی،شرمنده ی دلت باش که بهت اعتماد کرد !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نه مرا طاقت غربت نه تو را خاطر غربت


دل نهادم به صبوری كه جز این چاره ندارم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ساده بودم که تو را ساده تجسم کردم بعد لبخند تو با گریه تبسم کردم آشنا با همه پنجره های شهرم چون توراپشت همین پنجره ها گم کردم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای آنکه همیشه بیاد تو می سوزم
یاد من کن که همیشه بیاد تو میسوزم
ای اشک آهسته بریز که غمم زیاد است
ای شمع آهسته بسوز که شبم دراز است
صداقت قلب منو تو دیدی باورت نشد
اشکای غم رو گونه هام چکید و باورش نشد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نگاهی کرد و دل را در به در کرد / یقین کرد عاشقم بعدش سفر کرد / شکستی خورد و آمد تا بماند/ ولی من رفته بودم او ضرر کرد

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر چه فکر می..کنم حرفم نمیاید ....... خیالت را گم کرده.ام یا مسیر عاشقیت را ؟؟؟ شاید هم تو راه قلبم را گم کرده.ای و در شعر دیگران نشسته ای!!؟؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

هر کی تورو ازم گرفت الهی بیچاره بشه
روز قیامتکه رسید مجرم و آواره بشه
به آب و آتیش می زنم فکرت نمیره از سرم
می خوام فراموشت کنم
اما بازم عاشق ترم
طفلی دل عاشق من نشد تو رو نگه داره
فقط یادم میاد نوشت چشماتو خیلی دوست داره

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قدرمو می دونی یه روز

یادم می افتی شب و روز

صدام تو گوشت می پیچه

مثل یه آهه سینه سوز

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم

ماندم تا بیاید و پاسخ دهد چرا

چرا تنهایم گذاشت
در حسرت پرسیدن این سوال هم مانده ام


دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیدِ

یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده

این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی

من که جام عشق و دادم چه بنوشی چه بریزی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گر چه رفتی از برم اما فراموشم مكن با غمت ای آشنا هر شب هم آغوشم مكن

همچه موج اشك از دریای چشمم پا مكش در پی خود چون حبابی خانه بر دوشم مكن

من زموج اشتیاق تو سر پا آتشم باز با طوفان بی مهرت خاموشم مكن

جوشد امشب جلوی جادوی چشمانت ز جام در خیال نرگست ای فتنه مدهوشم مكن

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


دراین بازار نامردی به دنبال چه میگردی؟ نمی یابی نشان هرگز توازعشق وجوانمردی! بروبگذر از این بازار'' ازاین مستی وطنازی ! اگرچون کوه هم باشی در این دنیا تو می بازی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


وفا نکن نه به من نه به دیگری!

دستان وفادارت را به سویم دراز نکن

زیرا سوزش بی وفاییت آزارم می دهد

وفای تو را نمی خواهم !

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عاشق هرکس شدم او شد نصیب دیگری

دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجری

من سخاوت دیده ام دل را به هر کس می دهم

شرم دارم پس بگیرم آنچه را بخشیده ام



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

گاه همه چیز ساده اغاز میشود

گاه همه چیز آرام آغاز میشود

و گاه همه چیز ساده و ارام به پایان میرسد، بی آنكه بدانیم چرا؟

راستی چرا ؟

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

وقتی تو با من نیستی از من چه می ماند
از من جز این هر لحظه فرسودن چه می ماند
از من چه می ماند جز این تکرار پی در پی
تکرار من در من مگر از من چه می ماند



* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

عمیق ترین درد زندگی مردن نیست .

بلکه ناتمام ماندن قشنگترین داستان زندگی است که مجبوری آخرش را با جدایی به سرانجام برسانی

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

حالا كه دست هایت چتر نمی شوند
حالا كه نگاهت ستاره نمی بارد
حالا كه خانه ای برای ما شدن نداریم
از كاغذ شعرهایم اتاقی می سازم
تا آوار تنهایی بر سرت نریزد
و آرامش خیالت ، .خیس اشك هایم نشود

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

قانون تو تنهایی من است
و تنهایی من قانون عشق
و عشق ارمغان دلدادگیست
و این سرنوشت سادگیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

نازنینم ، هیچ می دانی اکنون که برایت می نویسم همهء وجودم در تمنای دیدارت می سوزد ؟!

هیچ می دانی برای اینکه دوباره بتوانم قامتم را در آینهء چشمانت به تصویر بکشانم، ثانیه ها را یکی یکی می شمارم ؟!

کاش آن روز بیاید ! ..

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

متن عاشقانه برای کسی که دلتو شکسته



می روم افسرده و خسته می روم

جایی که عشق نباشد ، تو نباشی ...

می روم نالان و پریشان می روم

جایی که زمین نباشد ، تو نباشی ...

می روم خراب و داغان می روم

جایی که هیچ کس و هیچ چیز نباشد ، تو نباشی

و در آخر می روم ... برای فرار از تنهایی می روم

این بار نمی دانم کجا ... اما خوب می دانم

جایی که خود نباشم ، تو نباشی

آری می روم
__________________
پاتوق سرگرمی ایرانیان




 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic